آزادگان بهبهان




دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الكِرامِ بِطَوْلِكَ یا ملجأ الآمِلین.

 

خدایا روزیم كن در آن ترحم بر یتیمان و طعام نمودن بر مردمان و افشاء سلام و مصاحبت كریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان


[ پنجشنبه 3 خرداد 1397 ] [ 02:42 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
شهدای عملیات بیت المقدس
تصاویر شهدای عملیات بیت المقدس شهرستان بهبهان + تاریخ و محل شهادت

منبع: koocheyeshahid.ir




رفتید ولی به یاد ما می مانید         در خاطر سرخ لاله ها می مانید
 سرباختگان راه عشق ای شهدا    ما رفتنی هستیم و شما می مانید

شهدای عملیات بیت المقدس شهرستان بهبهان (اردیبهشت و  خرداد 1361)

1- ابراهیم آبروشن، شهادت 20 اردیبهشت 1361 خرمشهر

2- محمدباقر اسدی، شهادت 10 اردیبهشت 1361 خرمشهر

3- عبدالنبی افرازی، شهادت 2 خرداد 1361 خرمشهر

4- حبیب اله افروزیان، شهادت 18 اردیبهشت 1361 جبهه حمید

5- عبداله امینی قنواتی، شهادت 20 اردیبهشت 1361 خرمشهر

6- محمد ایقان، شهادت 20 اردیبهشت 1361 خرمشهر

7- حمزه باز، شهادت 10 اردیبهشت 1361 محور اهواز خرمشهر

8- مسعود پیشبهار، شهادت 21 اردیبهشت 1361 محور شادگان دارخوین

9- محمدعلی حری، شهادت 20 اردیبهشت 1361 خرمشهر

10- سیدجلیل حسینی زاده، شهادت 30 اردیبهشت 1361 خرمشهر

11- سید محمد خشنودی، شهادت 20 اردیبهشت 1361 خرمشهر



منبع: koocheyeshahid.ir



منبع: koocheyeshahid.ir


[ پنجشنبه 3 خرداد 1397 ] [ 02:21 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



رهبر انقلاب با اشاره به شش تجربه مهم اعلام کردند:
 
دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند با آمریکا تعامل بکند؛ این تجربه اول. چرا؟ برای خاطر اینکه آمریکا پابند به تعهدات خودش نیست. نگویید این‌ها کار این دولت است و کار ترامپ است. نه! دولت قبل آمریکا هم که با ما نشست و صحبت کرد؛ آن‌ها هم همین‌جور عمل کردند... به شکل دیگری نقض کردند. آن‌ها هم تهدید کردند، آن‌ها هم برخلاف تعهدات خودشان عمل کردند. این، جواب آن کسانی که بارها و بارها به ما در طول زمان می‌گفتند که آقا چرا با آمریکا مذاکره نمی‌کنید، چرا با آمریکا تعامل نمیکنید، این جوابش.
 
کد خبر:۸۰۲۰۳۹
تاریخ انتشار:۰۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۸23 May 2018

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از کارگزاران نظام و عناصر فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاکید کردند: دشمنی آمریکا بر محور مسئله‌ای مثل اتمی نیست، بحث فراتر است: نظامی که قد برافراشته و نسبت به آمریکا هیچ ملاحظه‌کاری‌ای نمی‌کند و پرچم اسلام را در دست گرفته است. آمریکا با چنین نظامی عمیقاً مخالف است. آمریکا می‌خواهد مؤلفه‌های قدرت را در جمهوری اسلامی از بین ببرد.

به گزارش «تابناک»؛ در هفتمین روز از ماه مبارک رمضان، سران قوا، مسئولان و کارگزاران نظام، جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های مختلف و عناصر فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، عصر امروز (چهارشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

 

گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار به شرح زیر است:

 

از اول انقلاب تا امروز، آمریکا انواع دشمنی‌ها را برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی انجام داده است و انواع کارهای سیاسی،‌ اقتصادی، نظامی و تبلیغاتی را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی کرده است.
همه‌ی این کارها هم هدفش «براندازی» بود و این کلمه که تکرار می‌شود، چیز جدیدی نیست. همه‌ی این توطئه‌ها هم شکست خورده؛ شما جمهوری اسلامی را مقایسه کنید که بعد از ۴۰ سال با توانایی‌های گوناگون دارد حرکت می‌کند و پیش می‌رود. و همه‌ی این‌ها شکست خورده ... مثل گربه‌ی معروف داستان تام و جری؛ و باز هم شکست خواهد خورد. ما در شکست دشمن شک نداریم و هرکس که با معارف اسلامی آشنا باشد این را می‌داند.
رئیس جمهوری کنونی آمریکا هم سرنوشتی بهتر از اسلافش مانند بوش و نئوکان‌ها و ریگان نخواهد داشت و در تاریخ گم خواهد شد.

* مقدمه‌ی هر تصمیمی این است که ما به تجربه‌های گذشته‌ی خودمان مراجعه کنیم؛ "من جَرّب المُجرّب حَلّت به النّدامة" اگر از تجربه‌ها درس نگرفتیم قطعاً ضرر خواهیم کرد.
چندین تجربه در مقابل ماست؛ من حالا چند تجربه‌ی واضح را که عرض بکنم همه تصدیق خواهید کرد. این‌ها، هم برای تصمیم‌گیری امروز ما مهم است هم برای آیندگان مهم است:

۱. تجربه‌ی اول این است که دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند با آمریکا تعامل بکند؛ این تجربه اول. چرا؟ برای خاطر اینکه آمریکا پابند به تعهدات خودش نیست. نگویید این‌ها کار این دولت است و کار ترامپ است. نه! دولت قبل آمریکا هم که با ما نشست و صحبت کرد؛ آن‌ها هم همین‌جور عمل کردند ... به شکل دیگری نقض کردند. آن‌ها هم تهدید کردند، آن‌ها هم برخلاف تعهدات خودشان عمل کردند. این، جواب آن کسانی که بارها و بارها به ما در طول زمان می‌گفتند که آقا چرا با آمریکا مذاکره نمی‌کنید، چرا با آمریکا تعامل نمیکنید، این جوابش.

۲. تجربه‌ی دوم، عمق دشمنی آمریکا با ایران است. دشمنی آمریکا بر محور مسئله‌ای مثل اتمی نیست، بحث فراتر است: نظامی که قد برافراشته و نسبت به آمریکا هیچ ملاحظه‌کاری‌ای نمی‌کند و پرچم اسلام را در دست گرفته است. آمریکا با چنین نظامی عمیقاً مخالف است. آمریکا می‌خواهد مؤلفه‌های قدرت را در جمهوری اسلامی از بین ببرد.

۳. جربه‌ی سوم این است که انعطاف در برابر این دشمن، تیغ او را کُند نخواهد کرد بلکه او را گستاخ‌تر خواهد کرد؛ همان بوش دوم در مقابل انعطاف دولت وقت، اسم محور شرارت را روی او گذاشت. اگر می‌خواهید کاری کنید که دشمنی کم شود، انجام بدهید ولی راهش نرمش و انعطاف نیست.

۴. تجربه‌ی چهارم این است که ایستادگی در مقابل آمریکا باعث عقب نشاندن او می‌شود. اینکه سازمان ملل حق غنی‌سازی ما را امروز به رسمیت شناخته، منشأش مذاکره نیست، منشأش پیشرفت ما در زمینه‌ی هسته‌ای است که این‌ها حالا به تب راضی شده‌اند.

۵. تجربه‌ی پنجم، تجربه‌ی همراهی اروپا با آمریکا در مسائل مهم است. ما بنای دعوا با اروپا نداریم اما این سه کشور نشان داده‌اند در حساس‌ترین موارد با آمریکا همراهند. حرکت زشت فرانسه در نقش پلیس بد مذاکرات هسته‌ای و کارشکنی انگلیسی‌ها در تهیه‌ی کیک زرد از این موارد بود.

۶. تجربه‌ی ششم، گره نزدن مسائل کشور به برجام و مسائل خارجی است... ما نباید مسائل کشورمان را به امری که از اختیارمان خارج است گره بزنیم.

* نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شویم و از تجربه‌هایمان استفاده نکنیم و به چیزهای کم‌اهمیت دل خوش کنیم. مثلاً اینکه می‌گویند در این قضیه‌ی برجام، آمریکا از نظر اخلاقی و آبرو شکست خورده ... خب بله، اما آیا ما مذاکره کردیم که آمریکا بی‌آبرو شود یا مذاکره کردیم که تحریم‌ها برداشته شود؟ حالا هم که گفته‌اند تحریم‌های ثانویه هم برمی‌گردد. یا گفته می‌شود که رابطه‌ی بین اروپا و آمریکا شکرآب شده ... مگر برای این مذاکره کردیم؟ البته اروپا مخالفتی هم با آمریکا نخواهد کرد.

* در قضیه‌ی مواجهه‌ی با برجام حتماً لازم است که عناصر سیاسی و مطبوعاتی از سرزنش یکدیگر پرهیز کنند. انتقاد منصفانه ایرادی ندارد اما اهانت و هتک حرمت نشود و دوقطبی بر اساس برجام به وجود نیاید.
وحدت و اتحاد و همدلی را نقض نکنیم.

* اعلام شروط جمهوری اسلامی ایران برای ادامه برجام با اروپا از سوی رهبر انقلاب:
 ۳ کشور اروپایی در ۱۳-۱۴سال قبل یک بدعهدی بزرگی کردند در مذاکرات هسته ای سال۸۳-۸۴، قول دادند و عمل نکردند، باید ثابت کنند امروز آن بی صداقتی و بدعهدی آن روز را نخواهند داشت. در دو سال گذشته آمریکا بارها برجام را نقض کرده است و اروپایی ها ساکت مانده اند. اروپا باید آن سکوت را جبران کند.
 آمریکا قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ را نقض کرده است؛ اروپا باید یک قطعنامه علیه نقض آمریکا، صادر کند.
 اروپا باید متعهد شود که بحث موشکی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی را مطرح نخواهد کرد.
 اروپا باید با هر گونه تحریم جمهوری اسلامی مقابله کند و مقابل تحریم‌های آمریکا صریح بایستد.
 اروپا باید فروش کامل نفت ایران را تضمین کند. چنانچه آمریکایی‌ها توانستند به فروش نفت ما ضربه بزنند، باید بتوانیم آن مقدار نفت که می‌خواهیم بفروشیم. اروپایی‌ها به‌نحو تضمین‌شده‌ای باید جبران کنند و نفت ایران را خریداری کنند.
 بانک‌های اروپایی باید تجارت با جمهوری اسلامی را تضمین کنند. ما با این سه کشور دعوا نداریم، اما اعتماد نداریم به آن‌ها؛ آن هم متکی است به سابقه‌شان.
 

اگر اروپایی‌ها در پاسخگویی به مطالبات ما تعلل کردند، حق ایران برای آغاز فعالیت‌های هسته‌ای محفوظ است. وقتی دیدیم برجام فایده‌ای ندارد، یکی از راه‌هایش این است که برویم سراغ بازیافت فعالیت‌های تعطیل‌شده.

 


[ پنجشنبه 3 خرداد 1397 ] [ 02:07 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

خرمشهر  در 4 آبان 1359 به اشغال نیروهای عراقی  درآمد

 

3 خرداد؛ سالروز آزادسازی خرمشهر

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. سوم خرداد و فتح خرمشهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه ملت ایران است.

مقدمه :

روز سوم خرداد 1361 یکی از بارزترین جلوه‌های نصرالهی و یکی از مهمترین و زیباترین روزهای انقلاب اسلامی ایران می‌باشد. در این روز شهر مقاوم خیز خرمشهر که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن در آمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) ، بار دیگر توسط رزمندگان اسلام فتح شد و پرچم اسلام بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد.

 

عملیات آزادسازی خرمشهر

آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 بعنوان مهم‌ترین هدف عملیات بیت‌المقدس در دوره جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) انجام گرفت.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

 آزاد سازی خرمشهر در حقیقت یکی از اهداف عملیات بیت‌المقدس بود

 

در پی آغاز عملیات بیت‌المقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال می‌شد این اهداف عبارت بودند از:
بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بین‌المللی
نشان دادن برتری قدرت سیاسی‌-نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین

 

آزاد سازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس بود. در ساعت 22:30 شامگاه شنبه، 1خردادماه 1361 ،مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یامحمدبن‌عبدالله‌، از بی‌سیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عمل‌کننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد. در پایان این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد.

 

در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند. ایران در جریان عملیات ۲۶ روزه بیت‌المقدس که به آزادی خرمشهر انجامید ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

در جریان آزادسازی خرمشهر ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت درآمدند

 

نتایج نظامی به دست آمده از عملیات بیت‌المقدس:

ـ آزاد سازی 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور اسلامی از جمله خرمشهر و تأمین 180 کیلومتر خط مرزی

ـ 19 هزار اسیر و 16 هزار کشته از دشمن

ـ انهدام 60 فروند هواپیما ، 3 فروند هلی‌کوپتر، 418 دستگاه تانک و نفربر، 30 قبضه توپ، 49 دستگاه خودرو.

ـ غنایم به دست آمده : یک فروند هلی‌کوپتر، 105 دستگاه تانک و نفربر و 56 دستگاه خودرو.

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند

 

 پس از فتح خرمشهر

پس از آزادسازی خرمشهر رزمندگان ایرانی در اولین اقدام خود در مسجد جامع خرمشهر نماز اقامه کردند. خبر پیروزی آزادسازی خرمشهر به سرعت پخش شد و همه ملت مسلمان ایران را غرق شادی و سرور کرد و مردم ایران با حضور در مساجد نماز شکر به جای آورده و ندای ا... اکبر سردادند.

 

امام خمینی به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است :«با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.»

 

خرمشهر, آزادسازی خرمشهر, سالروز آزادسازی خرمشهر

پس از فتح خرمشهر برای اولین بار از شروع جنگ ،ایران در موضع قدرت قرار گرفت

 

در واقع فتح خرمشهر، دفاع مقدس را وارد مرحله نوینی کرد و برای اولین بار از شروع جنگ تحمیلی ایران در موضع قدرت قرار گرفت. این فتح مبین انعكاس جهانی داشت و از نظر سیاسی عراق با از دست دادن خرمشهر تكیه‌گاهش را برای مذاكره از دست داد. جنگ ایران و عراق به طور کلی به دو مقطع تقسیم می‌شود، مقطع اول مربوط به آغاز جنگ تا آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران نظامی و با هدف بیرون راندن عراق از خاک کشور بود و مقطع بعدی مربوط به پس از آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران دوگانه بود.


آن طور که صیاد شیرازی نقل می‌کند، استراتژی پس از آزادی خرمشهر استراتژی سیاسی شد و شامل انجام یک عملیات نظامی برای تحقق صلح و با استفاده از عملیات نظامی برای آنکه بتوان از طریق دیپلماسی جنگ را تمام کرد. به عبارت دیگر تصمیم بر آن بود تا عملیات نظامی به عنوان ابزاری در خدمت دیپلماسی قرار گیرد. این استراتژی سیاسی بود ولی هدف عملیات و جنگ نبود بلکه هدف حمایت از سیاست خارجی بود.

 


[ پنجشنبه 3 خرداد 1397 ] [ 01:53 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]






انا لله و انا الیه راجعون

 

یکی دیگر از سبک بالان عرصه جهاد و شهادت آزاده سرافرازعلی زلفی از اردوگاه خیبر به یاران شهیدش پیوست.

 

مراسم تشییع این آزاده سرافراز از جلوی درب مسجد فاطمیه در شهر ری محله بهشتی امروز ساعت ۱۰ صبح برقرار می باشد .

 

علی زلفی رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس در سن ۱۶سالگی عازم جبهه شده و در عملیات والفجر مقدماتی جانباز و ۹۰ ماه به اسارت در آمد. وی روز گذشته دچار عارضه مرگ مغزی شد که پس از تایید پزشکان بیمارستان مسیح دانشوری و با رضایت خانواده‌اش، ۲ کلیه و کبد این شهید به بیماران نیازمند اهدا شد. ۳۱ اردیبهشت در تقویم رسمی کشور «روز ملی اهدای عضو» نامگذاری شده است.

هیات آزادگان بهبهان، ضمن عرض تسلیت به جامعه ایثارگران و خانواده آن عزیز سفرکرده از درگاه خداوند متعال برای آزاده فقید علو درجات و برای بازماندگان شکیبایی و سلامتی مسئلت می نماید.






[ چهارشنبه 2 خرداد 1397 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِیتِکَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ  وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ  سَخَطِکَ بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبینَ.

 

خدایا در این روز مرا به نفس سرکشم, وامگذار تا پی طغیان و نارضایتی تو روم و مرا با تازیانه خشم و غضبت ادب مکن، مرا از موجبات ناخرسندیت, بر کنار بدار، به حق مهربانی و نعمت نوازیت، ای نهایت آرزوی مشتاقان


[ سه شنبه 1 خرداد 1397 ] [ 03:03 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


حضرت امام حسن (ع)

ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته

الی مرضاته .( تحف العقول ، ص 239 )


به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا

به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .


[ سه شنبه 1 خرداد 1397 ] [ 03:01 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



سخنرانی حاج‌آقا سید علی‌اکبر ابوترابی به مناسبت روزه ورستگاری در اسارت

در تاریخ هفتم فروردین ۱۳۶۹، آغاز ماه مبارك رمضان ۱۴۱۰ این سخنرانی ایراد شد. چون در اردوگاه ۱۷، عراقی‌ها حساسیت  زیادی بر روی مسائل و فعالیت‌ها نشان نمی‌دادند، حاج آقا برخی از شب‌ها در آسایشگاه‌های مختلف می‌چرخید و به پیشنهاد و اصرار دوستان، با در نظر گرفتن شرایط، برای آنها سخنرانی می‌كرد

بسم‌الله الرحمن الرحیم»

 

لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. رحم‌الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات.

ربنا آتنا من لدنک رحمة و هیّیء لنا من امرنا رشدا. قد اقبل الیکم شهر‌الله بالبرکة و الرّحمه.

  

خدا به حرمت و عظمت این ماه مبارک و این ماه ضیافت الله، اعمال شما را در گذشته و در این ماه رحمت، مورد قبول درگاه اقدس حقش قرار بدهد و ما را از میهمانان راستین و برحق ذات پرودگار عالم به حساب بیاورد و خطاها و لغزشهای گذشته‌مان مورد عفو الهی قرار بگیرد و بر ایمان، تعهد، پاکی، صداقت، انسان‌دوستی و خدمت شما افزوده شود. و هر چه زودتر، از این بند، با عزت و سرافرازی رهایی یافته، به جمع پرفروغ خانواده‌های گرامیتان فروغ بیشتری ببخشید و روشنی بخش چشم آنها و هموطنان عزیز و امت اسلام شوید.

 

توفیقی بود که امشب نصیبمان شد در خدمت آقایان باشیم. بدون شک ناشی از دعای خیرتان بود و امیدوارم که دعاهایتان مستجاب و به زودی در وطن عزیز افتخار بودن درخدمتتان نصیبمان شود.

 

وقتی در اسارت هستید، باید با همت بلند و برقرار کردن رابطه‌ای حسنه بین خودمان و برادران عراقی، هرچه بیشتر و هرچه‌ زودتر ، از آرامش، آسایش، سلامتی و امنیت بیشتر روحی برخوردار شوید.

 

 ما معتقدیم که ماه مبارک رمضان ماه رحمت و آمرزش و ماهی است که مسلمین به ضیافت و میهمانی ذات اقدس پروردگار عالم دعوت شده‌اند. ماهی است که به ظاهر با گرسنگی و تشنگی و محرومیت از نعمت‌های پروردگار عالم همراه است. آیا بهتر نبود در این ماه، مائده‌ای و نعمتی بیشتر از آسمان نازل بشود و انسان‌ها از نعمت بیشتر برخوردار شوند و عیش و نوش و خوشی بیشتر داشته باشند؟

.... ادامه دارد....


[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 02:37 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]




دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

 

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَكَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِكَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِكَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.

 

خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان و قرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته و فرمانبردارت و قرار بده مرا در این روز از دوستان نزدیكت به مهربانى خودت‌ اى مهربان‌ترین مهربانان.

 


[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 02:27 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

علی دهقان پیر متولد 1344       تیپ امام حسن مجتبی علیه اسلام

گردان :بدر      فرمانده گردان: شهید محمد شعبانی

گروهان شهید مسعودفر     فرمانده گروهان : پاسدار آزاده رضا محسنی

تاریخ اسارت 1361/11/19        تاریخ آزادی 1369/6/1   


http://uupload.ir/files/yw0e_img-20180520-wa0025[1].jpg

نشسته نفر سوم از چپ علی دهقان پیر اردوگاه رومادیه

علی دهقان پیر در آبادان متولد شد. پدرش اصالتا بهبهانی بود که بخاطر مسائل کاری به آبادان رفته بود. او در پالایشگاه آبادان کار می کرد. علی در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده بود. خانواده ای 12 نفره که به خاطر شغل پدر در طبقه متوسط جامعه جای می گرفتند. دوران ابتدایی در دبستان دکتر اقبال آبادان درس خواند و بعد از پایان دوره ابتدایی ، به مدرسه راهنمایی چهارم آبان (دکتر شریعتی) رفت تا دوره راهنمایی را در این مدرسه سپری کند.

12 ساله بود که موج عظیم حرکت های مردمی ملت ایران علیه نظام شاهنشاهی به اوج خود رسید و علی نیز مانند سایر همسالان خود وارد صحنه  مبارزه شد. و از همان زمان عشق به امام خمینی رهبر کبیر انقلاب را در دل خود جای داد.

حضور در راهپیمایی ها و درگیری های خیابانی حداقل کاری بود که از این نوجوان 12 ساله برمی آمد. اما حضور برادر بزرگترش در امور انقلاب و پخش اعلامیه ها و دعوت جوانان به حضور در راهپیمایی ها و تظاهرات خیابانی بسیار چشمگیر تر بود. همین امر باعث می شد تا علی نیز در کنار او به فعالیت بپردازد.

شروع جنگ تحمیلی

با پیروزی انقلاب علی هم همانند دیگرهم سن و سالان خود به ادامه تحصیل پرداخت. از این زمان تا شروع جنگ که تقریبا آبادان روز های آرامی را داشت خیلی به طول نیانجامیدواین دوران آرام و امن خیلی زود تبدیل به ناآرامی گردید .

روزهای آخر شهریور سال 59در حال سپری شدن است. آبادان ،خرمشهر و شهرهای مرزی دیگر آبستن حوادثی سخت و خشن است. درگیری های مرزی مدتی است که وجود دارد اما کسی تصور نمی کرد که این درگیری های مختصر به نبردی طولانی بینجامد.

علی دهقان پیر همانند همه نوجوانان دیگر وطن در فکر فردایی است که با بازگشایی مدارس زنگ شور و شوق و زندگی جدید تحصیلی به صدا در خواهد آمد هرکس به نوعی وسایل مدرسه را برای فردا آماده کرده اند اما ناگهان غرش توپخانه ها و هواپیما های جنگی ارتش بعثی عراق آرامش کشور را برهم می زند و پرده ای از دود و آتش آبادان را در بر می گیرد. همه چیز به هم می ریزد. دانش آموزان به جای قلم سلاح به دست می گیرند تا از حیثیت ، سرزمین ،آرامان ها و نوامیس خود دفاع کنند.

علی همانند نوجوانان دیگر احساس می کردند که باید در مقابل دشمن ایستادگی کرد. تقریبا روز سوم مهر کار به جایی رسید که  خروج از آبادان آغاز شد. علی و خانواده اش تا ده مهر ماه در آبادان ماندند اما کار به تدریج بسیار سخت شد. لذا روز ده مهر ماه به همراه خانواده از آبادان خارج شده و به بهبهان بازگشتند و در محله قدیمی خود در جوار مسجد اباذر ساکن شدند.

از همان ابتدای ورود علی با حضور در مسجد اباذر در برنامه های  فرهنگی و معنوی شرکت می کرد. و برخی آموزش های ابتدایی نظامی را در مسجد و یا بسیج تجربه نمود.

حضور در جبهه نبرد

در سال اول و دوم جنگ علی به دلیل سن کم نمی توانست در جبهه حاضر شود با وجود تلاش زیادی که کرده بود نتوانسته بود که برای عملیات بیت المقدس و رمضان نظر مساعد خانواده را جلب کند. شکست حصر آبادان و آزادی خرمشهر برای علی و خانواده اش که مدت ها در این شهر زندگی می کردند بسیار خوشحال کننده بود. آن ها احساس می کردند که فرزندی دوباره به آغوش خانواده برگشته است. با این وجود او دست از تلاش برنداشت تا اینکه با وساطت برادر بزرگتر توانست با جلب رضایت پدر ، جهت حضور در عملیات والفجر مقداماتی به این مهم دست یابد.

عملیات والفجرمقدماتی

علی به همراه گردان بهبهان مدتی پیش از عملیات به منطقه شوش اعزام شد. او در مورد عملیات والفجر مقدماتی و شرایط خاص جبهه های نبرد در آن زمان می گفت:« عملیات والفجر قبل از شروع لو رفته بود و دشمن آمادگی کامل داشت . طولانی شدن روزهای قبل از عملیات باعث شده بود حتی در بهبهان، بنا به شنیده ها، زنان در شهید آباد در هنگام حضور بر قبور شهدا بنشینند و در مورد محل عملیات و موقعیت نیروهای رزمنده و... سخن بگویند.

شهادت سرداران بزرگ قرارگاه کربلا، دکتر مجید بقایی و حسن باقری، نیز تاثیر منفی خود را بر عملیات نهاده بود.»

به هرحال با این شرایط خاص عملیات وافجر مقدماتی در شامگاه 17بهمن سال 1361 آغاز شد.

علی به همراه گردان ... به عنوان پشتیبان گردان انشراح از امیدیه وارد عمل می شوند. خودش می گفت:« حرکت از ساعت 11 شب شروع شد و تا نماز صبح ادامه داشت. نزدیک اذان صبح به محل مورد نظر رسیدیم. گردان انشرا ح خط را شکسته بود. ما از دوکانال اولیه گذشتیم .اما خیلی زود متوجه شدیم که عراقی ها عمدا خط را باز گذاشته بودند تا ما در محاصره قرار بگیریم. لذا به ما فرمان عقب نشینی داده شد اما کار برای ما مشکل بود. هنگام عقب نشینی دچار پراکندگی شدیم . ما حدود هشت نفر بودیم که مسیر را اشتباه رفتیم. و دیگر امکان برگشت نداشتیم. تاروز 19 بهمن در همان محل بودیم. تصمیم داشتیم که صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح و با روشن شدن هوا مسیر اصلی را پیدا کنیم و برگردیم اما صبح روز نوزدهم به کمین دشمن خوردیم. و به این ترتیب به اسارت دشمن درآمدیم.

اولین برخوردهای دشمن

علی دهقان پیر در مورد اولین برخوردهای دشمن می گفت:« ما انتظار برخورد نرم و دوستانه ای از آن ها نداشتیم. طبیعی بود که در خط مقدم برخورد ها تند باشد. اما در ابتدا مشکل خاصی نبود اما هرقدر که از خط مقدم دور تر می شدیم برخورد ها خشن تر و غیر انسانی تر می شد. تا اینکه به سنگری معروف به سنگر تانک رسیدیم در آنجا همه چیز رنگ خشونت به خود گرفت حتی بعضی ها قصد کشتن ما را داشتند. به ما آب و غذا نمی دادند. تشنگی و گرسنگی و سرمای هوا امان ما را بریده بود. تا اینکه هنگام غروب ما را به شهر العماره  منتقل کردند و در مدرسه ای که ظاهرا اولین محل استقرار اسرای پشت جبهه بود منتقل شدیم.»

شب اول در همین مکان سپری می شود. ثبت نام اولیه صبح همان روز انجام می شود و ظهر روز بیست بهمن اسرا را از العماره به طرف بغداد حرکت دادند .

خاطره شنیدنی از مناظره یک نظامی عراقی با نوجوان ایرانی

در زندان العماره یکی از نظامیان عراقی از نوجوان ایرانی پرسید که گردان شما چند نفر بودند. نوجوان اسیر گفت بیش از 300 نفر. گفت چند نفر تخریب چی داشتید؟ رزمنده نوجوان پاسخ داد بیش از 300 نفر!! نظامی عراقی با عصبانیت پرسید یعنی همه شما تخریب چی بودید . در گردان هیچ پست دیگری وجود نداشت؟ جوان ایرانی با آرامش گفت چرا هرکس وظیفه خود را انجام می داد اما پشت میدان مین که می رسیدیم همه گوش به فرمان بودیم تا با فرمان فرمانده خود ، روی مین برویم و راه را باز کنیم.!!!! خشم نظامی عراقی برافروخته شده بود اما سعی می کرد خودش را کنترل کند. بعد پرسید اصلا کشور شما چقدر جمعیت داره؟ پاسخ داد که حدود 40 ملیون نفر . نظامی عراقی گفت از این جمعیت چند نفر رزمنده هستند؟ نوجوان رزمنده پاسخ داد 40 میلیون نفر !!!! گفت یعنی همه شما رزمنده هستید هیچ شغل دیگری ندارید؟

نوجوان: داریم هرکس شغل خود را دارد اما به محض فرمان امام همه شغل خود را رها کرده و رزمنده می شوند.

نظامی عراقی با شنیدن این جواب با عصبانیت تمام به صورت نوجوان ایرانی کوبید. و آنجا را ترک کرد.

این مطلب روحیه ما را بسیار بالا برد. و ضعف روحی دشمن را برای ما بیشتر آشکار کرد.

نمایش در بغداد

علی دهقان پیر در مورد حضور در بغداد با بغضی خاص سخن می گفت:«وارد بغداد که شدیم در سالن کوچکی جای گرفتیم. سالن کاملا محصور بود. تشنه و گرسنه بودیم. حتی پنجره ها جوری بسته بود که هوا هم جریان نداشت. اغلب بچه ها هم مجروح بودند. یکی از بچه ها با پوتین نظامی خود شیشه را شکست تا هوا وارد اتاق شود. سپس همه بچه ها با سردادن شعارهای عربی و فریاد زدن ، سربازان دشمن را متوجه خود کردند. افسر عراقی بعد از این ماجرا وارد شد و گفت :« پنج نفر پنج نفر بیایید تا شما را ببریم و اعدام کنیم!!» ما تجربه نداشتیم و در وحله اول باورمان شد که چنین اتفاقی می افتد. لذا از همدیگر خداحافظی می کردیم وهر کس سعی می کرد با دوست خود همراه باشد تا آخرین لحظات زندگی را در کنار هم باشند . اما وقتی وارد محوطه شدیم دیدم که بحث دیگری است. هر شش نفر در یک خودرو نظامی ایفا قرار می دادند و ستونی از خودروها را ایجاد کردند تا  کثرت تعداد ماشینها نشانی از پیروزی ارتش بعثی قلمداد شود . این ستون نظامی وارد شهر بغداد شد و درخیابان های شهر به گردش درآمد. تا غروب این حرکت نمایشی را ادامه دادند و در این مسیر سختی های زیادی برما وارد شد. وضعیت مجروحین بسیار اسف بار بود. هلهله و شادی جمعیت در بغداد بی اختیار مرا به یاد پایکوبی کوفیان برگرد اساری کربلا انداخت . تاریخ گاهی شباهت های زیادی پیدا می کند. اگرچه ما هرگز خود را با اسرای خاندان اهلبیت مقایسه  نمی کردیم ولی آنچه را که در روضه ها و منابر می شنیدیم اینجا به نوعی مشاهده کردیم. با رسیدن غروب  و تاریکی هوا این نمایش مضحک به پایان رسید و ما خسته و تشنه و گرسنه  به جای اول خود برگشتیم.»

حرکت به سوی موصل

یک روز بعد از این واقعه اسرا را به سوی موصل حرکت دادند. در مسیر راه سربازی به اسرا می گوید که سختی شما دیگر تمام شده و شما دراردوگاه موصل ساکن می شوید و زندگی راحتی خواهید داشت..

در ذهن اسرا این تصویر ذهن نقش بست که دوران سخت گرسنگی و تشنگی و ضرب و شتم دیگر به پایان رسیده اما علی دهقان پیر از لحظه ورود به موصل چنین یاد می کند:« نیمه های شب بود که به موصل رسیدیم .هنوز حرف های سرباز عراقی در اتوبوس را در ذهن مرور می کردیم . من نفر سوم یا چهارم بود که از اتوبوس پیاده شدم  ودر اولین برخورد درجه داری تنومند چنان سیلی محکمی به گوشم نواخت که همه حرف های سرباز قبلی را از خاطر بردم . به زمین افتادم و به محض بلند شدن دو ردیف سرباز کابل به دست را دیدم که تونل موسوم به وحشت را برای ورود ما محیا کرده بودند. سربازان بی رحمانه می زدند و ما تلاش می کردیم قسمت های ضربه پذیر خود را تا حد ممکن از این ضربات در امان نگاه داریم. شب بسیار سخت و غمباری بود. که هر گز از صفحه ذهنم پاک نشده است. تا نزدیکی های صبح این حالت ادامه داشت تا اینکه همگی اسرا در آسایشگاه های خود جا گرفتند و سربازان محل اردوگاه را ترک کردند. . » به این ترتیب مرحله دیگری از مسیر سخت اسارت برای اسرای عملیات والفجر وقدماتی به پایان رسید.

پیرمردی به نام حاج حبیب صدام

در میان اسرا پیرمردی  حدودا 60 ساله بود به نام حاج حبیب صدام . از بچه های عرب زبان شوش بود. سربازان این عزیز را به شدت اذیت می کردند . ریشش را گرفته بودند و روی زمین می کشیدند. هم بخاطر عرب بودنش و هم بخاطر اسمش.سربازی به او می گفت : انت حرامی(تو دزد هستی) نام رییس جمهور ما را دزدی. حاج حبیب در همان حالت پاسخ داد :«رییس جمهور شما دزد است او نام مرا دزدیده چون من از او بزرگترم پس اول اسم من صدام بوده رییس جمهور شما بعد از من از این اسم استفاده کرده...» این گفته ها باعث شد که سربازان خشمگین شده و با شدت بیشتری به ضرب و شتم او پرداختند..

در اردوگاه موصل بزرگ ترکیبی از بچه های ارتشی و بسیجی و سپاهی بود. عراقی ها یک آسایشگاه را به ارتشی ها اختصاص داده بودند و سعی می کردند که از این نام ها سو استفاده کرده و بین بچه ها اختلاف ایجاد کنند. اما حضور بزرگتر هایی که تجربه های خوبی داشتند مانع از این دسیسه دشمن می شد. هرگاه سفره وحدت انداخته می شد چیدمان بچه ها در کنار سفره به گونه ای بود که نشانی از وحدت باشد و در نهایت بچه ها دست در دست هم شعار وحدت سر می دادند. این وحدت باعث شده بود که عراقی ها مصمم شوند این حالت انسجام را به شکل دیگری برهم زنند. لذا بسیاری از افراد شناخته شده را از اردوگاه بردند. علی دهقان پیردر مورد حالت بچه ها بعد از بردن افراد شاخص اردوگاه چنین سخن می گفت:« بعد از بردن بچه ها غم و اندوهی عجیب وجودمان راگرفته بود. احساس تنهایی می کردیم بخصوص ما که سن و سال کمتری داشتیم . آرزو می کردیم ما را هم به  همان اردوگاه ببرند تا دوباره کنارشان باشیم. صبح روز 27 اسفند سال 62بود که مشاهده کردیم تعدادی از سربازان به سراغ ما آمدند. ابتدا فکر می کردیم می خواهتد ما را نیز از اردوگاه ببرند. همه را به وسط حیاط آوردند و آنجا یکی از افسران عراقی که  او را ضابط ژاپنی(بخاطر شکل چشم هایش) خطاب می کردیم . به ما گفت :«  به شما میگوییم نماز جماعت نخوانید توجه نمی کنید. هرکاری که دوست دارید انجام می دهید ، امروز درسی به شما می دهیم که هرگز فراموش نکنید. » بعد گفتند تمام لباس های اضا فی از پلیور وپالتوها را از تن خارج کنید. سپس فرمان ضرب و شتم  صادر شد. دو ردیف سرباز ایستاده وتونل وحشت را تشکیل داده بودند و با کابل های سیاه خود به جان ما افتادند. این کتک کاری ذور تا دور  آسایشگاه ادامه داشت . درانتهای تونل نیز سه سرباز ایستاده بودند تا کار را تکمیل کنند و هرکس که به انتهای تونل می رسید تا ورود اسیر بعدی توسط این سه نفر مورد ضرب وشتم قرار می گرفت .

http://uupload.ir/files/f1f1_img_20171226_113747.jpg



[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 02:20 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

 بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.

 

خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت و بچشان در آن شیرینى یادت را و مهیا كن مرا در آنروز راى انجام سپاس‌گذاریت به كـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه‌داریت و پرده‌پوشى خودت اى بیناترین بینایان.


[ یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ] [ 03:08 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/lfo7_img-20170711-wa0015.jpg

ویرانه های بجا مانده از اردوگاه موصل

       تبعید 15 نفر از سران اردوگاه

      در سومین روز از ماه مبارك رمضان در یك صبح بهاری در حالیكه ما در آسایشگاه یك به علت وحود دیوار بین ما و حیاط اردوگاه دید چندانی روی اردوگاه نداشتیم متوجه تأخیر در آمار صبح شدیم و این امر نگران كننده بود . پس از مدتی متوجه یك حركت دیگر از سوی دشمن شدیم !! 15 نفر از سران اردوگاه كه با گزارش سربازان و جاسوسان شناسایی شده بودند از آسایشگاههای خود بیرون كشیده شدند تا به اردوگاه دیگری منتقل شوند . آقایان :شیخ جلال جابریان روحانی برجسته و مسوول امور فرهنگی اردوگاه - محمود پهلوان ، مسؤول محترم اردوگاه كه حدود 6 یا 7 ماه با موفقیت تمام به بچه ها ی اسیر خدمت كرد و با برنامه های عقلانی و حساب شده تلاش كرد تا جلو ضایع شدن حق بچه ها را بگیرد . مرتضی بختیاری از بچه های اصفهان اولین مسؤول این استان و همچنین مسؤول صندوق امام اردوگاه ، اردشیر روغنی مسؤول بخش سیاسی اردوگاه و تنی چند از مسؤولین دیگر جزء اسامی مورد نظر عراقیها بودند در آن لحظه تمامی اردوگاه از این عمل عراقیها بسیار ناراحت و خشمگین بودند اما به هر حال ما اسیر بودیم و چاره ای جز صبر نداشتیم . از فردای آن روز بحث در مورد انتخاب مسؤول اردوگاه  دوباره آغاز می شد و فراز و نشیبهای زیادی باید    طی می شد تا مسؤول جدید انتخاب شود . بردن هر فردی در اردوگاه نقصی را ایجاد می كرد كه پر كردن آن نقص بر عهدة بازماندگان بود اما مسألة انتخاب مسؤول اردوگاه به دلیل برخورد با عراقیها همیشه از حساسیت زیادی برخوردار بود .

باز هم بازی شطرنجی آغاز می شد كه یك سویش اردوگاه بود و سوی دیگرش نمایندة استخبارات و یا افراد اطلاعاتی دشمن . اگر چه در این بازی همواره پیروز نهائی میدان جنود حق بودند و عراقیهای شیطان صفت سرانجام شكست می خوردند اما  در همین فاصلة اندك تا انتخاب مسؤول جدید به عراقیها فرصت می داد تا حقوق حقة ما را زیر پا بگذارند . لذا اردوگاه بیش از همه از بردن مسؤول اولش لطمه می دید . چرا كه افراد دیگر همگی دارای مسؤولیتهای مخفی بوده اند و انتخاب جانشینی شان بدون نظر عراقی ها انجام می پذیرفت .

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ] [ 02:47 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]




ماه رمضان مثل باران رحمتى است كه بر فضاى زندگى ما مى‏بارد؛ آلودگیها، زیادیها، زنگار گرفتگیها و كثافتهایى را كه به دست خود ما در محیط زندگى و در جان و دلمان پدید آمده است، مى‏شوید و فضا را مصفا و دلها را نورانى مى‏كند...
بزرگترین درس ماه رمضان، خودسازى است. اوّلین و مهمترین قدمِ خودسازى هم این است كه انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر انتقادى نگاه كند؛ عیوب خود را با روشنى و دقّت ببیند و سعى در برطرف كردن آنها داشته باشد.

10 ویژگی ماه مبارک رمضان در كلام رهبر

1.     ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی

شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است، چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسآن ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.(1)


[ یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ] [ 02:46 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



دعای روز سوم ماه رمضان

"اللّهمَّ ارزُقنی فیهِ الذّّهنَ وَ التَّنبیهَ وَ باعِدنی فیهِ مِنَ السَّفاهَةٍ وَالتَّمویهِ واجعَل لی نصیباً مِن كُلِّ خَیرٍ تُنزِلُ فیهِ بِجُودِكَ یا اَجوَدَ الاَجوَدینَ."


ای ‌خدا ای ‌صاحب فضل عجیب

كن تو روزی اندر این ماه نجیب


بر من و هم بر عباد مومنین

ذهن و استعداد قابل یا حبیب


این عطا را از ره لطف و كرم

بر جمیع قابلین فرما نصیب


هم بیا گاهان تو ما را این زمان

بر حقایق چون به هر دردی طبیب


دور فرما از سفاهت وز جنون

لطف فرما تا شویم اكنون لبیب(1)


بر كمال و عقل و ادراكات ما

هر زمان افزوده فرما یا رقیب


كن مقرر بهر من از كل خیر

كاندر این مه آید از بالا نشیب


می‌دهیمت حق جود خود قسم

یا جواد و یا كریم و یا مثیب(2)


[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 02:30 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


معنای مبارک بودن ماه رمضان در کلام امام خمینی + صوت

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افطار به می کرد برم پیر خرابات

گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر که در مذهب رندان

در حضرت حق این عملت بارور افتاد   (امام خمینی دیوان اشعار )


اصلاح باطن

این ماه مبارک با آن همه برکاتی که دارد، ما نمی توانیم از عهده شکر یکی اش براییم ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است، تمام شدنی است، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.

صحیفه امام، ج 20، ص53، خرداد ماه 65


[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 02:20 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 112 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب