آزادگان بهبهان



 هیات آزادگان بهبهان در اقدامی خداپسندانه در جهت کمک به هموطنان سیل زده هدایای نقدی و غیر نقدی آزادگان بهبهان را جمع آوری کرده و به مناطق سیل زده ارسال نمود. این کمک ها بیش از هشتاد ملیون ریال بود

http://uupload.ir/files/uc86_img-20190416-wa0034.jpg

http://uupload.ir/files/3df4_img-20190415-wa0018.jpg

http://uupload.ir/files/tg2b_img-20190416-wa0026.jpg

http://uupload.ir/files/14mo_img-20190415-wa0016.jpg

[ سه شنبه 27 فروردین 1398 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

به مناسبت اعیاد شعبانیه و بخصوص ولادت با سعادت قمر بنی هاشم علیه السلام و روز جانباز شامگاه روز شنبه به همراه جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار جانباز 70 درصد امرالله جمالی  رفتیم.
یک خانواده کاملا ایثارگر و معتقد به مبانی نظام اسلامی. جانباز سر افراز ما نخست در سال 62 در حادثه موشک باران مدرسه پیروز بهبهان مجروح شد در حالیکه هنوز کلاس اول راهنمایی بود. سپس در عملیات کربلای 5 به شدت مجروح گشت بطوریکه خانواده او شش ماه از وی بی خبر بودند و پس از شش ماه در بیمارستانی در تهران ایشان را یافتند که نه قادر به حرکت بود و نه قادر به سخن گفتن. برادر این جانباز عزیز که خود از پاسداران انقلاب اسلامی است ماجرای چند سال سرپرستی سخت از ایشان را با گرمی تمام بیان نمود. گاهی هم گلایه هایی داشت که مدت ها بود کسی به سراغشان نمی رفته و...... اما در نهایت شکرگزاری به درگاه خداوند در کلامش موج می زد. دیدار بسیار گرم و پر باری بود و برای ما بسیار روحیه بخش که بدانیم علیرغم همه سختی ها کسانی که بیش از همه ما در معرض خطر و سختی بوده اند چگونه با شکرگزاری زندگی می کنند.
پیش از سخنان برادر جانباز عزیز حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات آزادگان با معرفی حضار و عملکرد هیات برای سلامتی این جانباز عزیز و همه جانبازان کشور دعا نمودند.





http://uupload.ir/files/iaze_img-20190413-wa0036.jpg


1ze_img-20190413-wa0029.jpg   5qh5_img-20190413-wa0033.jpg   d66h_img-20190413-wa0053.jpg


4olj_img-20190413-wa0047.jpg  vt4t_img-20190413-wa0051.jpg   tjb_img-20190413-wa0052.jpg

[ یکشنبه 25 فروردین 1398 ] [ 12:52 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
شامگاه روز شنبه 17 فروردین ماه سال 1398 به همراه جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار حاج عبدالرضا بهمئی از آزادگان و جانبازان سرفراز هشت سال دفاع مقدس رفتیم. حاج عبدالرضا مدتی پیش داماد جوان خود را در یک حادثه از دست داده بود. در این دیدار حاج عبدالصاحب بخردی ضمن تسلیت بخاطر این فقدان دردناک بخشی از خاطرات خود را در مورد رشادت ها و فداکاری های حاج عبدالرضا به سمع دوستان رساند. جمع حاضر برای شادی روح آن مرحوم دعا کردند و صبر و اجرالهی را برای بازماندگان از درگاه حضرت احدییت مسالت نمودند.

c6x_img-20190406-wa0016.jpg


21go_img-20190406-wa0007.jpg kgrh_img-20190406-wa0010.jpg  2k3d_img-20190406-wa0012.jpg

[ یکشنبه 18 فروردین 1398 ] [ 12:48 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
فردا 18 فروردین است.پنج سال از شهادت علمدار جبهه های نبرد گذشت و هنوز هم یاد و خاطره ی مجاهدات های این رزمنده و آزاده دلاور در دل ها باقی است.

   

مرحوم حاج عباس روز خوش

جمعی تیپ ۱۵امام حسن(ع)-گردان سوم(عاشورا)

فرمانده ی گردان:  محمود محمدپور

گروهان دوم به فرماندهی:عبدارضا سرخه

عملیات خیبر 62/۱۲/4منطقه ی هور الهویزه

اسارت:۶۲/۱۲/۹روستای البیضه عراق- شهادت  18/1/94


شعار اباالفضل علمدار خمینی را نگه دار

تا کنون از خودتان پرسیده اید که شعار ابوالفضل علمدار خامنه ای نگهدار چگونه بر سر زبان ها افتاد؟

 

دی ماه سال ۶۷وقتی که سومین گروه از اسرای موصل دو را برای زیارت به کربلا می بردند بچه ها با توجه به تجارب دو گروه پیشین تصمیم گرفتند اقداماتی را در کربلا و نجف انجام دهند. نوشتن اعلامیه جهت پخش در میان مردم و گذاشتن زیر فرش های حرم، کشیدن تصویر امام بر روی پارچه های سفید دشداشه جهت نصب به اتوبوس در مراحل سفر، خصوصا در دید مردم کربلا که بسیار هم خطر ناک بود، قرار دادن شعارهای مهم در درون خودکار ها جهت انداختن در بین مردم و.......

از جمله ی این اقدامات بود. در حرم حضرت ابولفضل تحرک بچه ها به اوج خود رسیده بود و کار بجایی رسید که همه بی اختیار شعار دادند:« اباالفضل علمدار خمینی را نگهدار» این شعار چنان در حرم طنین انداز شد که افسر استخبارات به وحشت افتاد و فریاد زد :«سدالباب- سد الباب و...» در ها را ببندید و... ظاهرا مردم با شنیدن این فریاد ها یا از سر کنجکاوی یا به هر دلیل دیگری در حال نزدیک شدن به حرم بودند و چو ن در زمان حضور ما در کربلا و نجف حرم ها در حصار نظامیان قرار می گرفت و ورود به آن ممنوع می شد، افسر عراقی ترسیده بود که مبادا مردم وارد حرم شوند و عنان کار از دست نظامیان خارج گردد . لذا با فریادهای مکرر از سربازان می خواست که درها را ببندند ..... بعد از برگشت بچه ها از کربلا علمدار ما به همراه گروهی از مجروحان آزاد شدند و در تهران به دیدار امام رفتند . آنجا بود که حاج عباس در حضور امام فریاد زد :«ابا الفضل علمدار خمینی را نگه دار»و همه جواب دادند و بعد از این دیدار این شعار معروف شد و بعد از رحلت حضرت امام شعار به این گونه تغییر کرد:«اباالفضل علمدار خامنه ای نگه دار»در واقع حاج عباس به نمایندگی از اسرای اردوگاه موصل دو این شعار را وارد ایران کرد و تا به امروز هم ادامه دارد.....        نقل از کتاب ستارگان بیبهو .. اثر محمد جواد اسکافی

                     روحش شاد و یادش گرامی باد.


[ یکشنبه 18 فروردین 1398 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


3gza_images_(2).jpg
Related image

با آرزوی توفیق برای همه ملت ایران عید نوروز مبارک




[ چهارشنبه 29 اسفند 1397 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

روح هر عبادتی یا علی/یا علی
لطف بی نهایتی یا علی/یا علی
سیدی عنایتی یا علی/یا علی/یا علی یا علی
یا علی یا علی یا علی/یا علی/ یا علی یا علی

ولادت حضرت علی


میلاد مولای متقیان امام علی بن ابیطالب علیه السلام مبارک

[ چهارشنبه 29 اسفند 1397 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

نوروز در اسارات نیز دارای ارزش و اعتبار بالایی بود. از یک هفته قبل از عید با توجه به شرایط اسارت و اردوگاه تدارکات ویژه ای برای نوروز دیده می شد.
اما در اوایل اسارت و بخصوص سال 63شرایط به گونه ای بود که امکان هیچ گونه جشن و شادی وجود نداشت.

(تصاویر) اسرای ایرانی در عراق

چهارشنبه 1363/1/1 عیدنوروزدراسارت

          اولین روزسال 63 رابایادضرب وشتم روزگذشته آغاز كردیم ،هنگام آمارصبح عراقی ها طبق معمول ازماپذیرایی كردند،صبح عیدوضربات كابل چه تناسبی داشت؟!!بعدازآمارمطلع شدیم كه عراقی هاآقای رمضانی ((بهروز))فرمانده ی محترم گردان محرم ازتیپ امام حسن(ع)رابه بازجویی برده اند،این دومین یاسومین باربودكه وی رابه بازجویی می بردندامااین یكی بسیارمتفاوت بود.گویاعراقی هااین بارمی خواستندكه مقاومت اورابشكنندوازاو اقراربگیرند،جاسوس خائنی كه اورالوداده بودضریب اطمینان دشمن رابالا برده بودحوالی ساعت 5/8 یا9 بودكه فریادهای بی امان بهروزبلندشد:یاحسین ،یامهدی وگویی باهرفریادخاك مرگ براردوگاه ریخته می شد،همه ساكت می شدندوصدای اوفضارامی شكافت وقلب ستم رادرهم می شكست وما،چه می توانستیم بكنیم :جزاینكه درزیرلب دعامی خواندیم :خدایااوراصبرعطاكن ،ثابت قدمش گردان وشكنجه گران راخواروذبون كن و... هیچ كس حال خوشی نداشت ،خصوصا بچه های خوزستان وازهمه بدترماكه آشنای چندین ماهه ی اوبودیم ،خنده ازلب ها رخت بربسته بودودل هاآرامش نداشت ،همه ی چشم ها به اتاق 16- كه آنروزمحل خیاطی بود- دوخته شده بودگویادل های مادرآنجابودو جسممان درمحوطه ی اردوگاه ،عراقی هااوراآویزان كرده بودندآن هم به شكل برعكس به طوری كه سرش به طرف پایین بودوپاهایش رابه چوبی بسته بودند،گاهی باكابل بركف پاهایش می زدندوزمانی شوك الكتریكی به اووصل می كردندوفریادهالحظه ای قطع نمی شد،زمان به كندی می گذشت ،خدایاعجب روزعیدی.آیا امروزكسی ازمایادمی كند؟آیاامروزكسی حال مارادرك می كند؟آیاامروزسوزش كابلها بربدن این مردخداراكسی حس می كند؟شرح این حال راچه كسی به مردم خواهدگفت؟كدام پاسخ می تواندحق این مردخداوصدهاچون اورااداكند؟خبراین استقامت راچه كسی به پیرومرشدما،امام ما،روح ماخواهدرساند؟وفردای اسارت به این همه وفاداری وپایمردی چگونه ارج نهاده خواهدشد؟این جملاتی بودكه دائم برزبان من می گذشت،دلهره واضطراب تمام وجودمان راگرفته بود،باخودمی گفتم:((اگرمن جای اوبودم چه می كردم آیامی توانستم مقاومت كنم؟))خدامی داند.من كه چنین توانی درخودنمی بینم.حوالی ساعت 12 بودكه عراقی هاسوت آماررازدند،عجب روزطولانی وسختی بود،سوت آماربرای مانشانه ی شادی بودزیرامی دانستیم دست كم یك ساعت ازشكنجه درامان است .آنهامشغول آمارشدندوبعدازحدودیك ساعت باردیگرشب پرستان كوردل مشغول  شكنجه شدندوبعدازمدتی نایب ضابط پلنگی ودیگرشكنجه گران درحالی كه خستگی وكوفتگی ازچهره هایشان نمایان بودومعلوم بودكه ازنظرروحی به سختی شكست خورده اندمحل شكنجه گاه راترك كردندوقهرمان استقامت مارابه سوی آسایشگاه بردند،اگرچه ظاهراًنمی توانست اززخم پاهایش راه برودولی سربلندبودوراست قامت كه دشمن به علت وضع مزاجی بهروزبازجویی رابه روزدیگری موكول كرد.بعدازظهرهمان روزعراقی هاسه نفررابه نام های آقایان عزیزا... كریمی مسئول آسایشگاه 2 ازرباط كریم تهران وحمیدرضاهادی ازاصفهان وسومی كه اسمش رابه خاطرندارم به وسط اردوگاه بردندودرمقابل دیدگان بچه هاآنهارابه شدت موردضرب وشتم قرار

دادندیكی ازبچه هامی گفت :((من تعدادضربه های كابل راشمردم وتاآن جایی كه توانستم بشمارم 320 ضربه بربدن پاك این بندگان مخلص خداواردكردندوآنهادرزیراین ضربه های كابل تحمل كردندوسكوت اختیارنمودند،تااینكه بیهوش برزمین افتادندوآنهارابه آسایشگاه منتقل كردندودوسه روزناتوان ازاین همه ضربه بربسترخودافتاده بودندوبچه هادرامورلازم به آنهاكمك می كردندآری این عیدسال 63 بودودیدن صحنه های دردآوروشنیدن ناله هایی كه دل انسان رابه درد می آورود و آرام و قرار را از ما می گرفت ،روزی توأم بااضطرارودلهره ،وچه كسی جزخداوند منان ازحقیقت چنین روزها وصحنه هایی آگاه است؟؟!!.......

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ دوشنبه 27 اسفند 1397 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
آخرین جلسه هیات آزادگان بهبهان در روزپنج شنبه 16 اسفند 1397 در جوار امام زاده واجب التعظیم امام زاده جعفر علیه السلام در کنار سد شهدای بهبهان برگزار گردید. با توجه به اینکه روز گذشته روز درخت کاری بود با هماهنگی منابع طبیعی و حاج آقا عظیمی نیا متولی صدقه جاریه سبز در بهبهان 72 نهال به نیت 72 تن شهدای کربلا تهیه و با همکاری آزادگان بهبهان در اطراف امام زاده کاشته شد. سپس نماز ظهر و عصر به جماعت اقامه گردید و حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات آزادگان از حاضرین در مراسم به ویژه ازآقا عرفان دلاوری فرزند مرحوم حاج رحمان دلاوری که برای اولین بار در جمع ما حاضر می شدند تشکر  نمود. در همین جلسه از رتبه های برتر مسابقات تنیس روی میز دهه فجر انقلاب اسلامی ویژه آزادگان قدردانی شد. همچنین از آقا مهدی حاجی زاده بخاطر میزبانی شایسته در اجرای مسابقات سپاس گزاری به عمل آمد. در پایان همه آزادگان میهمان سفره صمیمی نهار هیات آزادگان بهبهان بودند.
چهار رتبه برتر مسابقات تنیس روی میز به ترتیب کسب مقام آقایان
عبدالصاحب بخردی- حاتم آبرود-عبدالرضا بهمئی- علی دهقان پیر

http://uupload.ir/files/b29q_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B4%DB%B3%DB%B9.jpg


http://uupload.ir/files/w9lx_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B3%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B2%DB%B5%DB%B8%DB%B1%DB%B5.jpg


http://uupload.ir/files/20kp_img-20190307-wa0131.jpg

http://uupload.ir/files/i0jw_img-20190307-wa0130.jpg

http://uupload.ir/files/94mi_img-20190307-wa0149.jpg
28lz_۲۰۱۹۰۳۰۷_۱۰۵۴۲۲.jpg     1uvq_img-20190307-wa0087.jpg   lyrg_۲۰۱۹۰۳۰۷_۱۱۴۲۱۷.jpg

z113_۲۰۱۹۰۳۰۷_۱۱۰۳۰۶.jpg  wtc_img-20190307-wa0097.jpg  twwh_img-20190307-wa0161.jpg
g038033_.jpgx628593_.jpge112775_.jpg
   

 

 
w59190_.jpgb44u_img-20190307-wa0173.jpg h96e_img-20190307-wa0144.jpg

  
 

[ جمعه 17 اسفند 1397 ] [ 01:23 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

شامگاه روز شنبه 11 اسفند ماه به همراه جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار آزاده و جانباز سرافراز علیرضا جنانی رفتیم. ایشان در سال 67 به اسارت دشمن درآمد و بیش از دوسال از زندگی خود را در اردوگاه های مختلف سپری نمود.
با وجود گذشت بیش از 27 سال از آزادی ایشان هنوز هم از صدمات ناشی از ضرب و شتم های شدید آن دوران رنج می برد.
http://uupload.ir/files/38qj_img-20190302-wa0075.jpg

4ze7_img-20190302-wa0074.jpg   kpch_img-20190302-wa0073.jpg hpeb_img-20190302-wa0072.jpg

x83812_.jpg   h190607_.jpg  n636371_.jpg

[ شنبه 11 اسفند 1397 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
شامگاه روز سه شنبه 7 اسفند مصادف با میلاد با سعادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به دعوت آقا مهدی حاجی زاده و خواهر بزرگوارشان جمعی از آزادگان بهبهان در خانه ایتام حاضر شده و در کنار این کودکان دوست داشتنی شام را صرف کردند. این حضور و ضیافت به مناسبت روز مادر و به یاد مادر مهربان آقا مهدی حاجی زاده برگزار شد.در پایان این ضیافت حضار با قرائت فاتحه یاد و خاطره مرحوم قدرت الله حاجی زاده و خانوده بزرگوارشان را گرامی داشتند.

eicm_img-20190226-wa0155.jpg   sknz_img-20190226-wa0141.jpg   j14g_img-20190226-wa0153.jpg

kifv_img-20190226-wa0151.jpg   vg_img-20190226-wa0152.jpg  pxjp_img-20190226-wa0156.jpg


اضافه می کنم مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست در بهبهان از موقوفات آقا مهدی حاجی زاده بوده و به تازگی زمین کنار این مرکز هم به همت ایشان خریداری شده و فعلا به زمین ورزش این عزیزان تبدیل شده است.
شادی روح  مرحوم قدرت الله حاجی زاده و بستگان بزرگوارش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

[ چهارشنبه 8 اسفند 1397 ] [ 02:06 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
به مناسبت هفتمین روز درگذشت نصرالله خانی پدر شهید نعمت الله خانی  و آزاده اسدالله خانی مراسم دعای کمیل با حضور جمعی از آزادگان در منزل آن مرحوم برگزار گردید


http://uupload.ir/files/epl8_img-20160423-wa0070.jpg


gf4x_img-20190221-wa0101.jpg    2w6j_img-20190221-wa0095.jpg  hmrk_img-20190221-wa0104.jpg

[ جمعه 3 اسفند 1397 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

امروز 22 بهمن در هوای بارانی بهبهان مردم دلاور و انقلابی شهرمان با لبیک به ندای رهبر عالیقدرشان با حضور در خیابان های بهبهان چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن گرفتند.فجر بارانی نیز زیبایی های خود را داشت که تصاویر گویا تر و زیباتر ان را بیان می کند.

حضور آزادگان بهبهان در این مراسم باشکوه نیز جلوه خاصی داشت و نظر حاضران در راهپیمایی را به خود جلب می کرد.


oqo7_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۲۱۱.jpgdyfa_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۳۸۲۶.jpg40al_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۵۳.jpg

goed_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۲۳.jpgvtop_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۷۳۳.jpgl5k4_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۸۱۴.jpg

i249_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۱۸۱۳.jpgtpe2_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۲۲۴.jpgrx2k_img-20190211-wa0113.jpg

ye7j_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۵۳.jpgzbvr_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۳۹۴۲.jpg3yzj_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۴۰۱۲.jpg


[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



4qk_عدالت_بهبهانی_-_محمد.jpg

شهید محمد عدالت

محمد عدالت متولد سال 1340دانش آموز سال چهارم دبیرستان بود. با شروع انقلاب حضور در خیابان ها و شرکت در راهپیمایی ها و درگیری های خیابانی را آغاز کرد.در روز چهلم شهید گرایمی همانند بسیار از افراد دیگر به امام زاده حیدر(ع) آمده بود  و سپس به همراه جمعیت به طرف امام زاده فضل حرکت کرد. در میان جمعیت او را دیدم که فریاد می زد :«لحظه به لحظه گویم ،زیر شکنجه گویم یا مرگ یا خمینی» مهرماه سال 57دانش آموزان دبیرستان سلطانی (دکتر شریعتی ) با دادن شعارهای :«درود برخمینی- درود بر شریعتی معلم شهید ما» کلاس های درس را به تعطیلی کشاندند. شهید محمد عدالت پیشاپیش دانش آموزان شعار می داد. با تعطیلی مدارس دانش آموزان هر روز در یکی از دبیرستان های شهر جمع می شدند و برنامه هایی را در مورد انقلاب و افشاگری در باب جنایت های رژیم پهلوی اجرا می کردند. روزی که دبیرستان سلطانی (شریعتی) میزبان مراسم بود شهید عدالت با پایین کشیدن پرچم طاغوت پرچم سبز لا اله الا الله را برفراشته نمود و رسم تازه ای را در مراسم بوجود آورد. روز جمعه 1/10/57در اوج فشار دولت نظامی ازهاری، که سرهنگ امیری رئیس شهربانی بهبهان در تلاش بود تا تظاهرات مردم بهبهان را سرکوب کند. محمد از خانه خارج شد در حالیکه برلبانش شعار :«ماهمه سرباز تو ایم خمینی» جاری بود. آن روز درگیری ها در شهر زیاد بود. مردم می خواستند به عوامل حکومت نظامی در شهر بفهمانند که در عزم خود برای رسیدن به پیروزی استوار هستند و از فشارها و شکنجه ها و کشتار نمی هراسند. در درگیری آن روز محمد مورد اصابت گلوله نظامیان قرار گرفت و به شدت مجروح شد. اور ا به بیمارستان منتقل کردند و پش از هشت روز مقاومت در مقابل جراحات  ناشی از تیراندازی دشمن در روز 8/10/57به شهادت رسید. نظامیان از دادن جسد او امتناع می ورزیدند. مردم جهت تحویل جسد و تشییع آن مقابل بیمارستان اجتماع کرده بودند. مرحوم آیت الله مجتهدی با فرمانده ی نظامیان سخن گفت و از آن ها خواست تا جسد شهید را تحویل دهند اما او نپذیرفت و گفت که متفرق شوید. او گفته بود که جسد شهید را نظامیان به قبرستان شهر می آورند. در این روز در مقابل بیمارستان نظامیان به مردم حمله ور شدند و بسیاری را دستگیر نمودند. جسد پاک شهید عدالت به همراه دو شهید دیگر بدون حضور مردم به خاک سپرده شد. اما در چهلمین روز شهید عدالت امام به کشور بازگشته بود و طاغوت از ایران گریخته و همه چیز برای فروپاشی نظام شاهنشاهی فراهم شده بود. آری خون شهیدان بساط ظلم ستمگران را در هم پیچیده بود.                                                                                                                               

                                      روحش شاد و یادش گرامی


[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 02:08 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]







در بیست‌ویکم آبان، بازار و کلیه مغازه‌های بهبهان و چند شهر دیگر خوزستان تعطیل شد. بیست‌وچهارم آبان نیز کلیه مغازه‌ها تعطیل بود و مردم در چند نقطه شهر تظاهرات کردند و راه‌بندان ایجاد نمودند. در نتیجه تیراندازی مأموران در این روز، یک نفر از تظاهرکنندگان به نام اسدالله دلفریب شهید و دو نفر نیز مجروح شدند. روز بعد، تعطیلی مغازه‌های شهر در اعتراض به ‌روی ‌کار آمدن دولت نظامی همچنان ادامه داشت. در تظاهرات آن روز نیز یک نفر به شهادت رسید و چهار نفر مجروح شدند. (14)

در پی ناآرامی‌های اخیر بهبهان، ساواک پنج نفر از مردم را که از کسبه و فرهنگیان بودند، در اول آذر بازداشت کرد.

سوم آذر، افرادی ناشناس به سوی منزل یکی از مأموران، مواد منفجره پرتاب کردند.

در تظاهرات چهاردهم آذر، دو نفر از تظاهرکنندگان مجروح شدند.

به گفته ساواک، در هفدهم آذر، در تظاهرات صد نفری جوانان بهبهان، دو دانش‌آموز پسر و یک دانش‌آموز دختر در اثر تیراندازی مأموران مجروح شدند.

در اول دی، بر اثر انفجاری در کلانتری شماره 2 بهبهان، قسمتی از ساختمان این کلانتری فرو ریخت.

عصر روز سوم دی، مردم پس از اجتماع در مسجد بدیعی، راهپیمایی کردند. مأموران نیز با پرتاب گاز اشک‌آور و تیراندازی سعی در متفرق کردن جمعیت داشتند.

در پی تیراندازی مأموران در تظاهرات هفتم دی، یک روحانی به شهادت رسید و تعدادی از مردم نیز مجروح شدند. تظاهرات روز بعد، با درگیری‌های بیشتری همراه بود و تظاهرکنندگان با آتش‌زدن لاستیک، راه‌بندان ایجاد کردند. تیراندازی مأموران، یک شهید و سه مجروح بر جای گذاشت، اما روزنامه اطلاعات از سه شهید و سی مجروح در هشتم دی خبر داده است.(15)

به مناسبت شهادت یکی از طلاب بهبهان به نام سیدعلی ‌نورالدین، از صبح نهم دی، بازار و کلیه مغازه‌های شهر تعطیل و تظاهرات پراکنده‌ای برگزار شد که منجر به شهادت یک نفر به نام ابراهیم ماهی‌زاده گردید.

به گفته ساواک، در دوازدهم دی، نوجوان شانزده ساله‌ای که قصد داشت به سوی مأموران بمب دست‌ساز پرتاب کند، بر اثر انفجار بمب در دستش، به شهادت رسید.

پس از اعلام تعطیلی و عزای عمومی هجدهم دی از سوی امام‌خمینی و چند تن از مراجع قم، کلیه مغازه‌های بهبهان تعطیل و تظاهراتی پنجاه‌هزار نفری در مخالفت با دولت بختیار برگزار شد. مأموران با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان، 9 نفر را مجروح کردند. روز بعد یک نظامی در بهبهان به قتل رسید.(16) در بیست‌وسوم دی 1357 هم دو تن از افسران شهربانی بهبهان در اثر حمله مسلحانه مجروح شدند.(17)



[ یکشنبه 21 بهمن 1397 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

خاطرات اسارت/ روایت بازجویی یک تیمسار بعثی از آزادگان ایرانی

      ورود شبانة سربازان به آسایشگاه

      درست در شب 12 بهمن ماه بود بچه های تبلیغات مشغول نصـب پارچه ها و كاغذهایی در مورد دهة فجر بودند . نماز و غذا تمام شده بود و هنگام قدم زدن بود من مشغول بافتن جوراب بودم البته در حال قدم زدن كه ناگهان متوجه حضور سربازی در پشت پنجره شدم و چند لحظه بعد در آسایشگاه شدند و یكسره به سراغ وسایل تبلیغات رفتند و همه را جمع كردندو سپس بدون هیچ برخوردی در حالیكه لبخند می زدند و به ما نشان می دادند كه برنامه های ما را به هم زده اند آسایشگاه را ترك كردند و در را بستند . مسأله از دو جهت برای ما عجیب بود . اول اینكه عراقی ها تا كنون شب وارد آسایشگاه نمی شدند آنهم به این شكل !!! یعنی چنین جرأتی را ما از آنها سراغ نداشتیم !!! و دوم اینكه چرا با دیدن این همه نوشته و نقاشی و وسائل ممنوعة تبلیغاتی عكس العملی از خودشان نشان ندادند ؟ !!! ما تا چند دقیقه بعد از رفتن آنها بهت زده بودیم .اما به هر حال برنامه های خود را در مورد شب ورود حضرت امام و آغاز دهة قجر ادامه دادیم . فردای آن روز هنگام آمار صبح مسؤول آسایشگاه ما آقای رسولی و آقای سعید مظفر به همراه دومسؤول دیگر كه در شب 12 بهمن وضعیت مشابه ای داشتند به وسط اردوگاه برده شدند . صبح آن روز ما متوجه شدیم كه عراقی ها شب گذشته چهار آسایشگاه را مورد حمله قرار داده بودند و شاید یك امر نیز در پی این ماجرا برای ما تقریباً اثبات شد كه عراقی ها از تقویم ما كاملاً آگاهی دارندو این كار مستقیماً به جاسوسان مربوط بود . به هر حال 4 مسؤول آسایشگاه به شیوة جدیدی مجازات شدند . آنها به مدت 10 روز یعنی تا پایان دهة فجر محكوم بودند كه از صبح تا بعد از ظهر با دست و چشم بسته سر پا بایستند و حركتی نداشته با شند . ساعتی قبل از آمار بعد

از ظهر آنها را آزاد می كردند تا به آسایشگاه برگردند و صبح فردا بار دیگر كار از اول شروع می شد  . البته هنگام آمار ظهر آنها را به دستشوئی می بردند كه شاید این متنوع ترین كار برای این چهار نفر در این ده روز بود . نماز ظهر و عصر نیز در همان محل تنبیه اقامه می شد !!! اما غذا را بعد از آزادی در آسایشگاه می خوردند . به نظر من تنبیه سختی بود و تجربه ای جدید !! من به یاد آن یكی دو ساعتی می افتادم كه دست و چشم خودم بسته بود و حتی قادر نبودم مگس را از خود برانم !! حالا تصور اینكه از صبح تا بعد از ظهر به این شكل بایستم مرا به وحشت می انداخت بعد از پایان مدت مشخص شده یعنی درست در بعد از ظهر روز 22 بهمن هر چهار نفر به زندان فرستاده شدند تا بخش دوم مجازات آغاز شود . در همین ایام نیز چهار نفر از اردوگاه موصل یك به اردوگاه ما منتقل شدندكه به دلیل سن زیاد در آیندة اردوگاه تأثیر بدی نداشتند و در مواردی كارهای مثبتی كه تأثیر جمعی داشت نیز انجام می دادند. بدین ترتیب مسائل بهمن ماه سال 66 هم به پایان رسید و جشنهای 22 بهمن با وجود مزاحمتهای دشمن به خوبی برگزار شد . ده شـب سـفرة وحـدت در آسایشگاه  ها برقرار بود . همه بر سر سفره حاضر می شدند . تقسیمات گروهی شبها حاكم نبود . در خارج آسایشگاه بچه های گروه فرهنگی از هر استانی با زحمت فراوان

هدایای معنوی از قبیل مهر و جانماز و دفترچة دعـا و آماده كرده بودند و در جمعة آخر بهمن ماه به افراد مسن و قاریان ممتاز قرآن و حافظان قرآن تقدیم كردند و با این گونه اعمال جوّ صمیمی و معنوی بسیار زیبایی در اردوگاه ایجاد شده بود . این صمیمیت و یكدلی ما را در ادامة مسیر پُر پیچ و خم اسارت یاری می داد تا در لغزشگاه ها نلغزیم و استوار بایستیم .

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ جمعه 19 بهمن 1397 ] [ 01:49 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 126 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic