تبلیغات
آزادگان بهبهان

آزادگان بهبهان
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را


http://uupload.ir/files/1fod_98954.jpg

[ چهارشنبه 31 مرداد 1397 ] [ 03:36 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/5vk_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%8712.jpg

افزایش دلهره

صبح روز 28 مرداد ماه عراقی ها در آسایشگاه ما را گشودند و ما وارد حیاط اردوگاه شدیم . اولین خبری كه شنیده شد بسیار عجیب و حیرت آور بود . شوك عجیبی بر ما وارد شد . عراقی ها می گفتند كه : « شما باید یك روز دیگر در اردوگاه بمانید تا یك كاروان 1000 نفره از موصل 3 آزاد شوند !!! » این خبر همه را نگران كرده بود . عقل سلیم نمی پذیرفت كه ما یك روز دیگر در این اردوگاه ماتم زده باقی بمانیم . ما تنها بازماندگان 1600 نفری این اردوگاه بودیم نمایندگان صلیب سرخ اعتقاد داشتند كه 700 نفر از اسرای موصل 3 به جمع ما اضافه شوند و یك كاروان 1000 نفره تشكیل شود . اما عراقی ها اصرار داشتند كه اردوگاه موصل 3 دست نخورده باقی بماند : !! و البته علتش را خودشان می دانستند و بس !! وقتی مجادله بین صلیبی ها و عراقی ها بالا گرفت ، نمایندگان صلیب سرخ به نشانه ی اعتراض اردوگاه را ترك كردند !! و تشویش نگرانی افزایش یافت و به اوج خود رسید !! ظاهراً صلیبی ها برای حل این معضل دست به دامان مسوولین عراقی در بغداد شده بودند . ساعتی بعد عراقی ها گفتند : « شما به موصل 4 می روید و یك شب را در آنجا می گذرانید و روز بعد با اردوگاه 4 آزاد می شوید . » این پیشنهاد بهتر از پیشنهاد اولی بود، من در موصل چهار می توانستم رضا خلیلی دوست دوران كودكی خود را ببینم ، و همچنین زیستن در یك اردوگاه دیگر و برای 24 ساعت خالی از لطف نبود !! گر چه شاید دیگران با این نظر من موافق نبودند !! اما این پیشنهاد نیز پذیرفته نشد و ما همچنان بلا تكلیف   بودیم . حوالی ظهر گروهی از اسرای مجروح را كه قرار بود با هواپیما عازم ایران شوند به اردوگاه آوردند تا در كاروان ما جای گیرند و ساعتی بعد نمایندگان صلیب سرخ با چهره ای خندان كه نشان از موفقیت و پیروزی بود وارد اردوگاه شدند و چند نفر از اسرای موصل 4 نیز به عنوان مترجم آن ها را همراهی می كردند آن ها گفتند: « شما همین امروز به همراه 700 نفر از موصل 4 به ایران فرستاده خواهید شد و اردوگاه 3 فردا تخلیه می شود . » همه ی بچه ها شاد شدند و كار ثبت نام شروع شد . صلیبی ها در كنار آسایشگاه 5 مستقر شدند و ما یك به یك به نزد آنها می رفتیم بعد از ثبت نام و ذكر مشخصات آنها می پرسیدند كه : « آیا نمی خواهید به كشور ثالثی پناهنده   شوید ؟ » آنها به اسرا اطمینان می دادند كه مساله ی درخواست پناهندگی شما مخفی باقی خواهد ماند !! اما در میان اسرای ایرانی تعدادی بسیار اندك حاضر به این كار شدند . در اردوگاه ما فقط یك نفر چنین درخواستی داشت آقای ابوترابی به همه ی اسرا قول داده بود كه مسائل اسارت در ایران پی گیری نخواهد شد . لذا حتی كسانی كه مشكل هم داشتند با اعتماد به سخن ایشان از پناهندگی اجتناب می ورزیدند : اگر چه كار صلیب سرخ نیز منطقی به نظر می رسید . زیرا حق مسلم هر كسی است كه محل اقامت آینده ی خود را تعیین كند . كار ثبت نام خیلی زود به پایان رسید و صدای سوت عراقی ها نشانه ی پایان اسارت بود . آخرین سوت در آخرین روز اسارت و آخرین آمار در جلو در ورودی اردوگاه !! من بالافاصله به طرف آسایشگاه 18 دویدم . آخرین اقامتگاه، آسایشگاه خالی بود و ساكت . وضو گرفتم و دو ركعت نماز خواندم عجیب بود در آن لحظه آن آسایشگاه را بسیار دوست می داشتم دلم نمی آمد از آن جا خارج شوم ولی صدای فریاد های مكرر سربازان مرا از آنجا جدا كرد . هر لحظه بر وحشت من افزوده می شد . دوست نمی داشتم كه زنده از اردوگاه بیرون بروم . می دانستم كه در دنیای مادی موانع زیادی در انتظار من است . موانعی كه غلبه بر آنها كار آسانی نبود !! اگر در غربت اسارت جان می دادیم شاید به حرمت غریبی و جوانی و اسارت مورد لطف قرار می گرفتیم و سختی روز حساب بر ما آسان می شد . از طبقه ی دوم پایین آمدم و به كنار میدان فوتبال رفتم . در محل شهادت شهید صابری رفتم بچه ها درآن جا گل گذاشته و یاد بودی ساخته بودند . خوشابحال آنان كه با شهادت رفتند . با داد و فریاد سربازان به صف آمار پیوستم و لحظاتی بعد اتوبوس ها تكمیل شدند و ما از اردوگاه خارج شدیم و همه چیز تمام شد ! محمد طویل سربازی كه قبلاً در مورد او سخن گفته شد قدم زنان سرنوشت نامعلوم خود را دنبال می كرد و سرانجام در اردوگاهی كه در یك روز سرد زمستانی در اسفند ماه سال 62 بر روی ما گشوده شد در یك روز گرم تابستانی در مرداد ماه سال 69 با بدرقه ی سربازی افسرده كه به آینده ی خود امید چندانی نداشت بسته شد و این یعنی بسته شدن پرنده ی اسارت ما .....
نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

[ دوشنبه 29 مرداد 1397 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

موسسه سرنوشت بهبهان مدت هاست که سرپرستی دو گروه از پسران و دختران بی سرپرست را برعهده گرفته و تحت نظارت سازمان بهزیستی مشغول به خدمت است.

سال گذشته آقا مهدی حاجی زاده یادگار مرحوم قدرت الله حاجی زاده -که خود از خدمتگزاران این موسسه خیره بود- تصمیم گرفت در ادامه فعالیت خدا پسندانه پدر مرحومش منزل مسکونی خودشان رادر اقدامی شایسته و خدا پسندانه به این موسسه اهدا نماید.
شب گذشته به دعوت این موسسه خیریه جمعی از آزادگان بهبهان شام را مهمان این کودکان بودند.

http://uupload.ir/files/b731_img-20180819-wa0042.jpg

http://uupload.ir/files/owb2_img-20180819-wa0044.jpg


http://uupload.ir/files/gx8o_img-20180819-wa0045.jpg

[ یکشنبه 28 مرداد 1397 ] [ 11:19 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/154h_img-20161017-wa0008.jpg
آسایشگاهی در موصل بعد از آزادی اسرا

http://uupload.ir/files/7sp4_1436270_833.jpg


روز غم انگیز وداع یاران

صبح روز یكشنبه69/5/27 در تمامی آسایشگاه ها بجز 21 و 23 باز شد و بچه ها وارد حیاط اردوگاه شدند . نمایندگان صلیب سرخ برای ثبت نام نهایی و احیاناً پذیرش پناهندگان در محل مورد نظر خود مستقر شدند . باز نشدن در آسایشگاه  نشان دهنده ی این مطلب بود كه ما در كاروان اعزامی روز سوم جایی نداریم !! اما پنجره های این آسایشگاه مسلط بر اردوگاه بود و ما همه چیز را به خوبی می دیدیم . بچه ها در حال معانقه بودند لباسهای نظامی نو كه بسیار هم گشاد و نامناسب بود برتن كرده بودند . صحنه های زیبای روزهای اعزام به جبهه را در اذهان تداعی می كردند . سربازان مانع ورود بچه ها به طبقه بالای اردوگاه می شدند . بچه ها دوست داشتند كه قبل از رفتن با ما خداحافظی كنند ، اما سربازان اجازه نمی دادند حرف های زیادی در دلها بود كه باید در آخرین روز اسارت گفته می شد . سرانجام بر اثر فشار بچه ها مقاومت سربازان شكست و هجوم به پشت پنجره ها ی آسایشگاه 21 و 23 آغاز شد . هر كس دوستی را صدا می زد و سخنی را بیان می كرد . اما قبل از شروع به سخن قطره های اشك به نشانه ی محبت و دوستی و وداع !! وداعی تلخ و سنگین از چشمها جاری می شد . بیشتر سخنان حول این محور بود : « اگر خطایی بود مخصوص اسارت  بود و ... » آری خلوص نیت و صفای دلهای بی ریا  در پشت پنجره های آسایشگاه 21 و 23 به زیباترین شكل به نمایش گذاشته می شد . دوستان زیادی به سراغ من آمدند . رسول آقا بالازاده ، رضا باغشنی دوستان همیشه وفادار ، احمد اثنی عشری از بچه های رمادی دوستی در شرایط سخت مشكلات اردوگاه ،  محمد رسولی هم آمد مسوول محترم آسایشگاه ( 5 قدیم ) او كه شاید همواره در مورد من دو دل بود راستی اسكافی مفید است یا مضر ؟!! و شاید هیچگاه به نتیجه نرسید !! آن روز زیبا سخن می گفت : « به خدا دلمان نمی آید كه بدون شما از اینجا برویم ... » من هم اشك می ریختم . چرا دوستی ها در روز وداع زیبا می شود !! ای كاش این همه خلوص نیت همواره در زندگی خود نمایی می كرد . من هم دلم نمی آمد كه آن لحظه ها به پایان برسد . اما صدای سوت سربازان بچه ها را فرا می خواند « بیایید كه اتوبوسها در انتظارند . باید بروید كه اسارت به پایان رسید !! »  . زمان در آن روز به سرعت سپری شد و حوالی ساعت 3 بعد از ظهر اردوگاه آرام آرام خلوت شد و من گفتم:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

و یا در سخنی زیبا تر

روز وداع یاران ما را امان ندادند      دردا که تا بگرییم چون ابر در بهاران

بعد از رفتن بچه ها و آرام گرفتن آن همه هیاهو و فریاد محیط اردوگاه آرام شد . گویی كه خاك مرگ بر آن ریخته باشند . غمی سنگین تمامی وجودم را فرا گرفت . صداها بر لبها خشكیده بود . چگونه می توانستیم این اردوگاه را خالی از جمعیت ببینیم !! ساعتی بعد سربازان آمدند و در آسایشگاه را گشودند . و ما در محوطه ی خالی اما پر از غم و اندوه رها شدیم . ما محكوم بودیم كه این حالت بهت انگیز را 24 ساعت تحمل كنیم . 24 ساعتی كه چندین و چند برابر سالهای اسارت بر ما گذشت !! » اردوگاهی را می دیدیم كه دیگر دوستانمان در آن نبودند ، تحمل اردوگاه بدون دوست سخت بود مگر نه این است كه: « برادر پیوند جان است و دوست پیوند روح!!» و« برادر آن به كه دوست !!» حال ما روح خود را از دست داده بودیم من مطمئن بودم كه دیگر هیچگاه در تجمعی با این ویژگی ها زندگی نخواهم كرد . افسوس از دست دادن آن روزهای خوب آن همه اخلاص و پاكی وجودم را به آتش می كشید غروب غم انگیز آغاز شده بود و ما باید به درون آسایشگاه بر می گشتیم تا شبی ظلمانی و پر از ماتم و اندوه را به صبح برسانیم . این بار همه ی ما را در آسایشگاه 21 جای دادند . آن شب را تا اذان صبح بیدار ماندم . از پنجره به اردوگاه نگاه می كردم . آسایشگاههایی كه ساكت  وبی هیجان بودند در مقابل دیدگان من قرار داشتند . صدای دعای كمیل و توسل و زیارت عاشورا نمی آمد . كسی نبود كه بگوید :« بچه ها 20 دقیقه به نماز صبح باقی است !!» چراغها هم خاموش بود . امشب بساط غم همه جمع بود . چه شبهایی كه در این آسایشگاهها تا صبح صدای آرام اذكار شب زنده داران تا عرش بالا رفت و چه اشكهای عاشقانه ای كه بر گونه ها جاری شد و آتش عذاب الهی را خاموش كرد !! هرگز نمی توانم حال آن شب را بازگو كنم . من حالت عجیب خود را در آن شب در همان آسایشگاههای ساكت و تاریك رها كردم و آمدم .....

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 28 مرداد 1397 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
  در مراسم همایش خانوادگی آزادگان بهبهان از رتبه های برتر آزمون سراسری سال های 94 تا 96تجلیل به عمل آمد.


http://uupload.ir/files/m3n_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B5%DB%B2%DB%B8.jpg


http://uupload.ir/files/dq6e_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B9%DB%B4%DB%B8.jpg

http://uupload.ir/files/ftpa_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B9%DB%B3%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/az30_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B1.jpg

http://uupload.ir/files/wv60_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/am7b_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B3%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/77kr_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B3%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/lnj_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B5%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/3o3k_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/g4x6_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/h9fy_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B6.jpg


اسامی این عزیزان به شرح زیر می باشد
نام و نام خانوادگی                   رتبه        رشته                دانشگاه

1-خانم پردیس بیرون رو   337   پزشکی  دانشگاه شیراز

2-خانم لیلی پالیزیان       334   روانشناسی  // شیراز

3-آقا ی مسعودنژادرکابی 600داندان پزشکی اهواز

4-خانم فاطمه کشاورزی  700  مدیریت بازرگانی   شیراز

5-خانم فاطمه تبریزی     900 مهندسی مواد و متالوزی    شیراز

6-خانم فردوس راشد  1100روانشناسی شهید چمران اهواز

7-آقای محمد حسین صالح نژاد  1100      مهندسی عمران خاتم الانبیا بهبهان

8-آقای علی طیبی   1100 دندان پزشکی     دانشگاه اهواز

9-آقای رضا تیله کوهی1100           دانشگاه اهواز

10-خانم مریم مظفرنیا 1200 دارو سازی علوم پزشکی اهواز

11- سیدمحمدرضا رضوی منش 1450   مهندسی شیمی          دانشگاه اراک

12-آقای جحسین ساجدی  1500 پزشکی   جندی شاپور دزفول

[ یکشنبه 28 مرداد 1397 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
شامگاه روز جمعه 26 مرداد ماه سال 97 همایش بزرگ خانوادگی آزادگان بهبهان در محل تالار قدسی واقع در مجموعه ویلایی چه موری برگزار شد.
پیش از آغاز مراسم نماز جماعت به امامت آیت الله ناصری امام جمعه محترم بهبهان اقامه شد.

http://uupload.ir/files/16bz_img_20180818_022134_328.jpg

بعد از اقامه نماز حاضران کم کم به سوی سالن برگزاری مراسم حرکت کردند.
http://uupload.ir/files/ksq7_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B0%DB%B5%DB%B5%DB%B0%DB%B5.jpg

مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد. و بعد ازنواختن سرود جمهوری اسلامی آقای نیری مسوول بنیاد شهید و امور ایثارگران بهبهان ضمن گرامی داشت سال روز آزادی آزادگان سرافراز به حاضرین در جلسه خوش امد گفتند.

http://uupload.ir/files/nnzm_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B3%DB%B1.jpg


http://uupload.ir/files/l074_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B4%DB%B3%DB%B4.jpg

http://uupload.ir/files/3y9x_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/bppa_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B4%DB%B1%DB%B1%DB%B8.jpg
سخنران این مراسم آزاده سردار صفری فرمانده تیپ امام صادق علیه السلام استان بوشهر بود. ایشان در ابتدای جریان تکفیری ها در سوریه به اسارت درامده بود. این آزاده سرافراز در مورد جریان داعش و تکفیری ها در سوریه سخنان جذابی را بیان نمودند.
 http://uupload.ir/files/yvti_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B7%DB%B3%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/iv71_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B4%DB%B6.jpg

اجرای سرود بسیار مهیج و حماسی از طرف  آقای باقری یکی از هنرمندان بهبهان بر جذابیت مراسم افزوده بود.

http://uupload.ir/files/0isr_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/9uw7_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B2%DB%B7.jpg

مراسم با اهدا هدایایی به رتبه های برتر دانشجویی ادامه یافت که گزارش آن جداگانه تقدیم می شود.

در انتها از همه حضار محترم در سالن غذا خوری تالار پذیرایی به عمل آمد.

http://uupload.ir/files/0nwu_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B3%DB%B4%DB%B0%DB%B1.jpg

http://uupload.ir/files/3uu0_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B3%DB%B0%DB%B4%DB%B0%DB%B6.jpg

http://uupload.ir/files/ob9b_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B3%DB%B6%DB%B3%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/qgn2_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B2%DB%B5%DB%B8%DB%B3%DB%B0.jpg



[ شنبه 27 مرداد 1397 ] [ 03:05 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


نماز جمعه روز 26مرداد 1397 به امامت آیت الله ناصری امام جمعه بهبهان با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شد.
پیش از خطبه های نماز آزاده حاج رمضات استادیان از آزادگان عملیات رمضان در باب سال های اسارت و عزت مندی و سرافرازی آزادگان در اردوگاه های عراق سخنان کوتاهی را بیان فرمودند.
امام جمعه مهترم بهبهان نیز در ختبه دوم نماز با اشاره به روز 26 مرداد ماه سالروز ورود آزادگان به  میهن اسلامی این روز را به همه آزادگان تبریک گفت و مسولان کشور را دعوت کرد تا با مطالعه خاطرات این عزیزان به سیره عملی زندگی در عراق توجه بیشتری کنند.

http://uupload.ir/files/l34p_img-20180817-wa0018.jpg

http://uupload.ir/files/3wgn_img-20180817-wa0007.jpg


http://uupload.ir/files/3ad3_img-20180817-wa0014.jpg

http://uupload.ir/files/ug56_img-20180817-wa0017.jpg



[ شنبه 27 مرداد 1397 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/e1gq_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B6.jpg

در ادامه دیدار با خانواده های شهدای آزاده شب گذشته سه شنبه 23 مرداد جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده شهیدان بیگدلی رفتند.
مادر شهید ظفر بیگدلی پیر و زمین گیر شده بود.
برادر از دوران دفاع مقدس می گفت و از شهیدی که بنا به گزارش صلیب سرخ جهانی 19 روز بعد از اسارتش در بیمارستان اربیل به شهادت رسیده است.شهید ظفر بیگدلی در جزایر مجنون در سال 67 روزهای پایانی جنگ به اسارت درآمد.
شهید قدرت الله بیگدلی  نیز در اسلام آباد غرب در مرداد ماه سال 67 به شهادت رسید.
شهید قدرت الله بیگدلی پسر عموی شهید ظفر بیگدلی می باشد.

http://uupload.ir/files/oki3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B7%DB%B5%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/618r_img-20180814-wa0082.jpg

http://uupload.ir/files/ir5t_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B0.jpg

http://uupload.ir/files/90hd_img-20180814-wa0081.jpg
http://uupload.ir/files/5ehp_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B5%DB%B2%DB%B1.jpg
تنها تصویر موجود از شهید ظفر بیگدلی که نیروهای صلیب سرخ جهانی در بیمارستان اربیل عراق گرفته اند.

[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/mx16_pic-31695-1471069471.jpg


متن نامه صدام به مرحوم آیت الله هاشمی رییس جمهور وقت ایران که در ساعت ده و نیم روز 24 مرداد از رادیو عراق خوانده شد

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«جناب آقای علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری محترم اسلامی ایران

پس از اتکال بر خداوند متعال و به نیت از بین بردن تمامی موانعی که بر سر راه ایجاد روابط برادرانه میان تمام مسلمانان و از جمله برادران مسلمان ایران وجود دارد و به منظور فعال ساختن جدی و هماهنگ کردن برادران مؤمن جهت رویارویی با اشراری که می‌خواهند به مسلمانان و امت عرب ضربه بزنند و برای اینکه ایران و عراق را از تحریکات و بازی‌های قدرت‌های شرور بین‌المللی و وابستگان آنان در منطقه بازداریم و به منظور هماهنگی با روح اصولی که در 12 اوت 1990 به منظور ایجاد صلح دائمی و همه جانبه در منطقه اعلام کردیم و خواست ما از آن نامه برقراری صلح دائم و همه جانبه در منطقه بود و برای آن که از هرگونه بهانه‌ای که مانع از همکاری و موجب افکار بد شود، ممانعت کند و همچنین برای این که امکانات عراق، دور از صحنه رویارویی عظیم معطل نماند و به منظور به کار گرفتن آن‌ها در جهت اهدافی که مسلمانان و اعراب شرافتمند به حق بر آن توافق دارند و دوری جستن از تداخل سنگرها و کینه‌ها و بغض‌ها و برای آن که خیرخواهان راه خود را در بازگشت روابط عادی خواهند یافت، به عنوان ثمره مذاکرات از زمان نامه 1990.04.21 ما، تا آخرین نامه شما در هشتم اوت 1990، به عنوان حل نهایی و روشنی که جای هیچ‌گونه ابهامی باقی نگذارد، تصمیمات زیر را اتخاذ کردیم:

1 - موافقت با پیشنهاد شما که در نامه جوابیه مورخ هشتم اوت 1990 توسط «برزان ابراهیم تکریتی» نماینده ما در ژنو از آقای سیروس ناصری نماینده شما دریافت شد. پایه قرار دادن قرار داد 1975 به عنوان اصول منسجم با آنچه که در نامه 30 ژوئیه 1990 به ویژه در مورد تبادل اسرا و بندهای 6 و 7 از قطعنامه 598 آمده است.

2 - بر اساس آنچه که در بند اول این نامه و آنچه که در نامه مورخ 30 ژوئیه 1990 آمده است، ما آماده‌ایم هیاتی را به تهران بفرستیم و یا هیاتی توسط شما به بغداد اعزام شود تا موافقتنامه‌ها را جهت امضا آماده کند.

3 - به عنوان ابتکار حسن نیت، ما از روز جمعه هفدهم اوت (1369.5.26) نیروهای خود را از مرزهای شما فرا می‌خوانیم و تنها نیروهای سمبلیکی را به عنوان نگهبانان و پلیس مرزی باقی می‌گذاریم تا در شرایط طبیعی به وظایف روزمره خود عمل کنند.

4 - کلیه اسرای جنگ با تمام تعداد بازداشت شدگان را فوراً از راه مرزهای زمینی از جمله "خانقین" و "قصر شیرین" و مناطقی که مورد توافق دو طرف خواهد بود، آزاد خواهیم کرد و ما اولین گام در این زمینه را روز جمعه هفدهم اوت برخواهیم داشت.

آقای رفسنجانی رئیس جمهور، با این تصمیم ما همه چیز روشن و تمام خواسته‌ها و مسائلی که بر آن تکیه می‌کردید، تحقق می‌یابد و چیزی نمانده است مگر آن که موافقتنامه‌ها آماده و امضا شود تا هر یک از ما جهت ورود به زندگی جدید، اشراف واضح داشته باشیم.
همکاری ما باید در سایه اصول اسلامی و احترام متقابل و دور کردن طرف‌هایی باشد که خواستار شر برای منطقه هستند و قصد دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و شاید با یکدیگر همکاری کردیم تا خلیج (ِفارس)، دریاچه صلح و امن و خالی از ناوگان و نیروهای خارجی باشد که بدخواه ما هستند. به علاوه همکاری در مسائل حیاتی دیگر- والله اکبر والحمدلله.

صدام حسین - رئیس جمهوری عراق - 23 محرم 1411 ه - 14 اوت 1990 م.»


متن کامل پاسخ رئیس جمهوری اسلامی ایران به نامه پنجم رئیس‌جمهور عراق به شرح زیر است:


بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدالله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم

ریاست جمهوری محترم عراق جناب آقای صدام حسین
 
نامه مورخ 1369.5.23 (14 اوت 1990) جنابعالی دریافت شد. اعلام پذیرش مجدد معاهده 1975 از سوی شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلاف در چارچوب قطعنامه 598 و تبدیل آتش بس موجود به صلح دائم و پایدار را هموار ساخت.
 
شروع عقب‌نشینی نیروهای شما از اراضی اشغالی ایران را دلیل صداقت و جدی بودن شما در راه صلح با جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آوریم و خوشبختانه در موعد مقرر آزادی اسراء هم آغاز گردید که امیدواریم عقب‌نشینی نظامیان شما طبق زمان‌بندی اعلام شده و آزادی اسرای دو طرف با آهنگ و سرعت هر چه بیشتر ادامه یافته و تکمیل گردد.
 
همان‌گونه که از طریق نماینده ما، در ژنو به اطلاع رسانده‌ایم اکنون ما برای پذیرش نمایندگان شما در تهران آمادگی داریم و امیدواریم با تداوم جوّ مثبت و حسن نیت موجود بتوانیم به صلح جامع و پایدار با حفظ همه حقوق و حدود مشروع دو ملت و دو کشور اسلامی دست یابیم.

والسلام علیکم
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری اسلامی ایران


[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 01:18 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/ho83_افرازی_-_عبدالرسول.jpg
شهید عبدالرسول افرازی
شامگاه روز سه شنبه 23مرداد ماه سال 97 جمعی از آزادگان بهبهان به دیدار خانواده دو شهید بزرگوار عیدالرسول و عبدالنبی افرازی رفتند.
عبدالرسول در سال 59 به اسارت دشمن درآمد . خانواده و مراکز رسمی مثل سپاه و بسیج هم مصاحبه ایشان را شنیدند. بنا به شهادت اسرای حاضر در اردوگاه موصل یک قدیم پس از مدتی ایشان را به همراه 11 نفر دیگر از اردوگاه به محل نامعلومی منتقل نمودند که تا به اموز هیچ خبری یا اثری از این 12 نفر پیدا نشده است.
برادر دوم هم در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید. روحشان شاد و یادشان گرامی باد

http://uupload.ir/files/0f1g_افرازی_-_عبدالنبی.jpg

شهید عبدالنبی افرازی

http://uupload.ir/files/3gmj_img-20180814-wa0085.jpg

http://uupload.ir/files/99h6_img-20180814-wa0089.jpg

http://uupload.ir/files/8xlv_img-20180814-wa0086.jpg

http://uupload.ir/files/06z_۲۰۱۸۰۸۱۴_۲۱۳۱۲۶.jpg


http://imgurl.ir/uploads/r41599__.jpg

[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
ظهر روز سه شنبه 23 مرداد جمعی از آزادگان بهبهان با فرماند محترم شهرستان دیدار کردند. در این دیدار نخست آقای نیری مسوول بنیاد شهید و امور ایثارگران ضمن تشکر از فرماندار محترم و  تبریک ایام ورود آزادگان به میهن اسلامی بعضی از دغدغه های آزادگان را بیان نمودند.
حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات نیز گزارشی از فعالیت های هیات را بیان کردند و با تقدیم دوجلد کتاب از خاطرات آزادگان از فرماندار محترم برای شرکت در همایش خانوادگی آزادگان دعوت به عمل آوردند.
برخی از حاضرین نیز خاطراتی را بیان کردند.سپس فرماندار محترم از حضور آزادگان تشکر کرده و سالگرد ورود این عزیزان را تبریک گفتند.
و در مورد دغدغه های آزادگان قول همکاری دادند.



http://uupload.ir/files/gifv_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B5.jpg

http://www.uupload.ir/files/rora_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/k3y9_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/qfp1_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B2%DB%B1%DB%B8%DB%B2%DB%B3.jpg

http://www.uupload.ir/files/k2r2_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B3%DB%B0%DB%B0%DB%B5%DB%B6.jpg




[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

در ادامه دیدار از خانواده شهدای آزاده شامگاه روز دوشنبه جمعی از آزاددگان بهبهان به دیدار خانواده شهیدان نیکپور رفتند. از این خانواده دوبرادر به شهادت رسیده اند.
اسماعیل نیک پور در عملیات فتح المبین در حالی که یک دست و یک پایش قطع شده بود به اسارت دشمن در آمد. ولی مدتی بعد سربازان دشمن در مقابل دیدگان دیگر دوستانش او را به شهادت رساندند.

ابراهیم نیک پور در عملیات بدر به شهادت رسید.

http://uupload.ir/files/t41m_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B6%DB%B0%DB%B2.jpg


http://uupload.ir/files/5xlq_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B5%DB%B0%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/taur_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B4%DB%B4.jpg

http://uupload.ir/files/dduq_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B2%DB%B1%DB%B0.jpg


http://uupload.ir/files/c38_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B2%DB%B2%DB%B2%DB%B7%DB%B3%DB%B4.jpg

[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
جمعی از آزادگان بهبهان مقارن با نماز ظهر به دیدار آیت الله ناصری امام جمعه حترم شهرستان بهبهان رفتند.
در این دیدار نخست حاج عبدالصاحب بخردی مسوول هیات، در مورد فعالیت های هیات آزادگان سخن گفتند و از امام جمعه محترم دعوت نمودند که در مراسم ساگرد ورود آزادگان شرکت نماید.

آیت الله ناصری امام جمعه محترم شهرستان نیز ضمن گرامی داشت سالگرد ورود آزادگان به میهن اسلامی در مورد شرایط حساس نظام و مسایل منطقه و وظیفه خطیر انقلابیون خصوصا آزادگان نصایحی را بیان نمودند
نماز ظهر و عصر به امامت آیت الله ناصری در محل دفتر ایشان برپا شد.

http://uupload.ir/files/8jcs_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B2%DB%B1%DB%B6.jpg


http://uupload.ir/files/ecm3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B8%DB%B1%DB%B6.jpg


http://uupload.ir/files/okq7_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B9%DB%B0%DB%B5.jpg


http://uupload.ir/files/rdrf_img-20180813-wa0040.jpg

http://uupload.ir/files/wy3v_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B8%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B0%DB%B5%DB%B3.jpg


[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


در آستانه سالگرد ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی آیت الله ناصری امام جمعه بهبهان به عیادت آزاده حاج سعید مظفرنیا رفته و از نزدیک روند بهبودی ایشان را دنبال کردندو برای سلامتیشان دعا نمودند.

حاج سعید مظفر نیا از آزادگان عملیات خیبر مدتی است که دچار بیماری شده و هم اکنون تحت درمان می باشد.
http://uupload.ir/files/pip7_img-20180813-wa0016.jpg


http://uupload.ir/files/idoo_img-20180813-wa0015.jpg

http://uupload.ir/files/n2z_img-20180813-wa0013.jpg

[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


آمدی و بوی قفس می دهی
زخم تنت را به که پس می دهی؟

راست بگو با که، کجا بوده ای؟
گرم ملاقات خدا بوده ای؟

http://uupload.ir/files/1qyv_1_(12).jpg

http://uupload.ir/files/8bxg_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%8712-3-300x189.jpg

http://uupload.ir/files/c6qg_img-20180420-wa0038.jpg


[ یکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 02:32 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب