تبلیغات
آزادگان بهبهان

آزادگان بهبهان


شامگاه روز دوشنبه 27خرداد ماه جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده شهید حاج رحمن دلاوری رفتند. در این دیدار حاج محمد باقر نجاریان از دوستان قدیمی و هم اردوگاهی ایشان در مورد اخلاق ؛منش و رفتار مرحوم دلاوری در اسارت و قبل و بعد از آن سخنانی را بیان نمودند. حاج عبدالصمد صالح نزاد نیز خاطراتی از مرحوم دلاوری را بیان کردند.
حاج رحمان دلاوری از اولین اسرای جنگ تحمیلی بود که در نخستین روز تجاوز دشمن در مناطق جنوب به اسارت درآمد و قریب به ده سال از عمر خود را در اردوگاه های مختلف عراق سپری نمود.
روحش شاد و یادش گرامی باد

http://uupload.ir/files/81bn_img-20190126-wa0195.jpg


http://uupload.ir/files/idlz_img-20190618-wa0003.jpg


http://uupload.ir/files/r4k_img-20190618-wa0008.jpg


http://uupload.ir/files/e4b_img-20190618-wa0000.jpg


http://uupload.ir/files/bfau_img-20190618-wa0012.jpg

http://uupload.ir/files/aayl_img-20190618-wa0009.jpg

[ سه شنبه 28 خرداد 1398 ] [ 02:43 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/ozwo_20120531_1704522545.jpg

خبر ارتحال امام چگونه به اردوگاه ما رسید؟

رحلت حضرت امام خمینی در اردوگاه موصل چهار

  ناصر ارجمندی در مورد رحلت حضرت امام که خودش از آن به عنوان تلخ ترین روز اسارت یاد می کرد این چنین باب سخن را گشود:«خرداد ماه سال 1368ما در اردوگاه موصل چهار بودیم . بچه ها در اردوگاه با ترفندی خاص صاحب رادیو شده بودند. حاج لطف الله صالحی از بچه های فعال و پیش کسوت بهبهان مسوول رادیو بود. اخبار را به شکل پنهانی و با حفاظت کامل جمع آوری می کرد و به رابطین آسایشگاه ها می رساند تا در وقت مقتضی در آسایشگاه خوانده شود. ما از ماجرای بیماری حضرت امام به این شکل با خبر شدیم. چون خبر از رادیو ایران شنیده شده بود شکی نداشتیم که خبر درست است. با شنیدن این خبر مراسم گوناگونی جهت دعا برای شفای حضرت امام در اردوگاه برپا شد.

سرانجام روز 14 خرداد ما متوجه رحلت حضرت امام شدیم و حزن و اندوه تمام اردوگاه را فرا گرفت. در همه جای اردوگاه مراسم عزاداری برپا شد و عراقی ها هم به نظر می رسید قصد سخت گیری و برخورد با ما را در این شرایط حساس نداشتند. یا نمی دیدند و یا نمی خواستند که ببینند. لذا مراسم ما بی دردسر برگزار شد.


 خبر ارتحال حضرت امام در اردوگاه رومادیه

بعد از زیارت کربلا اسارت مسیر خود را ادامه می داد تا به خرداد سال 1368 رسید. علی دهقان پیر در مورد تلخترین خاطره دوران اسارت خود چنین می گفت:«چند شب قبل از فوت امام یکی از آزادگان عرب زبان از تلویزیون عراق دیده بود که تصویر امام را در بیمارستان نشان داده و بحث بیماری ایشان را از این طریق شنیدیم.

آن شب همه ناراحت بودند و دعا می کردند. آن شب همه ما خواب امام را به شکل های مختلفی دیده بودیم. دو سه روز بعد در حالی که ما مسوول گروه نظافت بودیم. دیدم که دو تن از بچه ها در گوشه ای گریه می کردندو به یک باره متوجه سکوت در اردوگاه شدم. همه ساکت بودند . سنگینی سکوت در اردوگاه کاملا محسوس بود و حتی عراقی ها هم متوجه این قضیه بودند و خود را مثل روزهای دیگر درگیر مسائل اردوگاه نمی کردند. همه اردوگاه غرق در ماتم بود و در عزای خورشید جماران اشک ها از دیده های اسرا جاری..... طی این چند روز عزاداری عراقی ها نه تنها سخت نمی گرفتند که گاهی به ما تسلیت هم می گفتند چرا که می دانستند در این شرایط توهین به حضرت امام ممکن بود به فاجعه ای غیر قابل جبران منجر شود.»

 نقل از کتاب ستارگان بهبهو(بهبهان)  اثر محمد جواد اسکافی

 


[ سه شنبه 14 خرداد 1398 ] [ 02:02 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

به همت آزاده عزیز حاج غلامعباس محمد حسنی و همکاری و تدبیر حجت الاسلام بخردی امام جماعت مسجد امام حسن عسکری علیه السلام در ماه رمضان چند سال اخیر کلاس جزء خوانی قرآن پیش از نماز در مسجد برگزار می شد و از قاریان خوبی نیز برای قرائت دعوت به عمل می آمد.حضور نمازگزاران بخصوص قشر جوان باعث دلگرمی برگزار کنندگان بود.



http://uupload.ir/files/zfvy_img-20190524-wa0009.jpg


http://uupload.ir/files/6n34_img-20190526-wa0034.jpg

http://uupload.ir/files/9bxp_img-20190526-wa0033.jpg

http://uupload.ir/files/jlm3_img-20190526-wa0032.jpg

[ دوشنبه 13 خرداد 1398 ] [ 02:37 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


i076_135134903733-300x160.jpg
رمضان سال 63اردوگاه موصل دو(یک قدیم)

حوالی ساعت10 صبح درآسایشگاه رابازكردندوگفتند:((به سرعت به دستشوئی بروید))مابه سرعت ازآسایشگاه خارج شدیم وناگهان محشركبرایی رادیدیم بازهم خاطره ی روزهای اول اسارت تكرارشد عراقی ها ازكنارآسایشگاه 12 تانزدیكی های دستشوئی تونلی ساخته بودند.سربازان دوطرف كابل به دست ایستاده بودندومامی بایست ازوسط این تونل عبورمی كردیم ،باآغازحركت مادست های سربازان نیزبه حركت درآمدكابل هادرآسمان می چرخیدندوسروپیكرمارامورد هدف قرارمی داد. درحالی كه بچه های آسایشگاه 12 درحال برگشت كتك می خوردندمادرحال رفتن این وضع راتحمل می كردیم .مصاف كابل هابابدن هاهمراه بافریادهاوزمین خوردن هابود.آنهامی زدندومامی خوردیم ومی دویدیم دراین میان آن چه ازضربات كابل دشمن بدتربودبه زمین افتادن بچه هابود.هركس كه می افتاددرزیروپای بچه ها له می شد و صدمه می دیدبی اختیاربه یادروزی افتادم كه مادرشهرخودمان بهبهان برای تحویل گرفتن جسدچندتن ازشهدای انقلاب جلوبیمارستان شهیددكترمصطفی شهیدزاده جمع شده بودیم درآنجاوقتی بچه هاشعارمرگ برشاه سردادندونیروهای نظامی باگاز اشك آوربه ماحمله كردندتعدادزیادی به زمین افتادندکه یکی از آن ها خودم بودمو حالا بادیدنچنین صحنه هایی به یاد زمین خوردن وآن ضربات لگدوپاو...كسانی می افتادندكه قصدنجات ازآن مهلكه راداشتند . با هر دردسری كه بودبعدازتحمل ضربات شدیدكابل ازتونل وحشت دشمن گذشتیم ،به دستشوئی رسیدیم وباسرعت برگشتیم بازهم تكرارحالت رفت،وقتی واردآسایشگاه شدیم نفس راحتی كشیدیم عراقی هادررابستندوگفتند:((به خاطر تنبیه شماامروزازتلویزیون خبری نیست!!!))وبایداعتراف كنم این بهترین تنبیهی بودكه تابه آن روزدشمن نسبت به ماانجام داده بود وآرزومی كردیم كه این جعبه ی شیطان كه هیچ حاصلی جزتفرقه ومشكل برای مانداشت برای همیشه ازاردوگاه برده شود. آن روزازیك نظرروزبدی هم نبودتنهاروزی كه به دلیل ماندن درآسایشگاه بعدازنمازظهروعصركمی خوابیدیم .اماهنگام بعداز ظهرعراقی هادوباره آمدندوگفتند:((به دستشوئی بروید)) با خودگفتم :((دردسردوباره شروع شد))بازهم جنگ وگریزمی خواستم بمانم ونروم ،یكی ازبچه هاگفت:((من صبح ماندم دوسربازی كه كنارآسایشگاه بودندبه جان من افتادندوحسابی مرا كتك زدند.))ازاین فكرمنصرف شدم دوباره دویدن آغازشد و تكرارماجرای صبح ،هركسی كه عقب می ماندبه دام می افتادوبیشترموردهجوم قرارمی گرفت،بنابراین تلاش برای گریزازكابل هاهدف اولیه بود.به هرزحمتی كه بوداین مسیرپرخاطره رابه صورت رفت وبرگشت طی كردیم تابه آسایشگاه برگشتیم .اماهمه چیزتمام نشده بودهنگام آماربعدازظهربازهم مابودیم وسربازان كابل به دست دشمن.هنگام آمارعصرسربازان بدون هیچ تأخیری كابل به دست ومهیابرای زدن آمدند.بازهم برخوردكابل هاباگوشت وپوست واستخوان وبازهم فریادهای دل خراش بچه هافضای اردوگاه راشكافت وتاعرش خدابالا رفت.گروهی  روزه دار،درزیركابل های دشمن جبارفریادهای یاحسین سرمی دادند،آیادیگرنیازی به تبلیغ بود،اسلام دشمن ،انسانیت دشمن بی هیچ تبلیغی آشكارمی شد.وروزه داران چه زیبادرزیرضربات كابل هابه جای التماس به دشمن فریادیاحسین سرمی دادند،آنهامی زدندومی خندیدندوكلمات ناروابرزبان جاری می كردند.كنایه ازاینكه این مرام ماست وآن یاحسین ها نیزمرام وآئین زندگی شماست .بعدازآماردرِآسایشگاه بسته شدوسكوت تمامی اردوگاه رافراگرفت آن روزبرای همه روزسختی بود.من احساس می كردم درروزهای سخت فشاروضرب وشتم،پرندگان نیزساكت وآرام می شدندشایدآنهامی خواستندبااین كارخودهمدردیشان رابامانشان دهند.تنبیه بزرگ رمضان نیزباتقدیم صدهاسرشكسته وصورت خون آلودوكمرهای مجروح شده براثرضربات كابل به پایان رسیدوبرگ ننگین دیگری درتاریخ اسارت برای دشمن رقم خوردوروزسخت دیگری نیزازسرماگذشت..

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ دوشنبه 13 خرداد 1398 ] [ 02:26 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
i076_135134903733-300x160.jpg

ضرب وشتم بزرگ رمضان

        شب های قدربدون هیچ برنامه ی خاصی به دلیل ممنوعیت وكنترل شدیددشمن سپری شددرآخرین هفته ی ماه رمضان باتمام مشكلات وفشارهایی كه وجودداشت مشكل دیگری برآن نیزافزوده شددربعدازظهریكی ازروزهای ماه مبارك رمضان درست نزدیك آماربعدازظهرافسرعراقی بلندقامتی كه در شقاوت وقساوت گوی سبقت راازدیگران ربوده بود وارد اردوگاه شداودرواقعه دردآورفروردین 63 حاضربودودیدن چهره ی كریه اومارابه یادآن روزتلخ وعذاب آورمی انداخت .سربازان اورامسئول مجازات وتنبیه می نامیدند با ورودبه اردوگاه همه چیزرابه هم ریخت ودلهره ووحشت حاكم گردید،همه می دانستندیك اتفاق سخت درشرف وقوع است این افسرشوم وبد نهاد هرگاه كه وارد اردوگاه می شدجزدردسرچیزدیگری به همراه نداشت.آن روزنیزبه محض ورود نامباركش سربازان رادروسط اردوگاه جمع كردوبه نظافت كلی اردوگاه ایرادگرفت،كاری كه افسراصلی وفرمانده ی اردوگاه نكرده بودوكاملامشخص وواضح بودكه هدف این فردپلیدبهانه جویی است وقصدیك ضرب وشتم شدیدرادارد.زیرااوهرگزبه فكرسلامت ما درپرتو مثلا نظافت نبود او بعد ازدوسه ماه آماده بودكه تایك باردیگرواقعه ی تلخ روز13 فروردین راتكراركندتامثلابه زعم خودش قدرت نمایی كرده باشدوخودی نشان داده باشدكه بله ماآن قدرقدرت داریم كه بتوانیم یك اردوگاه اسیربی دفاع راهروقت كه بخواهیم به سختی شكنجه دهیم ودراین راه ازهیچ كس هم نمی ترسیم !!!والبته بایدبه خاطرداشتن چنین قساوت قلبی به ایشان جایزه ی اسكارداد!!!سربازان مسئول آسایشگاه ها را صدا زدند،همه به وسط اردوگاه رفتند،وماوحشت زده ایستاده بودیم ومنتظربودیم كه چه می شود؟افسرنظامی باتهدیدبه مسئولین آسایشگاه ها گفت: ((چرانظافت رارعایت نمی كنید؟ چرا مخالفت می كنید،كارهای سیاسی ممنوع است .ولی شماكارهای سیاسی می كنیدو...)) مسئولین آسایشگاههاباترس ولرزپاسخ دادند:((ماتمام تذكرات فرمانده ی اردوگاه رارعایت كرده ایم ،دراردوگاه هیچ فعالیت سیاسی وجودندارد،نظافت اردوگاه نیزموردتأیدفرمانده ی اردوگاه بوده است))اوباعصبانیت بیشتری گفت:((فرداهمه ی اردوگاه زندانی می شوندوهمه بایدتنبیه شوند تا دیگر كسی مخالفت نكند!!)) مسئولین آسایشگاه ها برگشتندو سوت آمارنواخته شد. سوت شومی كه وحشت ودلهره رابه دنبال داشت .در موقع آمارعراقی هاچندین آسایشگاه رابه بهانه های واهی به شدت زیرضربات كابل گرفتند،صدای فریادهای مظلومانه بچه ها،بدن هر شنونده ای رابه لرزه می انداخت .فردای آن روزبعدازآمارصبح كه همراه باضربات شدیدكابل بودعراقی هادوباره درهارابستندوقفل كردندواین به معنی زندانی شدن دسته جمعی بود،روزسختی رامی خواستیم آغازكنیم خصوصابرای آسایشگاه های 2و13 كه به خاطرعدم تهویه ی هوادرآن بسیارگرم بود.حوالی ساعت10 صبح درآسایشگاه رابازكردندوگفتند:((به سرعت به دستشوئی بروید))مابه سرعت ازآسایشگاه خارج شدیم وناگهان محشركبرایی رادیدیم بازهم ...... ادامه دارد
نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

[ یکشنبه 12 خرداد 1398 ] [ 02:03 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


جمعه ده خرداد ماه روز جهانی قدس با وجود گرمای شدید در خوزستان و شهرمان بهبهان مردم ولایت مدار بهبهان با زبان روزه در راهپیمایی روز جهانی قدس شرکت نمودند. حضور آزادگان سرافراز نیز چشمگیر و قابل توجه بود.

http://uupload.ir/files/bzbx_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B5%DB%B0%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/m6ze_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B0%DB%B0%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/qm70_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B3%DB%B2%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/a3w2_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B4%DB%B1%DB%B5.jpg


http://uupload.ir/files/a83v_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B6%DB%B3%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/436l_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B6%DB%B5%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/misa_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B9%DB%B3%DB%B9.jpg
http://uupload.ir/files/nvd1_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B1%DB%B1%DB%B6.jpg


http://uupload.ir/files/rpff_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B0%DB%B4%DB%B7.jpg
http://uupload.ir/files/8rdf_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B2%DB%B3%DB%B4.jpg

http://uupload.ir/files/fan_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B5%DB%B0%DB%B8.jpg

اینم پسر خودم

http://uupload.ir/files/p49m_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B3%DB%B0%DB%B5.jpg
http://uupload.ir/files/pxoe_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B3%DB%B1_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B4%DB%B0%DB%B6.jpg


[ شنبه 11 خرداد 1398 ] [ 01:59 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/3e6r_156349312.jpg

مقام معظم رهبری فرمودند: «روز جهانی قدس روز فریاد و مقاومت امت اسلامی در مقابل سیاست‌های تفرقه‌انگیز است.»

«روز جهانی قدس روز اعلام مخالفت امت اسلامی با ظلم و بی‌عدالتی صهیونیست‌ها و حامیان‌شان است.»

«در مساله فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنی محو دولت اسرائیل.»

«انتفاضه مسجدالاقصی یکی از آیات الهی است و جنایتکاران روسیاه را به شدت مجازات خواهد کرد.»

«تنها راه‌حل فلسطین؛ بازگشت فلسطینی‌ها به سرزمین‌های خود و اخراج صهیونیست‌های غاصب از آنجا می‌باشد.»

«ما ایمان داریم که اسلام سرانجام فلسطین را نجات داده و قدس عزیز را از دست متجاوزین پس خواهد گرفت.»

«در روز قدس ملت ما به یاد آینده می‌افتد و همت در خود ذخیره‌ می‌کند و به حرکت در می‌آید و راه را به سوی آینده باز می‌کند.»

«دولت جمهوری اسلامی و ملت ایران همواره مدافع و حامی فلسطینیان خواهد بود.»

«مقاومت تنها راه آزادسازی فلسطین است.»


[ جمعه 10 خرداد 1398 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/ppss_pelakarde-ruze-ghods-94-1m.jpg

امام در این پیام که روز 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر شد، چنین فرمودند: «من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم .» (صحیفه امام؛ ج  9، ص 267)


[ پنجشنبه 9 خرداد 1398 ] [ 03:49 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


  
g0lz_mfpa-1-j.jpg   http://uupload.ir/files/iia_135134852058.jpg


رمضان سال 1364 اردوگاه موصل 2

شب بیست و سوم رمضان سربازان عراقی در اردوگاه دو برابر شدند و تمامی آسایشگاه‌ها را تحت‌نظر گرفتند. آن‌ها دائماً پشت پنجره‌ها می‌آمدند تا مبادا برنامه‌ای در آسایشگاه اجرا شود. از طرفی بچه‌ها نیز با گماردن نگهبان در پشت پنجره‌ به اجرای مراسم احیا می‌پرداختند و به محض آمدن سرباز و خبر نگهبان پخش می‌شدند. به هر حال این جنگ و گریز تا سحرگاه به طول انجامید و مراسم احیا به هر شكلی كه بود برگزار شد. اكثر بچه‌ها نماز صد ركعتی خواندند و به خواندن برخی از ادعیة وارده پرداختند. رفت و آمد مدام سربازان و تهدید هایشان گرچه نظم برنامه های ما را بهم می زد اما مانع اجرای برنامه های ما نمی شد ما عزم کرده بودیم که از آخرین فرصت خود در ماه رمضان استفاده کنیم پس چه باک از این که در این راه به زندان بیفتیم،کتک بخوریم و .... این خود نوعی عشق بازی بود «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» و ما در این شب در پی اثبات این ادعا بودیم. تفاوتی كه میان شب‌های قدرامسال با سال گذشته بود همین بود كه ما اجازه داشتیم تا سحرگاه بیدار باشیم و با زیاد شدن وقت می‌توانستیم بیشتر قرآن بخوانیم و به اعمال عبادی بپردازیم كه این خود گامی به جلو بود و نوید پیشرفت‌های بیشتر در آینده.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ چهارشنبه 8 خرداد 1398 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

یکی از کلاس های قدیمی قرآن خوانی در ماه مبارک رمضان کلاسی است که جمعی از آزادگان بهبهان به همراه خانواده های خود برگزار می کنند. این جمع که در طول 28 سال گذشته هموار درکنارهم بوده و برنامه های گوناگونی از قبیل سفر های زیارتی مشهد،کربلا ،کوهنوردی و... را در برنامه های خود دارنددر ماه مبارک رمضان نیز برنامه ختم قران را به شکل دوره ای در خانه های خود برگزار می کنند. اغلب این دوستان در اردوگاه موصل بزرگ با هم همراه بوده اند.
حاج مرتضی متذکر،حاج محمد پالیزیان-حاج مجید کشاورزی،حاج احمد مکاری،حاج عبدالنبی خوشخو،حاج حبیب انصاری و حاج ابوالقاسم محسنی و... از اعضای این گروه می باشند.




http://uupload.ir/files/3j47_img-20190523-wa0046.jpg

http://uupload.ir/files/9bfr_img-20190523-wa0047.jpg

[ سه شنبه 7 خرداد 1398 ] [ 01:41 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/u2vz_img-20161017-wa0008.jpg
بیست و یکم رمضان سال 64 موصل دو

 جنگ و گریزشب بیست و یکم هم همانند شب نوزدهم حتی با شدت بیشترادامه داشت. سربازان سعی در برهم زدن مراسم شب احیا را داشتند و ما به هر طریقی می خواستیم که این مراسم را برپا کنیم و دعا در این شب را از دست ندهیم. هنگام اذان صبح گویی اتش بس اعلام شد و دو طرف به نقطه ای رسیدند که برای یک طرف خستگی جسمی و برای طرف دیگر نشاط روحی را همراه خود داشت.

 روز بیست و یكم رمضان كه مصادف با روز شهادت حضرت علی(ع) بود با روز تراشیدن ریش تقارن پیدا نمود، تعداد زیادی از بچه‌های اردوگاه به احترام حضرت آن روز از تراشیدن ریش‌های خود امتناع كردند. صبح آن روز سرگرد گردن‌شكسته دستور داد تمام كسانی را كه ریش خود را نتراشیده‌اند برای تنبیه به وسط اردوگاه بیاورند. تعداد بچه‌ها خیلی زیاد بود، زیادتر از آن‌چه آن‌ها تصور كرده بودند. آن‌ها در انتظار ده یا بیست نفر بودند، اما تعداد بچه‌ها از مرز دویست نفر هم گذشته بود و به نظر می‌رسید كه دشمن قادر نباشد این همه را در وسط اردوگاه مجازات كند. سرگرد نخست به تهدید پرداخت و بعد از توضیحات مسئول اردوگاه در مورد روز شهادت حضرت علی(ع) و لزوم احترام مسلمانان به او سرگرد گفت: «این‌جا پادگان است و دارای مقررات در هر شرایطی باید مقررات اجرا شود ما هیچ بهانه‌ای را برای عدم اجرای قانون پادگان نمی‌پذیریم حتی شهادت حضرت علی(ع) و یا پیامبر(ص)، اما این بار به احترام حضرت علی شما را مجازات نمی‌كنم به شرط این كه تا یك ساعت دیگر همة شما با صورت‌های اصلاح شده این‌جا حاضر شوید!!! » بعد از پراكنده شدن بچه‌ها بحث در این بود كه آیا دستور سرگرد اجرا شود یا نه؟ مسئول ایرانی اردوگاه و بزرگان دیگر اعتقاد داشتند برای جلوگیری از حساسیت دشمن باید دستور اجرا شود. ساعتی بعد همة بچه‌ها در حالی كه صورت‌های خود را اصلاح كرده بودند در وسط اردوگاه جمع شدند و سرگرد دوباره برای آن‌ها سخنرانی كرد آن هم دربارة حضرت علی(ع) و فضایل او!!!! و رفتار انسانی عراقی‌ها!!! سپس همة بچه‌ها به آسایشگاه خود مراجعت نمودند.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی




[ دوشنبه 6 خرداد 1398 ] [ 01:04 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/q6fv_37931909346425647640.jpg

شب‌های پرشكوه قدر(رمضان سال 64)

رمضان از نیمه گذشته شده بود و شب‌های با فضیلت قدر در حال آمدن بود و این سال باید شب‌های قدری، متفاوت با سال پیش داشته باشد. در شب 19 رمضان اولین شب از لیالی قدر در آسایشگاه ما با سخنرانی برادر قاسم جعفری از طلاب فعال اردوگاه آغاز شد. آقای جعفری در باب فضایل شب قدر و اعمال شب نوزدهم و ماجرای ضربت خوردن حضرت علی(ع) سخن گفت و باعث دگرگون شدن چهرة آسایشگاه گردید. اگرچه زمینه برای اجرای مراسم دسته جمعی هنوز مهیا نبود ولی بچه‌ها در دسته‌های چند نفری در گوشه‌هایی از آسایشگاه می‌نشستند و مراسم احیا را برگزار می‌كردند. عراقی‌ها در هر سه شب قدر عكس‌العمل‌های شدیدی از خود نشان دادند. در شب اول چندان متوجه نبودند، اما از نیمه‌های شب با دیدن اجرای مراسم فرماندة اردوگاه را باخبر نمودند و شدت عمل از همان لحظه آغاز شد. در شب‌های 21 و 23 رمضان نایب ضابط معروف به پلنگی به بچه‌های بعضی از آسایشگاه‌ها گفت: «چرا گریه می‌كنید؟ چرا عزاداری می‌كنید؟ به شما چه كه برای علی(ع) گریه می‌كنید؟ علی(ع) عرب است و از ماست و شما ایرانی آتش‌پرست هستید!!! اجداد ما او را كشتند و همه چیز مربوط به ماست. اگر قرار است كسی برای او عزاداری كند ما هستیم نه شما!!! » آن شب و شب بعد تعدادی از بچه‌ها را به جرم عزاداری برای حضرت علی(ع) از آسایشگاه بیرون بردند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ شنبه 4 خرداد 1398 ] [ 02:38 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
به همت هیات آزادگان بهبهان یک دوره مسابقات تنیس روی میز تحت عنوان جام رمضان از امشب سه شنبه یکم خرداد ماه در محل حسینیه رزمندگان و منزل آقا مهدی حاجی زاده برگزار گردید. این مسابقات در شب های آینده نیز ادامه خواهد داشت.

http://uupload.ir/files/zcfh_img-20190523-wa0016.jpg

http://uupload.ir/files/1sbq_img-20190523-wa0021.jpg

http://uupload.ir/files/4brl_img-20190523-wa0019.jpg



[ پنجشنبه 2 خرداد 1398 ] [ 02:33 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب