آزادگان بهبهان

azadegan-behbahan.jpg

بنام خداوند شور آفرین                           خداوند والفجر و فتح المبین

خداوند آنها که پرپر شدند                        شب آتش و خون کبوتر شدند

خداوند موسی ، خداوند نوح                    خداوند شبهای فتح الفتوح

بنام خدایی که نور آفرید                        شب حمله عشق و غرور آفرید

خداوند گردان قایق سوار                       خداوند شیران شب زنده دار

بنام خداوند حال و قدیم                         خداوند شبهای هورالعظیم

خداوند دستان ذکر و دعا                      خداوند مجنون خیبر گشا......

وبلاگ آزادگان بهبهان به یاری حق تلاش دارد در جهت ترویج فرهنگ شهادت و ایثار طبق سفارشات امام خمینی (ره) و بر اساس رهنمود های مقام معظم رهبری فعالیت نموده و  هیچ گونه وابستگی به جناح ها و گروهایی سیاسی موجود در کشور ندارد. یاد اوری خاطرات دوران با شکوه دفاع مقدس و بیان خاطرات عرفانی و غرور افرین آزادگان سرافرازو یاد اوری سخنان حکیمانه ی سید آزادگان مرحوم حاج آقا ابوترابی از اهداف اصلی این وبلاگ می باشد. امید است در این راستا پیشکسوتان خون و شهادت و ایثار مارا یاری نمایند. واسلام

مدیریت وبلاگ آزادگان بهبهان.

                                                          نظر یادتون نره


[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
شامگاه روز سه شنبه 7 اسفند مصادف با میلاد با سعادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به دعوت آقا مهدی حاجی زاده و خواهر بزرگوارشان جمعی از آزادگان بهبهان در خانه ایتام حاضر شده و در کنار این کودکان دوست داشتنی شام را صرف کردند. این حضور و ضیافت به مناسبت روز مادر و به یاد مادر مهربان آقا مهدی حاجی زاده برگزار شد.در پایان این ضیافت حضار با قرائت فاتحه یاد و خاطره مرحوم قدرت الله حاجی زاده و خانوده بزرگوارشان را گرامی داشتند.

eicm_img-20190226-wa0155.jpg   sknz_img-20190226-wa0141.jpg   j14g_img-20190226-wa0153.jpg

kifv_img-20190226-wa0151.jpg   vg_img-20190226-wa0152.jpg  pxjp_img-20190226-wa0156.jpg


اضافه می کنم مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست در بهبهان از موقوفات آقا مهدی حاجی زاده بوده و به تازگی زمین کنار این مرکز هم به همت ایشان خریداری شده و فعلا به زمین ورزش این عزیزان تبدیل شده است.
شادی روح  مرحوم قدرت الله حاجی زاده و بستگان بزرگوارش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

[ چهارشنبه 8 اسفند 1397 ] [ 02:06 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
به مناسبت هفتمین روز درگذشت نصرالله خانی پدر شهید نعمت الله خانی  و آزاده اسدالله خانی مراسم دعای کمیل با حضور جمعی از آزادگان در منزل آن مرحوم برگزار گردید


http://uupload.ir/files/epl8_img-20160423-wa0070.jpg


gf4x_img-20190221-wa0101.jpg    2w6j_img-20190221-wa0095.jpg  hmrk_img-20190221-wa0104.jpg

[ جمعه 3 اسفند 1397 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

امروز 22 بهمن در هوای بارانی بهبهان مردم دلاور و انقلابی شهرمان با لبیک به ندای رهبر عالیقدرشان با حضور در خیابان های بهبهان چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن گرفتند.فجر بارانی نیز زیبایی های خود را داشت که تصاویر گویا تر و زیباتر ان را بیان می کند.

حضور آزادگان بهبهان در این مراسم باشکوه نیز جلوه خاصی داشت و نظر حاضران در راهپیمایی را به خود جلب می کرد.


oqo7_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۲۱۱.jpgdyfa_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۳۸۲۶.jpg40al_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۵۳.jpg

goed_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۲۳.jpgvtop_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۷۳۳.jpgl5k4_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۸۱۴.jpg

i249_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۱۸۱۳.jpgtpe2_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۲۲۴.jpgrx2k_img-20190211-wa0113.jpg

ye7j_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۲۹۵۳.jpgzbvr_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۳۹۴۲.jpg3yzj_۲۰۱۹۰۲۱۱_۱۰۴۰۱۲.jpg


[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



4qk_عدالت_بهبهانی_-_محمد.jpg

شهید محمد عدالت

محمد عدالت متولد سال 1340دانش آموز سال چهارم دبیرستان بود. با شروع انقلاب حضور در خیابان ها و شرکت در راهپیمایی ها و درگیری های خیابانی را آغاز کرد.در روز چهلم شهید گرایمی همانند بسیار از افراد دیگر به امام زاده حیدر(ع) آمده بود  و سپس به همراه جمعیت به طرف امام زاده فضل حرکت کرد. در میان جمعیت او را دیدم که فریاد می زد :«لحظه به لحظه گویم ،زیر شکنجه گویم یا مرگ یا خمینی» مهرماه سال 57دانش آموزان دبیرستان سلطانی (دکتر شریعتی ) با دادن شعارهای :«درود برخمینی- درود بر شریعتی معلم شهید ما» کلاس های درس را به تعطیلی کشاندند. شهید محمد عدالت پیشاپیش دانش آموزان شعار می داد. با تعطیلی مدارس دانش آموزان هر روز در یکی از دبیرستان های شهر جمع می شدند و برنامه هایی را در مورد انقلاب و افشاگری در باب جنایت های رژیم پهلوی اجرا می کردند. روزی که دبیرستان سلطانی (شریعتی) میزبان مراسم بود شهید عدالت با پایین کشیدن پرچم طاغوت پرچم سبز لا اله الا الله را برفراشته نمود و رسم تازه ای را در مراسم بوجود آورد. روز جمعه 1/10/57در اوج فشار دولت نظامی ازهاری، که سرهنگ امیری رئیس شهربانی بهبهان در تلاش بود تا تظاهرات مردم بهبهان را سرکوب کند. محمد از خانه خارج شد در حالیکه برلبانش شعار :«ماهمه سرباز تو ایم خمینی» جاری بود. آن روز درگیری ها در شهر زیاد بود. مردم می خواستند به عوامل حکومت نظامی در شهر بفهمانند که در عزم خود برای رسیدن به پیروزی استوار هستند و از فشارها و شکنجه ها و کشتار نمی هراسند. در درگیری آن روز محمد مورد اصابت گلوله نظامیان قرار گرفت و به شدت مجروح شد. اور ا به بیمارستان منتقل کردند و پش از هشت روز مقاومت در مقابل جراحات  ناشی از تیراندازی دشمن در روز 8/10/57به شهادت رسید. نظامیان از دادن جسد او امتناع می ورزیدند. مردم جهت تحویل جسد و تشییع آن مقابل بیمارستان اجتماع کرده بودند. مرحوم آیت الله مجتهدی با فرمانده ی نظامیان سخن گفت و از آن ها خواست تا جسد شهید را تحویل دهند اما او نپذیرفت و گفت که متفرق شوید. او گفته بود که جسد شهید را نظامیان به قبرستان شهر می آورند. در این روز در مقابل بیمارستان نظامیان به مردم حمله ور شدند و بسیاری را دستگیر نمودند. جسد پاک شهید عدالت به همراه دو شهید دیگر بدون حضور مردم به خاک سپرده شد. اما در چهلمین روز شهید عدالت امام به کشور بازگشته بود و طاغوت از ایران گریخته و همه چیز برای فروپاشی نظام شاهنشاهی فراهم شده بود. آری خون شهیدان بساط ظلم ستمگران را در هم پیچیده بود.                                                                                                                               

                                      روحش شاد و یادش گرامی


[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 02:08 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]







در بیست‌ویکم آبان، بازار و کلیه مغازه‌های بهبهان و چند شهر دیگر خوزستان تعطیل شد. بیست‌وچهارم آبان نیز کلیه مغازه‌ها تعطیل بود و مردم در چند نقطه شهر تظاهرات کردند و راه‌بندان ایجاد نمودند. در نتیجه تیراندازی مأموران در این روز، یک نفر از تظاهرکنندگان به نام اسدالله دلفریب شهید و دو نفر نیز مجروح شدند. روز بعد، تعطیلی مغازه‌های شهر در اعتراض به ‌روی ‌کار آمدن دولت نظامی همچنان ادامه داشت. در تظاهرات آن روز نیز یک نفر به شهادت رسید و چهار نفر مجروح شدند. (14)

در پی ناآرامی‌های اخیر بهبهان، ساواک پنج نفر از مردم را که از کسبه و فرهنگیان بودند، در اول آذر بازداشت کرد.

سوم آذر، افرادی ناشناس به سوی منزل یکی از مأموران، مواد منفجره پرتاب کردند.

در تظاهرات چهاردهم آذر، دو نفر از تظاهرکنندگان مجروح شدند.

به گفته ساواک، در هفدهم آذر، در تظاهرات صد نفری جوانان بهبهان، دو دانش‌آموز پسر و یک دانش‌آموز دختر در اثر تیراندازی مأموران مجروح شدند.

در اول دی، بر اثر انفجاری در کلانتری شماره 2 بهبهان، قسمتی از ساختمان این کلانتری فرو ریخت.

عصر روز سوم دی، مردم پس از اجتماع در مسجد بدیعی، راهپیمایی کردند. مأموران نیز با پرتاب گاز اشک‌آور و تیراندازی سعی در متفرق کردن جمعیت داشتند.

در پی تیراندازی مأموران در تظاهرات هفتم دی، یک روحانی به شهادت رسید و تعدادی از مردم نیز مجروح شدند. تظاهرات روز بعد، با درگیری‌های بیشتری همراه بود و تظاهرکنندگان با آتش‌زدن لاستیک، راه‌بندان ایجاد کردند. تیراندازی مأموران، یک شهید و سه مجروح بر جای گذاشت، اما روزنامه اطلاعات از سه شهید و سی مجروح در هشتم دی خبر داده است.(15)

به مناسبت شهادت یکی از طلاب بهبهان به نام سیدعلی ‌نورالدین، از صبح نهم دی، بازار و کلیه مغازه‌های شهر تعطیل و تظاهرات پراکنده‌ای برگزار شد که منجر به شهادت یک نفر به نام ابراهیم ماهی‌زاده گردید.

به گفته ساواک، در دوازدهم دی، نوجوان شانزده ساله‌ای که قصد داشت به سوی مأموران بمب دست‌ساز پرتاب کند، بر اثر انفجار بمب در دستش، به شهادت رسید.

پس از اعلام تعطیلی و عزای عمومی هجدهم دی از سوی امام‌خمینی و چند تن از مراجع قم، کلیه مغازه‌های بهبهان تعطیل و تظاهراتی پنجاه‌هزار نفری در مخالفت با دولت بختیار برگزار شد. مأموران با تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان، 9 نفر را مجروح کردند. روز بعد یک نظامی در بهبهان به قتل رسید.(16) در بیست‌وسوم دی 1357 هم دو تن از افسران شهربانی بهبهان در اثر حمله مسلحانه مجروح شدند.(17)



[ یکشنبه 21 بهمن 1397 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

خاطرات اسارت/ روایت بازجویی یک تیمسار بعثی از آزادگان ایرانی

      ورود شبانة سربازان به آسایشگاه

      درست در شب 12 بهمن ماه بود بچه های تبلیغات مشغول نصـب پارچه ها و كاغذهایی در مورد دهة فجر بودند . نماز و غذا تمام شده بود و هنگام قدم زدن بود من مشغول بافتن جوراب بودم البته در حال قدم زدن كه ناگهان متوجه حضور سربازی در پشت پنجره شدم و چند لحظه بعد در آسایشگاه شدند و یكسره به سراغ وسایل تبلیغات رفتند و همه را جمع كردندو سپس بدون هیچ برخوردی در حالیكه لبخند می زدند و به ما نشان می دادند كه برنامه های ما را به هم زده اند آسایشگاه را ترك كردند و در را بستند . مسأله از دو جهت برای ما عجیب بود . اول اینكه عراقی ها تا كنون شب وارد آسایشگاه نمی شدند آنهم به این شكل !!! یعنی چنین جرأتی را ما از آنها سراغ نداشتیم !!! و دوم اینكه چرا با دیدن این همه نوشته و نقاشی و وسائل ممنوعة تبلیغاتی عكس العملی از خودشان نشان ندادند ؟ !!! ما تا چند دقیقه بعد از رفتن آنها بهت زده بودیم .اما به هر حال برنامه های خود را در مورد شب ورود حضرت امام و آغاز دهة قجر ادامه دادیم . فردای آن روز هنگام آمار صبح مسؤول آسایشگاه ما آقای رسولی و آقای سعید مظفر به همراه دومسؤول دیگر كه در شب 12 بهمن وضعیت مشابه ای داشتند به وسط اردوگاه برده شدند . صبح آن روز ما متوجه شدیم كه عراقی ها شب گذشته چهار آسایشگاه را مورد حمله قرار داده بودند و شاید یك امر نیز در پی این ماجرا برای ما تقریباً اثبات شد كه عراقی ها از تقویم ما كاملاً آگاهی دارندو این كار مستقیماً به جاسوسان مربوط بود . به هر حال 4 مسؤول آسایشگاه به شیوة جدیدی مجازات شدند . آنها به مدت 10 روز یعنی تا پایان دهة فجر محكوم بودند كه از صبح تا بعد از ظهر با دست و چشم بسته سر پا بایستند و حركتی نداشته با شند . ساعتی قبل از آمار بعد

از ظهر آنها را آزاد می كردند تا به آسایشگاه برگردند و صبح فردا بار دیگر كار از اول شروع می شد  . البته هنگام آمار ظهر آنها را به دستشوئی می بردند كه شاید این متنوع ترین كار برای این چهار نفر در این ده روز بود . نماز ظهر و عصر نیز در همان محل تنبیه اقامه می شد !!! اما غذا را بعد از آزادی در آسایشگاه می خوردند . به نظر من تنبیه سختی بود و تجربه ای جدید !! من به یاد آن یكی دو ساعتی می افتادم كه دست و چشم خودم بسته بود و حتی قادر نبودم مگس را از خود برانم !! حالا تصور اینكه از صبح تا بعد از ظهر به این شكل بایستم مرا به وحشت می انداخت بعد از پایان مدت مشخص شده یعنی درست در بعد از ظهر روز 22 بهمن هر چهار نفر به زندان فرستاده شدند تا بخش دوم مجازات آغاز شود . در همین ایام نیز چهار نفر از اردوگاه موصل یك به اردوگاه ما منتقل شدندكه به دلیل سن زیاد در آیندة اردوگاه تأثیر بدی نداشتند و در مواردی كارهای مثبتی كه تأثیر جمعی داشت نیز انجام می دادند. بدین ترتیب مسائل بهمن ماه سال 66 هم به پایان رسید و جشنهای 22 بهمن با وجود مزاحمتهای دشمن به خوبی برگزار شد . ده شـب سـفرة وحـدت در آسایشگاه  ها برقرار بود . همه بر سر سفره حاضر می شدند . تقسیمات گروهی شبها حاكم نبود . در خارج آسایشگاه بچه های گروه فرهنگی از هر استانی با زحمت فراوان

هدایای معنوی از قبیل مهر و جانماز و دفترچة دعـا و آماده كرده بودند و در جمعة آخر بهمن ماه به افراد مسن و قاریان ممتاز قرآن و حافظان قرآن تقدیم كردند و با این گونه اعمال جوّ صمیمی و معنوی بسیار زیبایی در اردوگاه ایجاد شده بود . این صمیمیت و یكدلی ما را در ادامة مسیر پُر پیچ و خم اسارت یاری می داد تا در لغزشگاه ها نلغزیم و استوار بایستیم .

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ جمعه 19 بهمن 1397 ] [ 01:49 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]




عملیات والفجر مقدماتی با هدف تصرف شهر العماره عراق

تهران - ایرنا -عملیات والفجر مقدماتی باهدف تصرف پل غزیله و تصرف شهر استراتژیک« العماره» عراق در روز 17 بهمن ماه سال 1361 در منطقه عملیاتی فکه با حضور رزمندگان اسلام با استعداد نیروهای بسیج ، سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.

«فکه روایت سرزمینی است که رمل‌های آن پیکرخونین بسیاری از عزیزان این سرزمین را کفن کرده است ، فکه حکایت آن وادی خشک و سوزان بقیع است؛ فکه، تجلی کربلا و صد ها تن صنوبر پرپر شده بوستان ولایت و تجلی گران حماسه “ارواح التی حلت بفناک” است؛ ولی عجبا که چه زیبا عطش سربازان مطیع مطلق «مهدی موعود» فرو نشست و چه عاشقانه در میان رمل های داغ و سوزان فکه ، جام می از دست ساقی نوشیدند و سیراب شدند و بالهای خسته خویش را گشودند و رفتند و رفتند و رفتند تا اوج پرکشیدند و صدای هلهله کروبیان آن هنگام که بال در بال یکدیگر گشوده بودند و عروج بی قرارانه فرزندان زهرا را جشن می گرفتند ، در ملکوت اعلی طنین افکنده بود، به راستی که مقام قرب الهی گوارای وجودشان باد».
*** منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی
منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد.
در این منطقه ، رودخانه های متعددی وجود دارد، از جمله« رودخانه دویرج که از کوه های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می ریزد و رودخانه میمه که سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هور بن عمران (جنوب هورالسناف) منتهی می شود».
در حالی که عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق که به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد را امکان پذیر کرده بود.
به همین منظور و نیز از آن جایی که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ حدفاصل فکه تا چزابه برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.
*** طرح عملیات والفجر مقدماتی
در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه کربلا و نجف به طرف العماره تک نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حد فاصل خط تا کانال های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فکه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند.
نیروهای قرارگاه کربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت کانال پدافند نمایند.
در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاکسازی شده و سرپل غزیله تامین گردد. هم چنین با احداث خاکریز، جناح قوای کربلا می بایست تامین شود تا چنانچه ماموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشکل مواجه شد، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.
در صورتی که اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می یافت، چنین پیش بینی شده بود که با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. همچنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تک فریب انجام شود و لشکر 14 امام حسین علیه‌السلام نیز ماموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.
***شرح عملیات
عملیات والفجر مقدماتی در ساعت 21و 30 دقیقه روز 17بهمن سال 1361 پس از اعلام رمز مبارک «یاالله، یاالله، یاالله» از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه ( در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود ) طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد.
در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.
به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولان و نیز تبلیغات سو دشمن ، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20 بهمن سال1361 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه کارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.


*** استعداد قوای دشمن
مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی (از چیلات تا هورالعظیم) به عهده سپاه چهارم عراق بود. لشکرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:
الف ؛ لشکر 14 پیاده ؛ شامل: تیپ 421 پیاده ،تیپ 422 پیاده ،تیپ 18 پیاده کوهستانی
و تیپ گردان تانک سیف سعد ،
منطقه گسترش لشکر 14 عراق از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه - غزیله با جاده صفریه بود.
ب ؛ لشکر 1 مکانیزه؛ شامل:تیپ 108 پیاده ،تیپ 501 پیاده ؛تیپ 1 مکانیزه
تیپ های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مکانیزه (به عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشکر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.
ج ؛ لشکر 10 زرهی؛ شامل: تیپ 17 زرهی،تیپ 42 زرهی،تیپ 34 زرهی،تیپ 24 مکانیزه ،تیپ 412 پیاده
منطقه گسترش این لشکر از پیچ انگیزه (شیار به جلیه) تا جنوب غربی دهلران (چیلات) بود.
د ؛ نیروهای احتیاط؛ شامل:لشکر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی،تیپ 30 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات،تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه العماره ،تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف،تیپ 37 زرهی از لشکر 12 زرهی، در منطقه بزرگان،تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره،تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، احتمالا در شمال العماره،تیپ های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشکر 11، در منطقه العماره،تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فکه ،گارد ریاست جمهوری، در منطقه بزرگان و تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده
*** استعداد رزمندگان بسیج، سپاه و ارتش
بعدازعملیات محرم، سپاه پاسداران درصدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد، برهمین اساس لشکر فتح به سپاه 3 صاحب الزمان (عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ های تابع آن به جز تیپ 44 قمر بنی هاشم علیه‌السلام نیز به لشکر تغییر یافت.
لشکر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشکیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشکر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه علیه‌السلام،امام رضا علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام نیز لشکر نصر5 را به وجود آوردند. همچنین، یک تیپ مستقل به نام تیپ 10 سید الشهدا علیه‌السلام تشکیل شده و تحت امر این سپاه در آمد.

لشکر فجر هم با تیپ های المهدی (عج)، امام سجاد علیه‌السلام و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشکر فجر با همان سازمان لشکر باقی ماند، تیپ ثارالله نیز که به لشکر تبدیل شده بود، به اتفاق لشکر قدس (شامل: لشکر 7 ولی عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشکر 8 نجف تحت امر سپاه هفتم قرار گرفتند.
به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم جهت انجام این عملیات استعداد زیر را در نظر گرفت:
قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 3 صاحب الزمان (عج)،لشکر 14 امام حسین علیه‌السلام با استعداد 8 گردان،لشکر 25 کربلا به استعداد 11 گردان،لشکر 17 علی بن ابی طالب علیه‌السلام با استعداد 14 گردان،تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه‌السلام با استعداد 5 گردان وسپاه 7 حدید
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را عهده داشت:
لشکر 7 ولی عصر (عج) با استعداد12 گردان،تیپ 15 امام حسین علیه‌السلام با استعداد 10 گردان،لشکر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان،لشکر 41 ثارالله علیه‌السلام با استعداد 11 گردان،لشکر 19 فجر با استعداد 24 گردان
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 11قدر،لشکر 27 محمد رسول الله ص با استعداد 24 گردان،لشکر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان،تیپ مستقل 10 سیدالشهدا علیه‌السلام با استعداد 7 گردان
یگان های ارتش جمهوری اسلامی نیز زیر تحت امر فرماندهی این عملیات بودند از جمله :،لشکر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانک و 6 گردان مکانیزه،تیپ 84 خرم آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانک،
توپخانه رزمندگان ایرانی نیز با استعداد ،ارتش 16 گردان وسپاه با 7 گردان فعال بودند.

***بررسی عملیات
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته به دست آورده بود، تقریبا به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد.
ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امکان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیاندازد. از این رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد. و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به کارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که در تاکتیک های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.
موضوع دیگر اینکه در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیکن در این عملیات نظر به این که دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملا سعی بر این داشت که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.
***نتایج عملیات
در این عملیات علاوه بر انهدام قابل توجه تیپ های 905 و 704 و یک گردان از نیروهای سودانی، تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
دشمن در این عملیات 2500 کشته و زخمی و 113 اسیر برجای گذاشت.
بر اساس گزارش های متعدد مراکز نظامی و استراتژیک ، با این عملیات طراحان نظامی کشورمان دریافتند که عملیات های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن (موانع، آتش توپخانه و...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به گونه ای باشند که ضعف های خودی در آن کم تر بوده و جنگ متکی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافا به اینکه فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند که باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.
سردار قاسمی فرمانده وقت اطلاعات وعملیات لشگر حضرت رسول درعملیات والفجر مقدماتی درجمع دانشجویان با اشاره به هوشیاری دشمن قبل از انجام این عملیات، گفت: « سردار شهید حسن باقری قبل از عملیات و در جلسات گوناگون، مخالفت خود را با طرح این عملیات اعلام کرده بود.
پس از آگاهی عراق از انجام عملیات نیروهای جمهوری اسلامی در فکه و اطلاع از محورها و اهداف آن که فتح شهر مهم و استراتژیک 'العماره' بود، در مدت کوتاهی تمام زمین رمل ( خاک نرم ) فکه به طور بی سابقه ای با همکاری کشورهای غربی مسلح شد.
این موانع عریض و طویل شامل ؛ میدانهای مین عظیم،کانالهای آب و خشک و حجم وسیعی از سیم خاردارهای حلقوی و حتی به توصیه کارشناسان نظامی غرب، خاکریزی در منطقه ایجاد نشد و استدلال آنها این بود که اگر خاکریزی ایجاد شود، نیروهای ایران پس از تصرف آن، به عنوان جان پناه و سدی پدافندی در مقابل پاتک های سنگین عراق تبدیل خواهد شد و این تجربه ای بود که در عملیات های گذشته ایران داشتند.
در چنین شرایطی،شهید حسن باقری فرمانده وقت عملیات سپاه، منطقه فکه را جهت انجام عملیات، بسته اعلام نمود و آن سردار متفکر و نابغه جنگ ، توجهش را جهت طراحی جدید، به سمت شمال فکه برد ولی متاسفانه در حین جمع آوری اطلاعات برای طراحی عملیات در شمال فکه، در یکی از محل دیدها در خطوط اول رزم،در روز نهم بهمن ماه 1361 به شهادت رسید.
سپس در شامگاه 17 بهمن ماه سال 61، علیرغم نظر آن شهید، عملیات والفجر مقدماتی در همان جبهه میانی فکه انجام شد و با وجود ایثار و از خودگذشتگی های بسیار و عبور از موانع متعددی قریب به شانزده رده دفاعی درنهایت، بدون دست آوردی برای جمهوری اسلامی به پایان رسید».
قاسمی افزود: در آخر باید یادی کنیم از پاسدار شهید محمد حسین حیدری،فرمانده یکی از گروهانهای گردان محبین تیپ 15 امام حسن مجتبی ع که در آن شب عملیات مفقود شد و تاکنون پیکرمطهرش رخ ننمود و یاد و خاطره آن بسیجی های مظلوم و بی نام و نشان، که غریبانه سربر کویر گرم فکه و هرجایی از جبهه نهادند،هماره در دل و جان و کردارمان، ماندگار و جاوید باد و شادی ارواح پاک شان، نجوا می کنیم فاتحه ای از سر اخلاص و ارادت که کمترین حق شناسی است از نیک مردانی که هرچه داریم و به آن مفتخریم، از برکت خونهای پاکشان است.


[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 01:56 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



http://uupload.ir/files/k11b_1326060383.jpg

شهید صدرالدین نحوی

شهید صدرالدین نحوی در روز 14اردیبهشت سال 1328در شهر بهبهان متولد شد . خانواده او بسیار متدین و از علمای دین بودند. مادر بزرگش و سپس مادرش در خانه کلاس قران داشتند و بسیاری از همسایه ها جهت فرا گرفتن قرآن به خانه آن ها می آمدند.

دروران ابتدایی را در دبستان امیر کبیر گذراند و سال 1341موفق به اخذ مدرک ششم ابتدایی شد. سال اول و دوم دبیرستان در بهبهان بود اما برای ادامه تحصیل مجبور شد به گچساران و نزد عمویش باشد.. قبل از گرفتن دیپلم پدرش را ازدست می دهد و لذا مجبور می شود به کار کتاب فروشی روی آورده تا بتواند هزینه زندگی خود را فراهم کند.

سال 48 به سربازی اعزام شده و در مراغه دوره آموزشی را گذرانده و سپس به عنوان سپاه دانش در روستاهای شیراز مشغول به خدمت می شود.

پس از اتمام سربازی در دبستان بیمنجگان دهدشت  به خدمت آموزش و پرورش در آمده و به خدمت مقدس معلمی می پردازد .

از همین سال ها تبلیغات مذهبی و انقلابی خود را آغاز می کند. با ورود به سال 57 و همگیر شدن نهضت اسلامی فعالیت های شهید رو به افزایش نهاد. او که به عنوان دانشجو در دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول تحصیل بود از فضای مناسب دانشگاه برای تبلیغ بیش از پیش استفاده می نمود. بر اثر فعالیت شدید در دانشگاه بارها بازداشت شده بود و سرانجام در مسیر بازگشت از سوسنگرد و پس از سخنرانی و تبلیغات انقلابی در روز 19شهریور ماه سال 57سه روز بعد از اعلام حکومت نظامی در شهرهای بزرگ مورد حمله ی نظامیان قرار گرفته و به شهادت رسید.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 


[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 01:07 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]




http://uupload.ir/files/yg4_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1_%DB%B1%DB%B0%DB%B2%DB%B5%DB%B3%DB%B2.jpg
تصویری مانداگار 40 سال مقاومت و ایثار

در چهارم آبان، بهبهان شاهد تظاهرات و درگیری‌های وسیع بین مردم و مأموران بود؛ حادثه زمانی آغاز شد که یک مأمور، دوچرخه‌سواری را با خودرو زیر گرفت. با ورود مردم به صحنه، خودرو این مأمور به آهن‌پاره‌ای تبدیل شد. مأموران شهربانی سر رسیدند و درگیری‌ها آغاز شد. در نتیجه تیراندازی‌ها، ده نفر از مردم زخمی شدند که حال سه نفر وخیم اعلام شد.(9)

روز بعد نیز تظاهرات مشابهی روی داد. همچنین گفته شد گروهی به مسجد بزرگ بهبهان حمله کرده و قصد تخریب آن را داشتند. (10)

روز ششم آبان، به دنبال برگزاری تظاهرات، کسبه و بازاریان، مغازه‌های خود را تعطیل کردند. در پی این اقدام، طی مذاکره فرماندار بهبهان با علما و روحانیان، دو نفر از علما از مردم خواستند مغازه‌های خود را باز کنند.

هزاران نفر از دانش‌آموزان بهبهانی در هفتم آبان در دبیرستان پهلوی، نماز جماعت برگزار کردند. بانک‌های بهبهان تعطیل و تنها مشروب‌فروشی شهر، شبانه به آتش کشیده شد.(11)

در اوایل آبان‌، کلیه مدارس بهبهان تعطیل بود. در نهم آبان، بیش از دوهزار نفر از دانش‌آموزان دختر، با گرفتن روزه سیاسی در دبیرستان مهستی گرد آمده و پس از شنیدن سخنرانی، نماز جماعت خواندند.

یازدهم آبان نیز دانش‌آموزان دبیرستان‌های پسرانه در دبیرستان پهلوی گرد آمده و روزه سیاسی گرفتند.(12)

روز بعد، بیست‌هزار نفر از مردم پس از تجمع در مسجد بدیعی، راهپیمایی کردند، سپس با اجتماع مقابل مسجد مصلی، نماز ظهر و عصر را اقامه کردند. در پایان راهپیمایی، قطعنامه‌ای در چهار بند قرائت شد که در آن آزادی زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، مراجعت امام‌ خمینی به کشور و تشکیل حکومت اسلامی خواسته شده بود.

به مناسبت سومین روز حادثه 13 آبان و کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران، به دعوت حجت‌الاسلام محمد‌حسین ‌مجتهدی، جمعیتی در حدود بیست‌و‌پنج هزار نفر در یکی از مساجد بهبهان تجمع و سپس در خیابان‌ها تظاهرات کردند.


[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 12:54 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



1e6s_1298440kaka001-001.jpg

شهید سید عزیزالله دلفریب

شهید سید عزیزالله دلفریب در سال 1320در آبادان متولد شد. جد اعلای این خانواده به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام منتسب است. از همان دوران کودکی بسیار مهربان و خوش برخورد بود. در دوران جوانی سعی می کرد داشته های خود را با دیگران تقسیم کند. در گفتارش به نهج البلاغه مولای متقیان علی علیه السلام استناد می کرد. در بهبهان ازدواج کرد و رد خانه ی استیجاری زندگی می نمود و به کار خطاطی و نقاشی مشغول بود. با شروع جریان انقلاب اسلامی با تهیه ی کلیشه ای از تصویر امام خمینی (ره) که در ان زمان در نجف اشرف بودند، به جوانان پرشور شهرمان کمک کرد تا بتوانند تصاویر امام را بر در دیوار شهر بکشند و به همین دلیل تحت تعقیب نیورهای امنیتی بود. برخورد های شایسته و صبوری و دیانت او باعث شده بود که در میان خویشاوندان و دوستان و همسایه ها بسیار محبوب باشد. بارها این جمله را بر زبان آورده بود که دوست دارم با شلیک گلوله  و اصابت آن به پیشانیم شهید بشوم. هنگام خواندن سوره ی الرحمن و سخن گفتن از نعمت های الهی در مورد بهشتیان و شهدا به گونه ای سخن می گفت که شوق به شهادت در کلامش هویدا بود. شهید دلفریب که در اصل کارمند دارایی بهبهان بود به دلیل کارهای انقلابی مورد بازخواست ساواک قرار گرفته و مدتی از کار در دارایی تعلیق می شود. او را مدتی به ماهشهر فرستادند ولی طولی نکشید که بهبهان بازگشت. آبان ماه سال57 بعد از روی کار آمدن دولت نظامی ژنرال ازهاری رئیس شهربانی بهبهان نیز به یکی از مزدوران گارد شاهنشاهی سپرده شد. سرهنگ امیری و دستیارش ستوان داوودی تازه وارد شهر شده بودند. و قصد داشتند که از مردم زهر چشم بگیرند. در غروب روز بیست و چهارم آبان ماه درگیری در شهر بهبهان شدت گرفت و در همین روز سید عزیزالله دلفریب در خیابان ششم بهمن(جوانمردی فعلی) مورد اثابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. خواهر شهید در خاطره ای که از او نقل می کند می گوید که :«بارها شنیدم که سید می گفت :«دلم می خواهد با تیری که به پیشانیم می خورد از دنیا بروم» و وقتی که ما می گفتیم که خدا نکند او می گفت : تو نمی دانی شاید گوشه ای از بهشت جایم باشد.» شهید به آرزوی خودش یعنی شهادت در خدا رسید.

                            روحش شاد و یادش گرامی باد


[ چهارشنبه 17 بهمن 1397 ] [ 02:29 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ بهبهان یکی از شهرهای جنوب کشور است که مردم آنجا در مبارزه علیه رژیم پهلوی پیشگام بودند. حجت‌الااسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی در بخشی از کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره مبارزات مردم بهبهان با رژیم پهلوی و واکنش رژیم به این مبارزات می‌گوید: من در سال‌های 45 تا 47 در بهبهان منبر می‌رفتم و چون در لفافه تاریخ مطالب سیاسی می‌گفتم بسیار مفید بود و در روحیه مردم تاثیر بسیاری داشت. در ضمن امام خمینی و رساله او را نیز تبلیغ می‌کردم و خوشبختانه مسئله حادی پیش نیامد و جوانان بهبهانی به نهضت اسلامی علاقه‌مند بودند؛ تا این که در مردادماه 1357 به دلیل سابقه قبلی، بار دیگر از طرف علمای شهر از جمله آقای مجتهدی، موسوی و دعاوی - که از علمای طراز اول شهر بودند - برای تبیین صریح مسائل انقلاب دعوت شدم.

ماه رمضان بود و هوا گرم. هر شب در مسجد بزرگی در مرکز شهر به نام "مسجد مصلی" منبر می‌رفتم و روز به روز بر تعداد جمعیت اضافه می‌شد؛ طوری که پس از پنج یا شش شب، شبستان و حیاط مسجد پر می‌شد و جمعیت زیادی در خیابان می‌نشستند و من حكم مسائل انقلابی را بیان می‌کردم.

هر شب احتمال حمله مأموران محمدرضا پهلوی وجود داشت و مسجد و جمعیت را با تمام وسایل ضد شورشی محاصره می‌کردند تا این که به گمانم شب هفتم رمضان بود که منبری جانانه در وصف جنایات خاندان پهلوی داشتم.

چون می دانستم آنها نمی‌گذارند من در بهبهان بمانم، قرار شد کم کم مطالب را به اوج برسانم. آن شب به سیم آخر زدم و جنایات سلطنت پهلوی را بیان کردم. جمعیت عظیمی هم در خیابان بودند و آقایان علما و طلبه‌ها همه بیرون مسجد مصلی، وسط مردم نشسته بودند که ناگهان پلیس و کماندوها حمله کردند.

از هر طرف گاز اشک آور پرتاب شد و جمعی زخمی و بعضی از مأموران هم مجروح شدند.

طبق نقشه قبلی، گفته بودیم اگر حمله کردند چراغ‌ها را خاموش کنند و مرا از معرکه فراری دهند. ناگهان برق خاموش شد و در میان هیاهوی جمعیت و صدای تیر و گاز اشک‌آور مرا از پشت مسجد فراری دادند و به خانه‌ای در اطراف شهر بردند.

آقایان علما موسوی، مجتهدی و دعاوی که در خیابان بودند، دستگیر شدند. مأموران مقداری از وسایل مسجد و منبر را خرد و بعضی کتاب‌ها و قرآن را پاره کردند و بسیاری را با باتوم زدند. آن شب، شب عجیبی بود.

صبح فردای آن روز، شهر متشنج و مغازه‌ها و بازار تعطیل شد و حکومت نظامی هم در شهر اعلام شد.


(البته فکر کنم مطلبی برای اصلاح وجود دارد. حمله به مسجد امام جعفر صادق علیه السلام روز 8 رمضان افتاق افتد و شب نبود)

[ سه شنبه 16 بهمن 1397 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



3cet_18_copy.gif

شهید حمدالله پیروز

شهید حمدالله پیروز در سال 1340در یک خانواده مذهبی و مستضعف روستایی به دنیا آمد . درست در سال هایی که مبارزات امام علیه رژیم ستم شاهی تازه آغاز شده بود. آری این هم یکی از یاران امام بود که خودش فرموده بود یاران من در گهواره ها هستند. او در همان دوران کودکی به خاطر وضعیت مالی خانواده مجبور به کار بودو به همین دلیل در کوران زندگی به تدریج آب دیده شده بود.در همین سنین با مسجد انس گرفته بود و در مجالس عزاداری و وعظ و سخنرانی شرکت می کرد. پس از دوران ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی فخر جد بابایی (مدرسه شهید پیروز) شد. مدرسه ای که بعد از انقلاب به نام خودش نامگذاری شد. و سپس در سال 62 مورد حمله ی موشکی صدامیان قرار گرفت و در تاریخ جاودانه شد.در دوران اوج گیری انقلاب اسلامی او نیز همانند جوانان برومند این مرزو بوم کمر همت بست تا نظام ستم شاهی را نابود کند. جوان پر شور و انقلابی ما به فعالیت های معمولی بسنده نکرد و با همکاری دوستانش شاخه ای نظامی را تشکیل داد تا با عوامل سرسپرده­ی رژیم پهلوی به مقابله بپردازد.البته در این مسیر از راهنمایی های شهید بخردیان استفاده می کرد. او بود که این گروه ها را سازماندهی  و رهبری می نمود. یکی از همرزمان شهید حمدالله پیروز، شهید ابراهیم نیکپور بودکه بعدها در میادین نبرد علیه متجاوزین بعثی به شهادت رسید. این دو شهید بزرگوار بخاطر اینکه بتوانند به وابستگان رژیم درس عبرتی بدهند و به آن ها بفهمانند که فشار به مردم و حرکات وحشیانه ی آنان بی پاسخ نمی ماند،تصمیم گرفتند که به خودرو  حامل نظامیان حمله کنند.لذات پس از مدتی آموزش دیدن خود را برای روز مورد نظرآماده کردند. اما در آن روز سرد زمستانی شهید حمدالله پیروز دچار امتحان سختی شد. او در حالی که آماده ی عملیات بود مشاهده کرد که عابری از کنار خودرو نظامی در حال حرکت است. پرتاب نارنجک به طرف خودرو مساوی با صدمه دیدن این انسان بی گناه است. حمدالله جهت حفظ جان این انسان بی گناه از پرتاب نارنجکی که همه چیزش برای انفجار آماده شده منصرف می شود و به طرف در امام زاده شاه میرعالی حسین می دود. تا نارنجک را در درون حوض بیندازد اما در مسیر را و درست در دروازه ی ورودی امام زاده نارنجک منفجر می شود و او به شهادت می رسد.  شهدای ما حتی در میدان مبارزه هم درس جوانمردی و از خود گذشتگی را به جهانیان می آموزند .

                         روحش شاد ویادش گرامی باد


[ دوشنبه 15 بهمن 1397 ] [ 11:45 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



برنامه‌های مربوط به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. مراسم سالگرد انقلاب همواره نقش اساسی و مهم را در وحدت اردوگاه بازی می‌كرد. این مراسم طبق معمول از شب 12 بهمن آغاز می‌شد و تا 22 بهمن‌ماه ادامه می‌یافت در این مدت در آسایشگاه‌ها برنامه‌های گوناگونی از قبیل سرود، نمایشنامه، دكلمه، شعر و سخنرانی و ... برگزار می‌شد. هنگام غذای صبح و ظهر نیز مهمانی در آسایشگاه‌ها برقرار بود. بچه‌های تداركات نیز برای تهیة شیرینی‌های مختلف دست به كار می‌شدند. در جریان مراسم همین دهه سربازان عراقی به آسایشگاه 13 حمله كردند و ضمن بهم زدن مهمانی 25 نفر از بچه‌ها را به زندان فرستادند و تعدادی را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند. علی‌رغم این برخورد خشن دشمن كه برای ما بسیار سودمند بود مراسم در تمامی آسایشگاه‌ها با شكوه خاصی برگزار شد.

روز 22 بهمن كه مصادف با سالروز پیروزی انقلاب بود آسایشگاه یك مهمانی مفصلی داشت. بچه‌های تداركات كیك بسیار بزرگی درست كرده بودند و آن را بر پشت یك تشت لباسشویی قرار داده و روی كیك را با خامه تزیین نموده بودند. بر روی یك سطح یك تصویری از یك رزمندة مسلح و جمله زیبای 22 بهمن مبارك باد، خودنمایی می‌كرد. بعد از مراسم این كیك بزرگ بین بچه‌ها تقسیم شد. این قسمت از برنامه مثل همیشه جالب‌ترین بخش از مراسم بود. در طول این ده روز با توجه به حالت شور و هیجان مراسم اجرا  شده و خشونت و فشار دشمن باعث مستحكمتر شدن وحدت عمومی می‌شد. همیشه در اردوگاه جنگ و گریز میان ما و عراقی‌ها باعث هیجان و ایجاد شور و حالت بود.

اما طریقة ساختن كیك: ساختن این كیك در واقع یكی از هنرهای مخصوص اسارت بود و آموختن آن بسیار جالب تا جایی كه نظر عراقی‌ها را نیز به خود جلب كرده بود. بچه‌ها وسط نان‌ها را بیرون می‌آوردند و آن‌قدر می‌ساییدند كه شبیه به آرد می‌شد اما كمی درشت‌تر. آن‌گاه این آرد را با شكر و آب مخلوط می‌كردند و بر روی چراغ می‌گذاشتند تا پخته می‌شد، سپس آن را بر پشت یك تشت لباس‌شویی قرار می‌دادند و بعد از آن نوبت به درست كردن خامه می‌رسید. شكر و روغن جامد را مخلوط می‌نمودند و آنقدر با دست می‌ساییدند كه شكر به‌طور كامل در روغن حل می‌شد، سپس شیرخشك بر آن اضافه می‌كردند و آن را به خوبی حل می‌نمودند به این ترتیب خامه آماده می‌شد خامه را روی كیك می‌مالیدند و مقداری از خامه‌ها را نیز با گل‌های رنگی موجود در باغچه رنگ می‌كردند تا كیك بهتر تزیین شود و با این وسایل و امكانات ابتدایی یك كیك لذیذ و مخصوص اسارت ساخته می‌شد.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 14 بهمن 1397 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]



2ag6_ماهی_زاده_-_ابراهیم.jpg        pxyj_16.jpg

شهید ابراهیم ماهی زاده

ابراهیم درروز 6خرداد سال 1332در اوج مبارزات مردم ایران در ماجرای ملی شدن صنعت نفت به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در سختی های زندگی گذراند. به علت فقر و تنگدستی مجبور شد ترک تحصیل نموده و برای گذران زندگی و کمک به معیشت خانواده وارد بازار کار شد. وقتی که به سن سربازی رسید تازه زمزمه های انقلاب اسلامی در کوچه پس کوچه ها ی کشور پیچیده بود. در دوران خدمت سربازی با اعلامیه های انقلاب امام خمینی آشنا شد. وقتی که پیام امام مبنی بر ترک خدمت و پیوستن به مردم را شنید درنگ را جایز ندانست، پادگان را ترک کرد و به مردم پیوست. در جریان مبارزات علیه رژیم ستمشاهی بسیار فعال بود. در راهپیمایی ها و در گیری های خیابانی حضوری مستمر داشت. تا اینکه در روز نهم دی ماه سال 57در خیابان ابن سینا(شهید پیروز) مورد اصابت گلوله دژخیمان قرار گرفت و به شهادت رسید.

روحش شاد و یادش گرامی باد


[ یکشنبه 14 بهمن 1397 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

z187335_.jpg   185983_.jpg   39rf_img-20190129-wa0194.jpg

به همت هیات آزادگان بهبهان و با همکاری موسسه پیام آزادگان خوزستان به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی یک دوره مسابقه تنیس روی میز مخصوص آزادگان بهبهان با شرکت 32 نفر از آزادگان در منزل شخصی آقا مهدی حاجی زاده یادگار مرحوم قدرت الله حاجی زاده برگزار شد. که پس از طی مراحل مقدماتی سرانجام به ترتیب آقایان عبدالصاحب بخردی-حاتم آبرود- عبدالرضابهمئی-علی دهقان پیر مقامات اول تا چهارم را کسب نمودند.

از این بزرگواران در اولین جلسه ماهانه هیات آزادگان بهبهان تجلیل به عمل خواهد آمد.
هیات آزادگان بهبهان از همه شرکت کنندگان در این مسابقات و همچنین از میزبان محترم که در این مدت زحمات زیادی را متقبل شدند نهایت تشکر و قدر دانی را دارد.


ynv0_img-20190129-wa0193.jpg   8lv5_img-20190118-wa0210.jpg  lar6_img-20190129-wa0197.jpg


   z572150_.jpg   b797038_.jpg

نفرات اول تا چهارم در کنار داور مسابقات پایانی



[ چهارشنبه 10 بهمن 1397 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 124 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب