تبلیغات
آزادگان بهبهان

آزادگان بهبهان
i076_135134903733-300x160.jpg

ضرب وشتم بزرگ رمضان

        شب های قدربدون هیچ برنامه ی خاصی به دلیل ممنوعیت وكنترل شدیددشمن سپری شددرآخرین هفته ی ماه رمضان باتمام مشكلات وفشارهایی كه وجودداشت مشكل دیگری برآن نیزافزوده شددربعدازظهریكی ازروزهای ماه مبارك رمضان درست نزدیك آماربعدازظهرافسرعراقی بلندقامتی كه در شقاوت وقساوت گوی سبقت راازدیگران ربوده بود وارد اردوگاه شداودرواقعه دردآورفروردین 63 حاضربودودیدن چهره ی كریه اومارابه یادآن روزتلخ وعذاب آورمی انداخت .سربازان اورامسئول مجازات وتنبیه می نامیدند با ورودبه اردوگاه همه چیزرابه هم ریخت ودلهره ووحشت حاكم گردید،همه می دانستندیك اتفاق سخت درشرف وقوع است این افسرشوم وبد نهاد هرگاه كه وارد اردوگاه می شدجزدردسرچیزدیگری به همراه نداشت.آن روزنیزبه محض ورود نامباركش سربازان رادروسط اردوگاه جمع كردوبه نظافت كلی اردوگاه ایرادگرفت،كاری كه افسراصلی وفرمانده ی اردوگاه نكرده بودوكاملامشخص وواضح بودكه هدف این فردپلیدبهانه جویی است وقصدیك ضرب وشتم شدیدرادارد.زیرااوهرگزبه فكرسلامت ما درپرتو مثلا نظافت نبود او بعد ازدوسه ماه آماده بودكه تایك باردیگرواقعه ی تلخ روز13 فروردین راتكراركندتامثلابه زعم خودش قدرت نمایی كرده باشدوخودی نشان داده باشدكه بله ماآن قدرقدرت داریم كه بتوانیم یك اردوگاه اسیربی دفاع راهروقت كه بخواهیم به سختی شكنجه دهیم ودراین راه ازهیچ كس هم نمی ترسیم !!!والبته بایدبه خاطرداشتن چنین قساوت قلبی به ایشان جایزه ی اسكارداد!!!سربازان مسئول آسایشگاه ها را صدا زدند،همه به وسط اردوگاه رفتند،وماوحشت زده ایستاده بودیم ومنتظربودیم كه چه می شود؟افسرنظامی باتهدیدبه مسئولین آسایشگاه ها گفت: ((چرانظافت رارعایت نمی كنید؟ چرا مخالفت می كنید،كارهای سیاسی ممنوع است .ولی شماكارهای سیاسی می كنیدو...)) مسئولین آسایشگاههاباترس ولرزپاسخ دادند:((ماتمام تذكرات فرمانده ی اردوگاه رارعایت كرده ایم ،دراردوگاه هیچ فعالیت سیاسی وجودندارد،نظافت اردوگاه نیزموردتأیدفرمانده ی اردوگاه بوده است))اوباعصبانیت بیشتری گفت:((فرداهمه ی اردوگاه زندانی می شوندوهمه بایدتنبیه شوند تا دیگر كسی مخالفت نكند!!)) مسئولین آسایشگاه ها برگشتندو سوت آمارنواخته شد. سوت شومی كه وحشت ودلهره رابه دنبال داشت .در موقع آمارعراقی هاچندین آسایشگاه رابه بهانه های واهی به شدت زیرضربات كابل گرفتند،صدای فریادهای مظلومانه بچه ها،بدن هر شنونده ای رابه لرزه می انداخت .فردای آن روزبعدازآمارصبح كه همراه باضربات شدیدكابل بودعراقی هادوباره درهارابستندوقفل كردندواین به معنی زندانی شدن دسته جمعی بود،روزسختی رامی خواستیم آغازكنیم خصوصابرای آسایشگاه های 2و13 كه به خاطرعدم تهویه ی هوادرآن بسیارگرم بود.حوالی ساعت10 صبح درآسایشگاه رابازكردندوگفتند:((به سرعت به دستشوئی بروید))مابه سرعت ازآسایشگاه خارج شدیم وناگهان محشركبرایی رادیدیم بازهم ...... ادامه دارد
نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

[ یکشنبه 12 خرداد 1398 ] [ 02:03 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب