آزادگان بهبهان

azadegan-behbahan.jpg

بنام خداوند شور آفرین                           خداوند والفجر و فتح المبین

خداوند آنها که پرپر شدند                        شب آتش و خون کبوتر شدند

خداوند موسی ، خداوند نوح                    خداوند شبهای فتح الفتوح

بنام خدایی که نور آفرید                        شب حمله عشق و غرور آفرید

خداوند گردان قایق سوار                       خداوند شیران شب زنده دار

بنام خداوند حال و قدیم                         خداوند شبهای هورالعظیم

خداوند دستان ذکر و دعا                      خداوند مجنون خیبر گشا......

وبلاگ آزادگان بهبهان به یاری حق تلاش دارد در جهت ترویج فرهنگ شهادت و ایثار طبق سفارشات امام خمینی (ره) و بر اساس رهنمود های مقام معظم رهبری فعالیت نموده و  هیچ گونه وابستگی به جناح ها و گروهایی سیاسی موجود در کشور ندارد. یاد اوری خاطرات دوران با شکوه دفاع مقدس و بیان خاطرات عرفانی و غرور افرین آزادگان سرافرازو یاد اوری سخنان حکیمانه ی سید آزادگان مرحوم حاج آقا ابوترابی از اهداف اصلی این وبلاگ می باشد. امید است در این راستا پیشکسوتان خون و شهادت و ایثار مارا یاری نمایند. واسلام

مدیریت وبلاگ آزادگان بهبهان.

                                                          نظر یادتون نره


[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/ppss_pelakarde-ruze-ghods-94-1m.jpg

امام در این پیام که روز 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر شد، چنین فرمودند: «من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم .» (صحیفه امام؛ ج  9، ص 267)


[ پنجشنبه 9 خرداد 1398 ] [ 03:49 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


  
g0lz_mfpa-1-j.jpg   http://uupload.ir/files/iia_135134852058.jpg


رمضان سال 1364 اردوگاه موصل 2

شب بیست و سوم رمضان سربازان عراقی در اردوگاه دو برابر شدند و تمامی آسایشگاه‌ها را تحت‌نظر گرفتند. آن‌ها دائماً پشت پنجره‌ها می‌آمدند تا مبادا برنامه‌ای در آسایشگاه اجرا شود. از طرفی بچه‌ها نیز با گماردن نگهبان در پشت پنجره‌ به اجرای مراسم احیا می‌پرداختند و به محض آمدن سرباز و خبر نگهبان پخش می‌شدند. به هر حال این جنگ و گریز تا سحرگاه به طول انجامید و مراسم احیا به هر شكلی كه بود برگزار شد. اكثر بچه‌ها نماز صد ركعتی خواندند و به خواندن برخی از ادعیة وارده پرداختند. رفت و آمد مدام سربازان و تهدید هایشان گرچه نظم برنامه های ما را بهم می زد اما مانع اجرای برنامه های ما نمی شد ما عزم کرده بودیم که از آخرین فرصت خود در ماه رمضان استفاده کنیم پس چه باک از این که در این راه به زندان بیفتیم،کتک بخوریم و .... این خود نوعی عشق بازی بود «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» و ما در این شب در پی اثبات این ادعا بودیم. تفاوتی كه میان شب‌های قدرامسال با سال گذشته بود همین بود كه ما اجازه داشتیم تا سحرگاه بیدار باشیم و با زیاد شدن وقت می‌توانستیم بیشتر قرآن بخوانیم و به اعمال عبادی بپردازیم كه این خود گامی به جلو بود و نوید پیشرفت‌های بیشتر در آینده.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ چهارشنبه 8 خرداد 1398 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

یکی از کلاس های قدیمی قرآن خوانی در ماه مبارک رمضان کلاسی است که جمعی از آزادگان بهبهان به همراه خانواده های خود برگزار می کنند. این جمع که در طول 28 سال گذشته هموار درکنارهم بوده و برنامه های گوناگونی از قبیل سفر های زیارتی مشهد،کربلا ،کوهنوردی و... را در برنامه های خود دارنددر ماه مبارک رمضان نیز برنامه ختم قران را به شکل دوره ای در خانه های خود برگزار می کنند. اغلب این دوستان در اردوگاه موصل بزرگ با هم همراه بوده اند.
حاج مرتضی متذکر،حاج محمد پالیزیان-حاج مجید کشاورزی،حاج احمد مکاری،حاج عبدالنبی خوشخو،حاج حبیب انصاری و حاج ابوالقاسم محسنی و... از اعضای این گروه می باشند.




http://uupload.ir/files/3j47_img-20190523-wa0046.jpg

http://uupload.ir/files/9bfr_img-20190523-wa0047.jpg

[ سه شنبه 7 خرداد 1398 ] [ 01:41 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

http://uupload.ir/files/u2vz_img-20161017-wa0008.jpg
بیست و یکم رمضان سال 64 موصل دو

 جنگ و گریزشب بیست و یکم هم همانند شب نوزدهم حتی با شدت بیشترادامه داشت. سربازان سعی در برهم زدن مراسم شب احیا را داشتند و ما به هر طریقی می خواستیم که این مراسم را برپا کنیم و دعا در این شب را از دست ندهیم. هنگام اذان صبح گویی اتش بس اعلام شد و دو طرف به نقطه ای رسیدند که برای یک طرف خستگی جسمی و برای طرف دیگر نشاط روحی را همراه خود داشت.

 روز بیست و یكم رمضان كه مصادف با روز شهادت حضرت علی(ع) بود با روز تراشیدن ریش تقارن پیدا نمود، تعداد زیادی از بچه‌های اردوگاه به احترام حضرت آن روز از تراشیدن ریش‌های خود امتناع كردند. صبح آن روز سرگرد گردن‌شكسته دستور داد تمام كسانی را كه ریش خود را نتراشیده‌اند برای تنبیه به وسط اردوگاه بیاورند. تعداد بچه‌ها خیلی زیاد بود، زیادتر از آن‌چه آن‌ها تصور كرده بودند. آن‌ها در انتظار ده یا بیست نفر بودند، اما تعداد بچه‌ها از مرز دویست نفر هم گذشته بود و به نظر می‌رسید كه دشمن قادر نباشد این همه را در وسط اردوگاه مجازات كند. سرگرد نخست به تهدید پرداخت و بعد از توضیحات مسئول اردوگاه در مورد روز شهادت حضرت علی(ع) و لزوم احترام مسلمانان به او سرگرد گفت: «این‌جا پادگان است و دارای مقررات در هر شرایطی باید مقررات اجرا شود ما هیچ بهانه‌ای را برای عدم اجرای قانون پادگان نمی‌پذیریم حتی شهادت حضرت علی(ع) و یا پیامبر(ص)، اما این بار به احترام حضرت علی شما را مجازات نمی‌كنم به شرط این كه تا یك ساعت دیگر همة شما با صورت‌های اصلاح شده این‌جا حاضر شوید!!! » بعد از پراكنده شدن بچه‌ها بحث در این بود كه آیا دستور سرگرد اجرا شود یا نه؟ مسئول ایرانی اردوگاه و بزرگان دیگر اعتقاد داشتند برای جلوگیری از حساسیت دشمن باید دستور اجرا شود. ساعتی بعد همة بچه‌ها در حالی كه صورت‌های خود را اصلاح كرده بودند در وسط اردوگاه جمع شدند و سرگرد دوباره برای آن‌ها سخنرانی كرد آن هم دربارة حضرت علی(ع) و فضایل او!!!! و رفتار انسانی عراقی‌ها!!! سپس همة بچه‌ها به آسایشگاه خود مراجعت نمودند.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی




[ دوشنبه 6 خرداد 1398 ] [ 01:04 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


http://uupload.ir/files/q6fv_37931909346425647640.jpg

شب‌های پرشكوه قدر(رمضان سال 64)

رمضان از نیمه گذشته شده بود و شب‌های با فضیلت قدر در حال آمدن بود و این سال باید شب‌های قدری، متفاوت با سال پیش داشته باشد. در شب 19 رمضان اولین شب از لیالی قدر در آسایشگاه ما با سخنرانی برادر قاسم جعفری از طلاب فعال اردوگاه آغاز شد. آقای جعفری در باب فضایل شب قدر و اعمال شب نوزدهم و ماجرای ضربت خوردن حضرت علی(ع) سخن گفت و باعث دگرگون شدن چهرة آسایشگاه گردید. اگرچه زمینه برای اجرای مراسم دسته جمعی هنوز مهیا نبود ولی بچه‌ها در دسته‌های چند نفری در گوشه‌هایی از آسایشگاه می‌نشستند و مراسم احیا را برگزار می‌كردند. عراقی‌ها در هر سه شب قدر عكس‌العمل‌های شدیدی از خود نشان دادند. در شب اول چندان متوجه نبودند، اما از نیمه‌های شب با دیدن اجرای مراسم فرماندة اردوگاه را باخبر نمودند و شدت عمل از همان لحظه آغاز شد. در شب‌های 21 و 23 رمضان نایب ضابط معروف به پلنگی به بچه‌های بعضی از آسایشگاه‌ها گفت: «چرا گریه می‌كنید؟ چرا عزاداری می‌كنید؟ به شما چه كه برای علی(ع) گریه می‌كنید؟ علی(ع) عرب است و از ماست و شما ایرانی آتش‌پرست هستید!!! اجداد ما او را كشتند و همه چیز مربوط به ماست. اگر قرار است كسی برای او عزاداری كند ما هستیم نه شما!!! » آن شب و شب بعد تعدادی از بچه‌ها را به جرم عزاداری برای حضرت علی(ع) از آسایشگاه بیرون بردند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ شنبه 4 خرداد 1398 ] [ 02:38 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
به همت هیات آزادگان بهبهان یک دوره مسابقات تنیس روی میز تحت عنوان جام رمضان از امشب سه شنبه یکم خرداد ماه در محل حسینیه رزمندگان و منزل آقا مهدی حاجی زاده برگزار گردید. این مسابقات در شب های آینده نیز ادامه خواهد داشت.

http://uupload.ir/files/zcfh_img-20190523-wa0016.jpg

http://uupload.ir/files/1sbq_img-20190523-wa0021.jpg

http://uupload.ir/files/4brl_img-20190523-wa0019.jpg



[ پنجشنبه 2 خرداد 1398 ] [ 02:33 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

به مناسبت میلاد با سعادت اما حسن مجتبی علیه السلام ضیافت افطار هیات آزادگان بهبهان در محل حسینیه رزمندگان برگزار گردید. در این محفب معنوی بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا همه آزادگان میهمان سفره پر برکت کریم اهل البیت بودند.



http://uupload.ir/files/7w0b_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B0_%DB%B1%DB%B9%DB%B4%DB%B1%DB%B1%DB%B9.jpg

http://uupload.ir/files/vupb_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B0_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B3%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/37wm_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B0_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B9%DB%B0%DB%B3.jpg

http://uupload.ir/files/xqbo_img-20190521-wa0005.jpg
http://uupload.ir/files/aia8_img-20190521-wa0012.jpg

http://uupload.ir/files/5aso_img-20190521-wa0010.jpg


http://uupload.ir/files/fr8p_img-20190521-wa0017.jpg

http://uupload.ir/files/ym6f_img-20190521-wa0018.jpg


[ سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 ] [ 04:05 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

حاج رحمن آغازی از آزادگان سرافراز بهبهان و یکی از چهره های علمی شهرمان که از سال گذشته به عنوان مسئول دانشگاه پیام نور بهبهان انتخاب شد اخیرا مرکز قرآنی اباصالح المهدی عج را در بهبهان راه اندازی نموده و علاوه بر جز خوانی قرآن در ماه مبارک رمضان جلسات تفسیر قرآن را نیز به صورت هفتگی برگزار می کند و در اجرای این برنامه قرآنی ازقریان ممتاز کشوری و طلاب موفق شهرمان استفاده می نماید. برای ایشان و همکارانشان آرزوی توفیق روز افزون را داریم.


http://uupload.ir/files/9vbz_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B7%DB%B2%DB%B3_%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B9%DB%B5%DB%B8.jpg

http://uupload.ir/files/6i1_img-20190515-wa0015.jpg


http://uupload.ir/files/mqlo_img-20190515-wa0013.jpg

http://uupload.ir/files/solc_img-20190515-wa0014.jpg

[ دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 ] [ 03:22 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

7wn_135134903733-300x160.jpg

ضرب وشتم آسایشگاه پنج:

        درحالی كه ماباتحمل فشارهای زیادواردسومین دهه ی ماه مبارك رمضان شده بودیم وهرروزدردسرجدیدی رامتحمل می شدیم ،روزی به بچه هاگفتم من گمان می كردم كه بهترین رمضان عمرم رادریاسوج سپری كرده بودم ،آنجامامعتقدبودیم كه رمضان سال 61 زودموردقبول درگاه الهی قرارمی گیرد،زیراامكانات درآنجابسیاركم بودواینك درموصل ودرتابستان 63 متوجه شدم كه جاهایی به مراتب سخت تروطاقت فرساتروجودداردكه یكی ازآنهاموصل است افطار مختصر ، سحری ناچیز،تحمل گرمای شدید بدون وسایل خنك كننده،اذیت وآزاردشمن وبرای بسیاری از افراددوری ازخانواده و...همه وهمه دورهم جمع شده بودند تا مارابیازمایندوخداوندنیزدراین میان به انسان های صبورعجب لطف هاوعنایت هایی داشت كه واقعا جای تفكرواندیشه دارد.نمونه ای ازاذیت وآزارهای سخت عراقی هادرماه رمضان درموردآسایشگاه پنج بود.صبح یكی ازروزهای ماه رمضان متوجه شدیم كه آسایشگاه 5 درسحرگاه گذشته موردضرب وشتم دشمن قرارگرفته است ازطرفی غمگین بودیم كه تعدادزیادی ازبچه هابدون هیچ گناهی این چنین درماه خدامورداذیت وآزار قرار بگیرند وازطرفی دیگركمی هم خوشحال بودیم زیراجاسوس كویتی الا صل كه مسئول آسایشگاه 5 بوددراین ماجرابه سختی موردشكنجه قرارگرفته بود.سرتیغ زده ی اوبراثراصابت كابل هاشباهت زیادی به خیابان های بزرگ یك شهرشلوغ پیداكرده بود.واین خودمزدخوش خدمتی  های اوبودماتصورمی كردیم كه بعدازاین ماجرااوكمی عاقل می شودوازاین اعمال زشت واین خیانت ناپسنددست برمی دارد یادست كم باعث می شودكه جاسوسان دیگربادیدن سرخون آلود اودرس عبرت بگیرندوبه دشمن اعتمادنكنندماجرای آن شب بنابه گفته ی بچه های آن آسایشگاه چنین كه:((سربازهابه افسراردوگاه اطلاع داده بودندكه این آسایشگاه برای خالی كردن زباله هااززباله دانی اردوگاه كه هنگام بعدازظهرازآمارصورت می گرفت تأخیر داشته اندوافسراردوگاه نیزدستوربه تنبیه سحرگاهی داده بود. حدودیك ساعت قبل ازگشودن درآسایشگاههابرای گرفتن سحری، درآسایشگاه 5 راگشوندوسربازان باكابل به بچه هایی كه درخواب بودندحمله ورشدند،وحشت كسی راكه ازخواب برمی خیزدآن هم باضربه كابل ودشمن كابل به دست وحشی رابالای سرخودمی بینددر نظربیاورید . جنگ وگریزعجیبی درآسایشگاه به راه افتاده بود،بچه های آسایشگاه چهارمی گفتندفریادبچه هاآن قدرجان سوزودل خراش بودكه ما از ترس جرأت تكان خوردن نداشتیم ووحشت ماازوحشت آنهاكمترنبود.دراین میان حتی جاسوسان نیزاز ضربات شدیدكابل عراقی هادرامان نماندندهجوم عراقی هادوبارانجام شدهربارحدودنیم ساعت به طول انجامید.ضربات كابل به حدی محكم وشدیدبودكه جای آن برسروگردن بچه هابه خوبی آشكاربود.معلوم بودكه این كارعراقی هانوبتی بودوكاری بوداز مجموعه كارهای تنبیهی دشمن برای گرفتن زهره چشم ازبچه هاوبرای این كارنیازبه بهانه هایی داشتند.به هرحال سفاكی وبی رحمی دشمن به حدی بودكه ماه رمضان وروزه احترام به اعتقادات ومسائل دیگربرای آنهاهیچ اهمیتی نداشت وسدی برای ممانعت ازكارآنهانمی شد.درتمام روزهای ماه رمضان هرروزبه بهانه ای فردیاافرادی یاحتی آسایشگاهی موردضرب وشتم شدیدقرارمی گرفتند تاشقاوت سفاكن بی رحم رابرهمگان آشكاركندوكمترین تردیدمردان خدانیزازبین برود..... ادامه دارد

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 ] [ 02:00 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


حضرت امام سجاد علیه السلام

و الحمد لله الذی جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصیام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحیص ، و شهر القیام الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس ، و بینات من الهدی و الفرقان.(صحیفه سجادیه)

و سپاس خدایی را سزاست كه ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از این جمله آن است كه رمضان یكی از نامهای خدای تعالی است ) ماه صیام و روزه ( امساك و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی ، یا ماه دین اسلام برای این كه واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است ، چنان كه حفص ابن غیاث نخعی گفته : شنیدم حضرت صادق - علیه السلام - می فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیك از امتهای پیش از ما واجب نكرده است .

پس به آن حضرت گفتم : معنی قول خدای تعالی " سوره 2 ، آیه 183 " : یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب علی الذین من قبلكم " ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان كه بر آنان كه پیش از شما بودند واجب گردید " چیست ؟

فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امتها ، پس این امت را به ماه رمضان " بر امتهای گذشته " برتری داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاكیزگی ، و ماه تصفیه و پاك كردن ( از گناهان ، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها ) و ماه قیام و ایستادن ( برای نماز در شبها ) را یكی از آن راههای احسان قرار داد ( و این كه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آن است كه نماز مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود ، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبی كه در هر شب باید خواند چنان كه بسیاری از علما فرموده اند : خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است .

 و كیفیت آن ، آن است كه هر شبی تا بیست شب بیست ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست ركعت صد ركعت دیگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و بیست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یكم و بیست و سوم به غیر از سی ركعت صد ركعت دیگر كه مجموع آنها هزار ركعت است ، و اگر ماه رمضان از سی روز كمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و به جای آن خواندن درست نیست ) آن چنان ماهی كه قرآن در آن فروفرستاده شد ( خدای تعالی آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر - صلی الله علیه و آله - نازل گردانید ) در حالی كه برای مردم راهنما ( ی از گمراهی ) و نشانه های آشكار رهبری ( حلال و حرام ) و جداكننده میان حق و باطل است ( جمله الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان از قرآن شریف " سوره 2 ، آیه 185 " اقتباس شده )


[ شنبه 28 اردیبهشت 1398 ] [ 02:23 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
یکی از کلاس های ختم قرآن با سابقه در بهبهان کلاسی است که با همت حاج عبدالصمد صالح نژاد، آزاده و جانباز سر افراز ، از حدود 27 سال پیش آغاز شده است و تاکنون با شور و اشتیاق ادامه دارد. این کلاس در ماه رمضان به ختم قرآن می پردازد و بعد از ماه مبارک به صورت هفتگی در زمینه تفسیر قرآن و بیان احادیث معصومین ادامه پیدا می کند. محل اجرای کلاس به صورت دوره ای در منزل اعضا بوده و به صورت مرتب در منزل بعضی از شهدا مثل شهیدآزاده محمد رشیدعبدالهی،شهید پورکاظم،شهید ناوک و.... که هرکدام به نوعی در این جمع شرکت داشته اند برگزار می شود. شرکت کنندگان در این کلاس اغلب از یاران دوران دفاع مقدس می باشند. علاوه بر حاج عبدالصمد صالح نژاد،حاج مجید کشاورزی از آزادگان بهبهان نیز در این کلاس حضوری مستمر دارد.


http://uupload.ir/files/spwe_img-20190515-wa0001.jpg


http://uupload.ir/files/ovo0_img-20190515-wa0003.jpg


http://uupload.ir/files/acsr_img-20190515-wa0002.jpg

[ جمعه 27 اردیبهشت 1398 ] [ 02:24 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]

رمضان در اسارت به روایت محمد سلیمانی

بااین حال وضعیت ما در رمضان بهترازقبل ازماه رمضان بودزیراقبل ازرمضان بچه هابرای روزه گرفتن مقداری نان وخرمارازیربالش خودمی گذاشتندونیمه شب آن رابرداشته ،زیرپتوبه آرامی می خوردند.ودرهمان حال مواظب پنجره بودندكه مباداسربازمتوجه آنهاشودذكریك جریان درآن شب هاجالب است:((بنده ی خدایی غذاراجهت خوردن درسحرزیربالش خودگذاشته بود،نیمه شب دست خودرازیربالش بردودرتاریكی پتومشغول خوردن شدكه ناگهان احساس كردچیزهایی روی دستش حركت می كنند،دست خودرااززیرپتوبیرون آورد و ناگهان مشاهده كرد كه مورچه ها به غذای اوحمله ورشده اند واوندانسته قسمتی ازآن را نیز خورده است و...))شروع روزاول ماه رمضان باروزهای دیگرهیچ تفاوتی نداشت،محدودیت هاهمانندروزهای قبل وجودداشت، حضوردرآسایشگاه ممنوع بود،نشست وبرخاست واحترام به سربازان همانندقبل بود،درهوای گرم خوابیدن درظهرماه رمضان یكی ازكارهای معمول درایران بودامابازهم عراقی هااین كارراممنوع اعلام كردند.قطع پیاپی آب وكمبودشدیدآن ،مزید برعلت هابود،وقتی كه حضوردرآسایشگاه ممنوع بود،آب وسیله ای بودبرای خنك شدن ورفع عطش،اماآن هم نبودومشكل بیشترمی شدیكی دوروزازماه رمضان گذشته بودكه مسئله خوابیدن ظهرراباافسرعراقی درمیان گذاشتیم اوگفت:((خوابیدن درآسایشگاه درهنگام روزممنوع است اماشمامی توانیدكناردیوارهاوزیرسایه بان بخوابیدبه شرط آن كه وقتی سربازآمدبلندشویدواحترام بگذارید!!! ))اگرجناب سروان عراقی می گفت  ممنوع است بخوابیدبهتر بود تااین جمله ی اخیر رابگوید آخرچطورممكن است كسی بخوابد وحضورسربازرااحساس كند و بلافاصله برخیزدواحترام بگذاردآن هم سربازی كه مدام درحال آمدوشددریك مسیرمشخص وتكراری است وهرسه دقیقه یكبارازكنارآدم ردمی شود.روزی كه افسرعراقی ونایب ضابط پلنگی چنین لطف بزرگی درحق ماكردنددركنارآن به بیان خطبه اخلاقی نیزپرداختند.نایب ضابط گفت:((انتم صائم واناصائم ... شماروزه هستیدومن هم روزه هستم واین درحالی بود كه مدام درحال كشیدن سیگاربود!!!مامی خواهیم شمادرماه رمضان راحت باشیداگرمشكلی داشتیدمثل ماجرای خوابیدن به مابگویید تاآن راحل كنیم !!))آقای نایب ضابط بااشاره به یكی ازبچه های نوجوان اصفهانی گفت:((این بچه بایدالان كنارمادرش باشدنه دراسارت،رژیم شمابچه هارابه زوربه جبهه می فرستدولی ماآنهارانجات می دهیم دراسارت نگه می داریم تاجنگ تمام شود!!حالاخودتان بگویید،شماكه تاكنون دیده اید، آیا برخورد ما یك برخوردانسانی واسلامی نیست؟!!آیادروغ حكام ایران برشماثابت نشدكه می گفتندعراقی هاكافرند؟!!آیامامسلمان نیستیم ،روزه نمی گیریم ،نمازنمی خوانیم ؟!!پس شماآگاه شویدوازخیرات وبركات آقای صدام حسین استفاده كنید!!!))نایب ضابط پلنگی باامتیازی كه درموردخواب به ماداده بودخوشحال وشادمان محل سخنرانی خودراترك كرد،اماهمان دستورنیم بندنیزهرگز اجرانشد ..... ادامه دارد
نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

[ پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398 ] [ 02:41 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
سال هاست که به همت آزادگان بهبهان کلاس های ختم،ترجمه و تفسیر قرآن ،نهج البلاغه و صحیفه سجادیه برگزار می گردد که به اختصار به معرفی آن ها می پردازیم.
بانی اصلی:آزاده حاج حمزه رفیع
از حدود 25 سال پیش به همت آزاده و جانباز هشت سال دفاع مقدس حاج حمزه رفیع کلاس های ختم قرآن در ماه رمضان در منزل شخصی ایشان آغاز شد که تاکنون برقرار می باشد.
بعد از پایان ماه رمضان نیز این کلاس ها ادامه دارد. در سال های نخستین بحث ترجمه تحت الفظی و بیان بعضی از داستان های قرآنی رایج بود. از سال 1378 این کلاس همزمان با نامگذاری آن سال به نام سال امام علی علیه السلام به کلاس ترجمه نهج البلاغه تبدیل شد. یک دوره کامل نهج البلاغه در مدت 20 سال خوانده شد.در این مدت از اساتیدی نظیر آزاده حاج غلامعباس محمد حسنی-حجت الاسلام قنبریان-استاد بزرگوار نورافشان و... در برخی جلسات دعوت به عمل آمد.
بعد از پایان نهج البلاغه بحث کتاب صحیفه سجادیه در دستور کار قرار گرفت. و هم اکنون حدود هفت ماه از شروع آن می گذرد.
محل برگذاری کلاس ها به فراخور زمان در مزل حاج حمزه رفیع-حاج مالک رفیع-حاج امان الله لیراوی وآقای وحید نجاریان برگذار شده است.
در برخی از ماه های سال به فراخور شرایط طبیعت کلاس در فضای خارج از خانه و در دامنه طبیعت برگزار شده است.

http://uupload.ir/files/00uo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B3%DB%B1.jpg


http://uupload.ir/files/d5g_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B3%DB%B5.jpg

http://uupload.ir/files/50ah_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B4%DB%B2.jpg

http://uupload.ir/files/enym_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B4%DB%B1%DB%B7.jpg

http://uupload.ir/files/a9rz_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B1%DB%B4_%DB%B2%DB%B1%DB%B2%DB%B3%DB%B2%DB%B7.jpg

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


رمضان در کلام معصومین (ع)


قالَ النَّبِی صلَّی اللّه علَیهِ وَ آلِهِ: اُعْطِیتْ اُمَّتی فی شَهْرِ رَمَضانَ خَمْساً لَمْ یعْطَها اُمَّةُ نَبِی قَبْلی. اِذا کانَ اَوَّلُ یوْم منْهُ نظَرَ اللّهُ اِلَیهِمْ. فَاِذا نَظَرَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اِلی شَی ءٍ لَمْ یعَذِّبْهُ بَعْدَها. وَ خَلُوفُ اَفْواهِهِمْ حینَ یمسُونَ اَطیبُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ ریحِ الْمِسْک، تَسْتَغْفِرُ لَهُمُ الْمَلائِکةُ فی کلِّ یوْمٍ وَلَیلَةٍ مِنْهُ، وَ یأْمرُ اللّه عزَّوَجَلَّ جَنَّتَهُ فَیقُولُ تَزَینی لِعِبادِی الْمُؤْمِنینَ یوشَک اَنْ یسْتَریحُوا مِنْ نَصَبِ الدُّنْیا وَ أَذاها اِلی جَنَّتی وَ کرامتی، فاِذا کانَ آخِرُ لَیلَةٍ مِنْهُ غَفَرَ اللّهُ لَهُمْ عَزَّوَجَلَّ جَمیعاً.[5]

به امت من در ماه مبارک رمضان پنج چیز داده شده است که به هیچ امّتی قبل از امّت من داده نشده است: (1) نخستین روز از ماه رمضان خداوند نظر می کند به آنان، و به هر چه خداوند نظر کند دیگر آن را عذاب نمی کند. (2) بوی دهان آنان هنگامی که روز را به شب می رسانند، نزد خداوند از مشک خوش بوتر است. (3) فرشتگان برای آنان هر شب و روز طلب مغفرت می کنند. (4) خداوند دستور می دهد به بهشت و می فرماید: خود را زینت ده برای بندگان مؤمن من؛ زود باشد از سختی و آزارهای دنیا، راحت شده و در بهشت من و کرامت من جای گیرند. (5) و چون آخرین شب ماه رمضان شود، خداوند همگان را مورد عفو و بخشش قرار می دهد.

بهار جلد 96 ص 230


[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1398 ] [ 02:20 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]


ماه رمضان در اسارت

فتواهای مختلف سربازان:

        درجریان ماه رمضان همه یااكثرسربازان عراقی صاحب فتوا شده بودندوهركس بخشی ازقوانین دینی راباآب وتاب برای ماشرح می دادوالبته بی سوادی آنهاوعدم آگاهی شان ازاین مسائل دینی باعث خنده وتمسخرمامی شد.شبی بعدازصرف سحردرحالی كه شاید2 ساعت یابیشتربه نمازمانده بودسربازعراقی درآسایشگاه 2 اعلام كردكه برخیزیدونمازبخوانیدبچه هاكه می دانستندوقت نمازنیست كمی بااوبحث كردندولی سربازگفت من مسلمانم وقت نمازرامی دانم فورابلندشویدنمازبخوانیدوبخوابیدبچه هابرای اینكه اوفردادردسری درست نكندنمازخواندندوخوابیدند.قریب به یك ساعت بعدفرج سربازدیگری كه كمتردرمسائل خشونت به كارمی بردآمدوبچه هاازاوپرسیدندآیانمازشده اوباتعجب گفت:صلاه!!وبعدبه ساعتش نگاه كردوگفت یك ساعت بیشتربه نمازمانده!!بخوابیدخودم وقت نمازبیدارتان می كنم .وبعداین كارراكرد.نمونه ی این فتوادادن درموردوقت افطارازطرف سربازان صادرگردید!!! گاهی در مورد آب خوردن هم همینطور می شد. یکی اجازه می داد دیگری نه. در مورد افطار وضعیت بدتر بود. یکی می آمد می گفت افطار شده بخورید. می گفتیم هنوز اذان نشده. عصبانی می شد و می گفت یعنی می خواهید بگویید من مسلمان نیستم؟ وقت افطار را نمی دانم؟ اگر گیر می داد که دیگر هیچ.. دوراه داشت یا روزه رابخوریمتا کتک نخوریم یا نخوریم و فردا کتک بخوریم و......

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی


[ یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 ] [ 03:08 ق.ظ ] [ رزمنده آزاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 124 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب