آزادگان بهبهان


http://uupload.ir/files/mx16_pic-31695-1471069471.jpg


متن نامه صدام به مرحوم آیت الله هاشمی رییس جمهور وقت ایران که در ساعت ده و نیم روز 24 مرداد از رادیو عراق خوانده شد

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«جناب آقای علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری محترم اسلامی ایران

پس از اتکال بر خداوند متعال و به نیت از بین بردن تمامی موانعی که بر سر راه ایجاد روابط برادرانه میان تمام مسلمانان و از جمله برادران مسلمان ایران وجود دارد و به منظور فعال ساختن جدی و هماهنگ کردن برادران مؤمن جهت رویارویی با اشراری که می‌خواهند به مسلمانان و امت عرب ضربه بزنند و برای اینکه ایران و عراق را از تحریکات و بازی‌های قدرت‌های شرور بین‌المللی و وابستگان آنان در منطقه بازداریم و به منظور هماهنگی با روح اصولی که در 12 اوت 1990 به منظور ایجاد صلح دائمی و همه جانبه در منطقه اعلام کردیم و خواست ما از آن نامه برقراری صلح دائم و همه جانبه در منطقه بود و برای آن که از هرگونه بهانه‌ای که مانع از همکاری و موجب افکار بد شود، ممانعت کند و همچنین برای این که امکانات عراق، دور از صحنه رویارویی عظیم معطل نماند و به منظور به کار گرفتن آن‌ها در جهت اهدافی که مسلمانان و اعراب شرافتمند به حق بر آن توافق دارند و دوری جستن از تداخل سنگرها و کینه‌ها و بغض‌ها و برای آن که خیرخواهان راه خود را در بازگشت روابط عادی خواهند یافت، به عنوان ثمره مذاکرات از زمان نامه 1990.04.21 ما، تا آخرین نامه شما در هشتم اوت 1990، به عنوان حل نهایی و روشنی که جای هیچ‌گونه ابهامی باقی نگذارد، تصمیمات زیر را اتخاذ کردیم:

1 - موافقت با پیشنهاد شما که در نامه جوابیه مورخ هشتم اوت 1990 توسط «برزان ابراهیم تکریتی» نماینده ما در ژنو از آقای سیروس ناصری نماینده شما دریافت شد. پایه قرار دادن قرار داد 1975 به عنوان اصول منسجم با آنچه که در نامه 30 ژوئیه 1990 به ویژه در مورد تبادل اسرا و بندهای 6 و 7 از قطعنامه 598 آمده است.

2 - بر اساس آنچه که در بند اول این نامه و آنچه که در نامه مورخ 30 ژوئیه 1990 آمده است، ما آماده‌ایم هیاتی را به تهران بفرستیم و یا هیاتی توسط شما به بغداد اعزام شود تا موافقتنامه‌ها را جهت امضا آماده کند.

3 - به عنوان ابتکار حسن نیت، ما از روز جمعه هفدهم اوت (1369.5.26) نیروهای خود را از مرزهای شما فرا می‌خوانیم و تنها نیروهای سمبلیکی را به عنوان نگهبانان و پلیس مرزی باقی می‌گذاریم تا در شرایط طبیعی به وظایف روزمره خود عمل کنند.

4 - کلیه اسرای جنگ با تمام تعداد بازداشت شدگان را فوراً از راه مرزهای زمینی از جمله "خانقین" و "قصر شیرین" و مناطقی که مورد توافق دو طرف خواهد بود، آزاد خواهیم کرد و ما اولین گام در این زمینه را روز جمعه هفدهم اوت برخواهیم داشت.

آقای رفسنجانی رئیس جمهور، با این تصمیم ما همه چیز روشن و تمام خواسته‌ها و مسائلی که بر آن تکیه می‌کردید، تحقق می‌یابد و چیزی نمانده است مگر آن که موافقتنامه‌ها آماده و امضا شود تا هر یک از ما جهت ورود به زندگی جدید، اشراف واضح داشته باشیم.
همکاری ما باید در سایه اصول اسلامی و احترام متقابل و دور کردن طرف‌هایی باشد که خواستار شر برای منطقه هستند و قصد دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و شاید با یکدیگر همکاری کردیم تا خلیج (ِفارس)، دریاچه صلح و امن و خالی از ناوگان و نیروهای خارجی باشد که بدخواه ما هستند. به علاوه همکاری در مسائل حیاتی دیگر- والله اکبر والحمدلله.

صدام حسین - رئیس جمهوری عراق - 23 محرم 1411 ه - 14 اوت 1990 م.»


متن کامل پاسخ رئیس جمهوری اسلامی ایران به نامه پنجم رئیس‌جمهور عراق به شرح زیر است:


بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدالله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم

ریاست جمهوری محترم عراق جناب آقای صدام حسین
 
نامه مورخ 1369.5.23 (14 اوت 1990) جنابعالی دریافت شد. اعلام پذیرش مجدد معاهده 1975 از سوی شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلاف در چارچوب قطعنامه 598 و تبدیل آتش بس موجود به صلح دائم و پایدار را هموار ساخت.
 
شروع عقب‌نشینی نیروهای شما از اراضی اشغالی ایران را دلیل صداقت و جدی بودن شما در راه صلح با جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آوریم و خوشبختانه در موعد مقرر آزادی اسراء هم آغاز گردید که امیدواریم عقب‌نشینی نظامیان شما طبق زمان‌بندی اعلام شده و آزادی اسرای دو طرف با آهنگ و سرعت هر چه بیشتر ادامه یافته و تکمیل گردد.
 
همان‌گونه که از طریق نماینده ما، در ژنو به اطلاع رسانده‌ایم اکنون ما برای پذیرش نمایندگان شما در تهران آمادگی داریم و امیدواریم با تداوم جوّ مثبت و حسن نیت موجود بتوانیم به صلح جامع و پایدار با حفظ همه حقوق و حدود مشروع دو ملت و دو کشور اسلامی دست یابیم.

والسلام علیکم
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری اسلامی ایران


[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 01:18 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/ho83_افرازی_-_عبدالرسول.jpg
شهید عبدالرسول افرازی
شامگاه روز سه شنبه 23مرداد ماه سال 97 جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده دو شهید بزرگوار عیدالرسول و عبدالنبی افرازی رفتند.
عبدالرسول در سال 59 به اسارت دشمن درآمد . خانواده و مراکز رسمی مثل سپاه و بسیج هم مصاحبه ایشان را شنیدند. بنا به شهادت اسرای حاضر در اردوگاه موصل یک قدیم پس از مدتی ایشان را به همراه 11 نفر دیگر از اردوگاه به محل نامعلومی منتقل نمودند که تا به اموز هیچ خبری یا اثری از این 12 نفر پیدا نشده است.
برادر دوم هم در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید. روحشان شاد و یادشان گرامی باد

http://uupload.ir/files/0f1g_افرازی_-_عبدالنبی.jpg

شهید عبدالنبی افرازی

http://uupload.ir/files/3gmj_img-20180814-wa0085.jpg

http://uupload.ir/files/99h6_img-20180814-wa0089.jpg

http://uupload.ir/files/8xlv_img-20180814-wa0086.jpg

http://uupload.ir/files/06z_۲۰۱۸۰۸۱۴_۲۱۳۱۲۶.jpg


http://imgurl.ir/uploads/r41599__.jpg

[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
ظهر روز سه شنبه 23 مرداد جمعی از آزادگان بهبهان با فرماند محترم شهرستان دیدار کردند. در این دیدار نخست آقای نیری مسوول بنیاد شهید و امور ایثارگران ضمن تشکر از فرماندار محترم و  تبریک ایام ورود آزادگان به میهن اسلامی بعضی از دغدغه های آزادگان را بیان نمودند.
حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات نیز گزارشی از فعالیت های هیات را بیان کردند و با تقدیم دوجلد کتاب از خاطرات آزادگان از فرماندار محترم برای شرکت در همایش خانوادگی آزادگان دعوت به عمل آوردند.
برخی از حاضرین نیز خاطراتی را بیان کردند.سپس فرماندار محترم از حضور آزادگان تشکر کرده و سالگرد ورود این عزیزان را تبریک گفتند.
و در مورد دغدغه های آزادگان قول همکاری دادند.



http://uupload.ir/files/gifv_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B5.jpg

http://www.uupload.ir/files/rora_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/k3y9_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/qfp1_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B8%DB%B2%DB%B3.jpg

http://www.uupload.ir/files/k2r2_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B3%DB%B0%DB%B0%DB%B5%DB%B6.jpg




[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

در ادامه دیدار از خانواده شهدای آزاده شامگاه روز دوشنبه جمعی از آزاددگان بهبهان به دیدار خانواده شهیدان نیکپور رفتند. از این خانواده دوبرادر به شهادت رسیده اند.
اسماعیل نیک پور در عملیات فتح المبین در حالی که یک دست و یک پایش قطع شده بود به اسارت دشمن در آمد. ولی مدتی بعد سربازان دشمن در مقابل دیدگان دیگر دوستانش او را به شهادت رساندند.

ابراهیم نیک پور در عملیات بدر به شهادت رسید.

http://uupload.ir/files/t41m_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B6%DB%B0%DB%B2.jpg


http://uupload.ir/files/5xlq_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B5%DB%B0%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/taur_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B4%DB%B4.jpg

http://uupload.ir/files/dduq_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B1%DB%B0.jpg


http://uupload.ir/files/c38_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B7%DB%B3%DB%B4.jpg

[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
جمعی از آزادگان بهبهان مقارن با نماز ظهر به دیدار آیت الله ناصری امام جمعه حترم شهرستان بهبهان رفتند.
در این دیدار نخست حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات، در مورد فعالیت های هیات آزادگان سخن گفتند و از امام جمعه محترم دعوت نمودند که در مراسم ساگرد ورود آزادگان شرکت نماید.

آیت الله ناصری امام جمعه محترم شهرستان نیز ضمن گرامی داشت سالگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی در مورد شرایط حساس نظام و مسایل منطقه و وظیفه خطیر انقلابیون خصوصا آزادگان نصایحی را بیان نمودند
نماز ظهر و عصر به امامت آیت الله ناصری در محل دفتر ایشان برپا شد.

http://uupload.ir/files/8jcs_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B2%DB%B1%DB%B6.jpg


http://uupload.ir/files/ecm3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B8%DB%B1%DB%B6.jpg


http://uupload.ir/files/okq7_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B9%DB%B0%DB%B5.jpg


http://uupload.ir/files/rdrf_img-20180813-wa0040.jpg

http://uupload.ir/files/wy3v_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B0%DB%B5%DB%B3.jpg


[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


در آستانه سالگرد ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی آیت الله ناصری امام جمعه بهبهان به عیادت آزاده حاج سعید مظفرنیا رفته و از نزدیک روند بهبودی ایشان را دنبال کردندو برای سلامتیشان دعا نمودند.

حاج سعید مظفر نیا از آزادگان عملیات خیبر مدتی است که دچار بیماری شده و هم اکنون تحت درمان می باشد.
http://uupload.ir/files/pip7_img-20180813-wa0016.jpg


http://uupload.ir/files/idoo_img-20180813-wa0015.jpg

http://uupload.ir/files/n2z_img-20180813-wa0013.jpg

[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


آمدی و بوی قفس می دهی
زخم تنت را به که پس می دهی؟

راست بگو با که، کجا بوده ای؟
گرم ملاقات خدا بوده ای؟

http://uupload.ir/files/1qyv_1_(12).jpg

http://uupload.ir/files/8bxg_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%8712-3-300x189.jpg

http://uupload.ir/files/c6qg_img-20180420-wa0038.jpg


[ یکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 02:32 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



http://uupload.ir/files/qhtw_img-20180515-wa0131.jpg

خروج اولین گروه از اسرا

روز جمعه بیست و ششم مرداد ماه سربازان با شوق و ذوق فراوان از آزادی هزار نفر از اسرای اردوگاه شماره ی یك موصل خبر دادند . آنها گفتند كه : « بعد از ظهر روز گذشته هزار نفر از اردوگاه موصل یك عازم ایران شدند . آنها می گفتند كه : « این گروه حوالی ساعت 12 ظهر روز جمعه وارد خاك ایران می شوند سرعت كار به حدی بالا بود كه باور كردنی نبود . اما گویا حقیقتی بود كه ما می بایست آن رامی پذیرفتیم . حوالی ساعت 9 صبح تعدادی از اسرای قدیمی را احضار كردند و آنها را به سرعت از اردوگاه بردند و به طوری كه فرصت خداحافظی حاصل نشد . سربازان می گفتند كه باقیمانده ی اسرای موصل یك هزار نفر نیستند لذا این گروه برای تكمیل كاروان هزار نفری دوم به موصل یك رفته اند و امروز عازم ایران می شوند.

روز جمعه روز پر كاری بود . اردوگاه هر لحظه برای تخلیه آماده تر می شد . آماده ی به فراموشی سپردن تمام وقایعی كه در این سالها در آن سپری شده بود . بعد از ظهر روز جمعه در حالیكه كاملاً مشخص بود كه فردا هزار نفر از این اردوگاه عازم ایران می شوند ما را به آسایشگاه 23 منتقل كردند معلوم بود كه ما جزو هزار نفر فردا نیستیم و باید یك روز بسیار سخت را در اردوگاه خالی از جمعیت پشت سر بگذاریم و من می بایست شبی را در یك آسایشگاه جدید سپری می كردم آسایشگاهی كه تقریباً دور گردش مرا كامل می كرد .

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 02:07 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



http://uupload.ir/files/zrkb_img-20180812-wa0013.jpg

http://uupload.ir/files/mg4y_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B1_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B7%DB%B4%DB%B1.jpg

http://uupload.ir/files/wncf_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B1_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B7%DB%B3%DB%B3.jpg

http://uupload.ir/files/ys13_img-20180812-wa0012.jpg
خادمین هیات آزادگان بهبهان شامگاه روز شنبه 20 مرداد ماه در محل حسینیه رزمندگان جهت برگزاری هرچه باشکوه تر همایش خانوادگی آزادگان در روز 26 مرداد ماه سال 97تشکیل جلسه دادند.
قرار براین شد که:
1-روز دوشنبه به هنگام نماز ظهر و عصر جمعی از آزادگان به دیدار امام جمعه محترم شهرستان بهبهان بروند.

2- عصر روز سه شنبه دیدار با فرماندار محترم شهرستان

3- آخرین جلسه هماهنگی  روز پنج شنبه یا چهارشنبه در محل برگزاری همایش خواهد بود.

4- دیدار با خانواده شهدای آزاده در این هفته و هفته بعد ادمه خواهد داشت.

انتظار می رود بیش از 700 نفر از آزادگان و خانواده بزرگوارشان در این همایش خانوادگی شرکت نمایند.

[ یکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
خسته از رزم شهرعاشقان حسینی
تک سواران و نام آوران خمینی
به دامان اسلام به آغوش رهبر
به مهد دلیران به شهر شهیدان
به ایران خوش آمدید

http://uupload.ir/files/7i8v_106504_602.jpg


http://uupload.ir/files/2x8e_1_(13).jpg

http://uupload.ir/files/wmav_1_(2).jpg

[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 01:42 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/sbh7_mfpa40_0.jpg

یك ماجرای شنیدنی از فال حافظ

از گروه برادران در اردوگاه ما دو برادر با نام خانوادگی « طاهری » از بچه های استان مركزی وجود داشتند كه در سال 66 از اردوگاه « انبار» به اردوگاه ما منتقل شدند . مشخصه ی جالب این دو برادر این بود كه برادر كوچكتر از نظر جسمی بزرگتر از برادر بزرگ خود بود !! هر دو آنها بسیار شوخ طبع و خوش برخورد بودند . مدت اسارت برادر بزرگ بیشتر بود . روزی در آسایشگاه یك در زمستان سال 66 برادر بزرگتر به سراغ من آمد . من در حال خواندن دیوان حافظ بودم . او گفت : «  فال حافظ راست است » من برای او توضیحاتی دادم . آنگاه او از من خواست تا برای او فالی بزنم . من فال زدم و این شعر را برایش خواندم . «شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد كه چند سال بجان خدمت شعیب كند»

او با شنیدن این بیت گفت من متوجه نشدم می توانی توضیح دهی ؟

من پرسیدم كه : « نیت تو چه بود ؟ » گفت : « آزادی !! » گفتم : « این بیت از خدمت كردن موسی ( ع ) به شعیب پیامبر سخن می گوید . مدت خدمت موسی به شعیب بیش از 9 سال و كمتر از ده سال بوده است » او بر سر خود زد و گفت : « یعنی مدت اسارت من همین قدر است ؟ !! » من ادامه دادم كه این یك شعر است نمی خواهد زیاد سخت بگیری !! او رفت و فروردین سال 68 به سراغ من آمد و گفت : « اسكافی برایم فالی می زنی !! گفتم : « تو هم این فال را جدی گرفته ای ؟ » با اصرار او برایش فال زدم او گفت : « می خواهم بدانم امسال خبری هست یا نه ؟ » این بیت آمد :

« مصلحت نیست كه از پرده برون افتد راز

ورنه در مجلس رندان خبری نیست كه نیست »

جالب این بود كه او گفته بود « خبری هست » و حافظ گفت : خبری نیست !! » او رفت و گفت : « پس امسال هم ماندنی هستیم !! » روزی كه نامه صدام از رادیو پخش شد او سراسیمه به سراغ من آمد و گفت: « من این حرفها را قبول ندارم به من بگو كه حافظ چه می گوید !! » من گفتم كه : « همه چیز مشخص است فال لازم ندارد . » گفت : برای تو كه زحمتی نیست یك بار دیگر برای من فال بزن !! و من این كار را انجام دادم چنین آمد :

گر زدست زلف مشكینت خطایی رفت رفت

                                             ور زهندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

عشق بازی را تحمل باید ای دل پای دار

                                       گر بلایی بود ، بود و گر خطایی رفت رفت

عیب حافظ گو مكن واعظ كه رفت از خانقا

پای آزادی چه بندی گر بجایی رفت رفت

او با شنیدن این ابیات و توضیح اینكه واژه « رفت » به معنی پایان یافت می باشد . سر و روی مرا بوسید و گفت : « حالا آزادی را باور كردم !! لازم به ذكر است كه اسارت او بیش از 9 سال و كمتر از 10 سال شد .


نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

اندک اندک جمع مستان می رسند


http://uupload.ir/files/pelk_1_(14).jpg

http://uupload.ir/files/hw0v_1_(44).jpg

[ جمعه 19 مرداد 1397 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/b6gc_15.jpg

شب گذشته جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده شهید عبداللهی رفتند و در ایام سالگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی  یاد و خاطره این شهید بزرگوار را گرامی داشتند. در این دیدار بعضی از دوستان شهید خاطراتی را در مورد ایشان بیان نمودند.
شهید محمد رشید عبدالهی از آزادگان عملیات خیبر بود که پس از آزادی در مهرماه سال 90 جان به جان آفرین تسلیم نمود.

http://uupload.ir/files/b8kr_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B0%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B1%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/7now_img-20180807-wa0165.jpg


http://uupload.ir/files/2agh_img-20180807-wa0164.jpg


http://uupload.ir/files/tee3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B0%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/5p67_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B0%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B0.jpg

[ پنجشنبه 18 مرداد 1397 ] [ 01:34 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/ji9q_bqpa_photo_2016-02-06_00-05-47.jpg


 پخش خبر آزادی

به خاطر می‌آورم که جهت درمان به علت شدت بیماری و نبود امکانات پزشکی به بیمارستان نظامی در رمادیه اعزام شده بودم، در محوطه بیمارستان نگهبانانی که همراه من بودند رادیو داشتند، از طریق رادیو بغداد اعلام شد که ایران و عراق بر سر آزادی اسرا توافق کرده‌اند. فکر کنم 22 مرداد 69 بود. همان روز بعد از مراجعت به اردوگاه حال و هوای بچه‌ها را طور دیگری یافتم. چرا که خبر توافق آزادی به گوش همه بچه‌ها رسیده‌بود. چهار یا پنج روز بعد؛ در اردوگاه شور و ولوله حاکم بود و تعدادی از بچه‌های چند اردوگاه را که به شدت مریض بودند، جدا کردند که البته من هم همراه آنها بودم، ما را به بیمارستانی نزدیک بغداد بردند تا به ایران اعزام شویم، بعد از چند ساعت ما را به سمت فرودگاه حرکت دادند اما هواپیما نرسید و دوباره ما را به بیمارستان بردند! شب را آنجا سپری کردیم. بله اما چه صبحی! صبح مورد اشاره به سمت فرودگاه بغداد رفتیم، هوا بسیار گرم بود و تلخ اینکه در آستانه آزادی هم آب را از ما دریغ داشتند تا آنجا که ما مجبور می‌شدیم به سرویس بهداشتی سالن فرودگاه رفته و از روشویی آب گرم بنوشیم، از صبح که به فرودگاه رفتیم تا ظهر حدود ساعت دو چیزی به ما نداند تا بالاخره هواپیمای 330 ایران به زمین نشست و ما از نزدیک اسرای عراقی را با هیکل هایی چابک و سرحال دیدیم آن هم با کت و شلوار! در حالی که ما لباس نظامی به تن داشتیم. حتی وقتی می‌خواستیم سوار پلکان هواپیما شویم باورمان نمی‌شد می‌خواهیم به ایران برویم، از نگهبان‌هایی که همراه ما آمده بودند خداحافظی کردیم، یادم می‌آید در مسیر پلکان با تیم حراست هواپیما به عربی صحبت کردم که یکی از آنها به من گفت: برادر ما ایرانی هستیم! تازه متوجه شدم مثل اینکه از اینجا به بعد با ایرانی‌ها سروکار داریم! وارد هواپیما که شدیم هنوز هم باورمان نمی‌شد به سمت آزادی می‌رویم، درب هواپیما بسته شد و هواپیما به حرکت درآمد و ما در انتهای هواپیما نماز عصر خود را خواندیم و هنوز هم باورمان نمی‌شد که به ایران برمی‌گردیم! چرا که به دوستان خود گفتیم فعلاً در آسمان عراق هستیم، پس تا اینجا هم آزادی را رویا می‌دانستیم. بالاخره اعلام شد به تهران نزدیک شده‌ایم، حتی قبل از اینکه درب هواپیما باز شود هنوز هم باور بر آزادی نداشتیم تا اینکه درب هواپیما باز شد و به ما گفتند چون مراسم استقبال است بنشینید تا به نوبت برای این مراسم بروید، به خاطر می‌آورم دوست یکی از آزاده‌ها که افسر بود وقتی او را دید از فرط خوشحالی آغوش گشود و به طرفش آمد اما نرسیده به او از شدت هیجان ناشی از خوشحالی قبل از اینکه به او برسد غش کرد! از هواپیما که پائین آمدیم رئیس مجلس وقت ازجمله اولین استقبال‌کنندگان بود که برای ما سخنرانی هم کرد.

حرکت به سوی خوزستان دیار خون و شهادت

پس از سه روز که در قرنطینه بودیم ما را از طریق هواپیما به اهواز منتقل کردند، در فرودگاه اهواز «حاج امین شریعتی» از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس را در جمع استقبال‌کنندگان شناختم، پس از صرف ناهار چند نماینده از جمله آقای مرتب نماینده هلال احمر بهبهان جهت اعزام ما به بهبهان به اهواز آمده‌بودند، خواهش کردیم اگر ممکن است حضور ما را به خانواده‌ها اعلام نکنند که آنها در جواب ما گفتند: از طریق رادیوی استان اسامی اعلام شده‌ است، به هر حال حدود ساعت دو از اهواز به بهبهان حرکت کردیم و پس از 98 ماه و اندی در حدود ساعت شش عصر به خاک وطن آبا و اجدادیمان، بهبهان گام نهادیم، مراسم استقبال نیز در سپاه بهبهان صورت گرفت

از خاطرات احمد حقیقت آزاده عملیات رمضان


نقل از کتاب ستارگان بیبهو اثر محمد جواد اسکافی.


[ پنجشنبه 18 مرداد 1397 ] [ 01:23 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]





http://uupload.ir/files/8d3r_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C_-_%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF.jpg
در ادامه دیدار با خانواده آزادگان شهید . شب گذشته جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده شهید مجید محمدی رفته و ازپدر و مادر پیر این شهید عیادت به عمل اوردند.
مجید محمدی از آزادگان عملیات والفجر مقدماتی بود که بعد از آزادی در دی ماه سال 1380 به معبود خویش پیوست.
روحش شاد و یادش گرامی باد


http://uupload.ir/files/7a5s_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B0%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B4.jpg




http://uupload.ir/files/0qkp_img-20180807-wa0156.jpg

http://uupload.ir/files/8w2d_img-20180807-wa0154.jpg


http://uupload.ir/files/kequ_img-20180807-wa0155.jpg

http://uupload.ir/files/9di8_img-20180807-wa0159.jpg

http://uupload.ir/files/70jk_img-20180807-wa0152.jpg

[ چهارشنبه 17 مرداد 1397 ] [ 01:58 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 117 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب